محمد اقبال بد دهن و رجویست، تحلیگر منطقه ای شده!

این یکی از بد دهن ترین قلم بدست های رجوی است که درهنگام اقامت در کمپ اشرف هم میداندار نشست های مغزشویی چندگانه میشد و چه تعریف و تمجیداتی از مسعود ومریم میکرد وچه اهانت های به عضو متهم به اعتراض به عملکرد تشکیلات وارد کرده  وثمره ی این چاپلوسی های مشمئز کننده آن بوده که زودتر به خارج اعزام شده و جان کم ارزش خود را از مخاطرات عراق رها کرده وبه تکرار راحت تر اراجیف خود مشغول شود!
این شخص اینقدر بد دهن است که انسان ازخواندن توهین هایی که به خواهر خودش که جرات جدا شدن ازمناسبات ضدانسانی رجوی را داشت، کرده، وجود عرق شرم را بر پیشانی خود احساس میکند!
محمد اقبال ازلمپن ترین افراد رجوی لمپن است!
همین شخص است که به مردم فلسطین دل سوزانده وقطعنامه ی اخیر سازمان ملل متحد دراین مورد را – که خود ذاتا اززمره ی کارهای روزهای پایانی اوباما برای دشوار کردن راه ترامپ است – مورد شرح وبسط قرار داده است!
درتفسیر منتشر شده ی مورد بحث در رسانه های مجازی رحوی میخوانیم:
" قطعنامه شورای امنیت ملل متحد پیروزی بزرگ فلسطین و شکست فاشیسم دینی حاکم برایران –  قطعنامه شورای امنیت پیروزی فلسطین- همبستگی ملی در روزهاى پایانى سال میلادى گذشته رویدادى پر اهمیت در صحنه خاورمیانه رخ داد که به علت جنایتهاى رژیم در سوریه و قتل عام در حلب و تحولات متعاقب آن، چه بسا از چشمها دور ماند. خبر این بود: شوراى امنیت سازمان ملل روز جمعه ۲۳ دسامبر ۲۰۱۶(سوم دیماه ۹۵) قطعنامه ممنوعیت شهرک سازى در مناطق اشغالى فلسطین توسط اسرائیل را تصویب کرد. ارائه کنندگان این قطعنامه زلاند نو و سنگال و مالزى و ونزوئلا بودند. قاعدتا باید مجموعه کشورهاى عربى آورنده این قطعنامه مى بود اما به علت برخى اختلافها این قطعنامه که ماهها بود عنوان شده بود به تأخیر مى افتاد".
 با وجود حسن نیت کشورهای ارائه کننده ی قطعنامه، اسرائیل به پشتگرمی ضمانت اجرایی نداشتن این نوع  قطعنامه ها تره ای برای آن خرد نکرد ومدام که در براین پاشنه بچرخد واسرائیل بعنوان کشتی جنگی وپادگان نظامی جهان سلطه گر غرب – ونه بعنوان یک کشور نرمال- عمل میکند  و مردم  ومخصوصات رهبران جهان عرب و بطور کلی افکار عمومی جهان، در طرزتفکر خود تجدید نظر نکنند، کسی قادر به مجبور کردن  دولت اسرائیل به انجام عقب نشینی ریشه ای نیست!
محمد اقبال می نویسد:
"… قطعنامه ۲۳۳۴ اولین قطعنامه شوراى امنیت درباره اسراییل و فلسطین از سال ۲۰۰۹ است و اولین قطعنامه درباره شهرک سازى در مناطق اشغالى فلسطین بعد از ۳۶ سال مى باشد. آخرین قطعنامه شوراى امنیت در این رابطه به شماره ۴۶۵ بود که در تاریخ ۱ مارس ۱۹۸۰ به اتفاق آرا به تصویب رسید. آن زمان جیمى کارتر ریاست جمهورى آمریکا را به عهده داشت و آمریکا به قطعنامه رأی داد ".
ومیبینید که اسرائیل یک قدم هم عقب نشینی نکرد و به آن قطعنامه هایی که حتی آمریکا بدان ها رای مثبت داده، ترتیب اثری نداده واساسا میخواهد خاورمیانه ی بزرگ تحت نظارت خود را داشته باشد و حتی مرزهای کنونی خود را هم برسمیت نمی شناسد!!
