ابراز ناراحتی خانم محمدی از فراق فرزندش باقر محمدی سرواله

هراز گاهی صدای تلفن دفتر انجمن به صدا در می آید و صدای ناراحت و نگران مادری که بیش از 3 دهه است فرزندش را ندیده از آن سوی تلفن به گوش می رسد.خانم محمدی مادر باقر محمدی سرواله،برای آرام کردن وی و تسکین درون پر از غم وی  او را در دفتر انجمن ملاقات می کنیم و به او دل داری داده تا شاید کمی آرام شود. ایشان اسرار برای رفتن به آلبانی و دیدن فرزندش را دارد.بعد شروع به درد دل کردن می کند،و مدام می گوید پسر من سرباز بود که اسیرش کردن.پدرش که نتوانست اورا ببیند و آرزو به دل، دیدن فرزندمان از دنیا رفت.شاید امکان دیدن برای من باشد.تنها آرزوی من قبل از مرگم دیدن یک بار دیگر فرزند اسیرم می باشد.فقط همین آرزو را دارم می ترسم من نیز از دنیا بروم،و نتوانم فرزندم را ببینم.می دانم او دیگر پیر شده اما نمی دانم وضعیت سلامتی جسمی و روحی او چگونه است.پدرش این چند سال اخیر که در بستر بیماری بود مدام دلتنگی فرزندش را می کرد و بارها فرقه رجوی را نفرین می کرد که چرا نمی گذارند حتی برای یک بار هم که شده فرزندم با من تماس تلفنی داشته باشد.ما چه گناهی کرده ایم که فرزندمان اسیر اسارتگاه رجوی از خدا بی خبر شده.فرزند ما یک سرباز ساده بود که اسیرش کردند.چرا این دوری را برما و فرزندم تحمیل کردن.اما متاسفانه ما نیز برای این چراها جوابی نداریم و این چراها را باید فرقه رجوی خائن جواب بدهد که جوانی تمام جوانان این خاک را بخاطر حس جاه طلبی داشتن گرفت و حالا بعد از چندین ده این جوانان به افراد پیر و فرسوده و بیمار تبدیل شده اند.و یکی یکی  بدون دیدن خانواده هایشان حتی قبل از مرگ در گورستان رجوی به خاک سپرده می شوند.
ما امیدواری که روزی برسد در یک دادگاه علنی در حضور خانواده ها  رجوی کفتار به همراه روباه مکار همسرش مریم پاسخ گوی پدران و مادران پیر و افراد اسیر در اسارتگاهشان باشند. به امید آن روز

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.