دوباره:  
" محمود عباس رییس جمهور کشور فلسطین ضمن استقبال از تصویب این قطعنامه گفت بعد از ۳۶ سال اولین بارى است که شوراى امنیت به مصوبات خودش در رابطه با شهرک سازى اسرائیل اشاره مى کند و این امر را در سراسر سرزمین فلسطین اشغالى نامشروع و غیرقانونى مى داند".
با وجود اینکه هر قطعنامه ای که برعلیه اسرائیل تصویب شود، کار فلسطینی ها را دراحقاق حقوق خود که با دشواری های عذاب آور بدست خواهد آمد، ممکن است سهل تر کند واین مسئله هم خوشحالی هایی تولید میکند، اما این " اشاره کردن ها " مشکل مردم فلسطین را حل نخواهد کرد ودراین مورد باید از شخص محمود عباس پرسید که تو شخصا چه کار کرده ای و چه گام هایی برای تحکیم وحدت بین فلسطینی ها کرده ای که عامل اصلی تامین کننده ی حقوق خودشان میباشند؟!
همچنین:
" گروه فلسطینى «حماس» ضمن ستایش از مواضع کشورهایى که به این قطعنامه رأى مثبت دادند و حق مردم فلسطین بر سرزمینشان را مورد تأکید قرار دادند، از این قطعنامه استقبال کرده و آن را «تحولى و رویکردى مهم در مواضع بین المللى در حمایت از حق فلسطین در محافل بین المللى» دانست ".
شماها که این گروه را دست ساز جمهوری اسلامی معرفی میکردید، حالا چطور شده که به حرف هایش استناد میجویید؟!
گروه حماس بدون توجه باینکه ابتدا ازطرف چه کسی وبه چه منظوری ترتیب داده شده وبدون لحاظ اینکه چه مواضع درست ونادرستی دراین چند سال اتخاذ نموده است، موردحمایت بخشی ازمردم فلسطین است و نمیتوانست برعلیه قطعنامه ای که حداقل حقوق ملت فلسطین را برسمیت شناخته است، موضعگیری کند.
درادامه:
" در این میان اما رژیم تروریستى حاکم بر ایران که روزى شعار فتح قدس از کربلایش گوشها را کر کرده بود، تماما خفقان گرفت. این قطعنامه که یک پیروزی بزرگ برای مردم و مقاومت فلسطین و بطور مشخص دولت فلسطین و پرزیدنت محمود عباس بود، یک سرشکستگی و خفت و خواری برای رژیم آخوندی و مزدورانش بود که از هیچ فرصتی برای ضربه زدن به جنبش فتح و شخص محمود عباس فروگذار نمیکنند".
شما ها هرگز دلیلی برای دشمنی ایران بامردم فلسطین ارائه نداده اید وتنها حرف های مفت وبی مالیاتی است که مطرح نموده اید!
ایران ازابتدای تاسیس دولت اسرائیل، بازیگر اصلی نبوده وحالا هم نیست وشما بهتر است دلیل  اصلی شکست سازمان آزادیبخش فلسطین را درسازش تاریخی انور سادات (رئیس جمهور اسبق مصر بعنوان بزرگترین کشور عربی) با اسرائیل بدانید که این سازش کمر اعراب را درمقابل اسرائیل شکست وایران دراین کمر شکستگی اعراب وفلسطینی ها نقشی نداشته است!
پرزیدنت محمود عباس هم اگر بخواهد محبوب مردم فلسطین شود، باید که به افکار عمومی ورای آنها احترام بگذارد که درعمل خلاف آنرا به ثبوت رسانده است!
آیا شما اطلاعاتی از پلیس محمود عباس که بجای مبارزه با اسرائیل، خون مردم فلسطین را در شیشه کرده و درانتخابات معروف چند سال پیش، رای آنها را به هیچ نشمرد؟!
من البته که دلیل مقامات ایران دربرخورد محتاطانه با این قطعنامه را نمیدانم وتنها بنظر می رسد که امیدی به اجرای آن ندارد!
سعید
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.