دل درد و نگرانی مریم قجر از ملاقات وزیر خارجه ایران با وزیر خارجه عربستان

فرقه رجوی بعد از این که بزرگترین حامی خودش را در عراق که صدام بود از دست داد سپس به طور مستقیم به عربستان متوسل شد در این رابطه همواره تلاش کرد تا روابط ایران با عربستان به سردی بگراید در این رابطه تا حدودی موفق هم بود، از جمله قطعی روابط ایران با عربستان تاکنون، و فاکتور دیگر فتوای وهابیون عربستان علیه شیعه صادر کرده اند، ایضاً حرکات داعش در تهران و… در این زمینه ها باید به فرقه رجوی نمره داد و گفت بارک الله در مزدوری علیه مردم ایران رقیب ندارید.
یک تعداد از عناصر فرقه که عقل و مغزشان به اندازه گنجشک هم نمی رسد به عنوان تحلیلگر مسائل سیاسی در سایت های فرقه ظاهر و در زمینه روابط ایران با عربستان تحلیل آب دوغ خیاری که بر اساس هیچ پایه ای قابل تعریف نیست روده درازی می کنند.
اگر از بیرون یک بی طرف پای حرف های آنها بشیند و گوش کند متوجه خواهد شد تحلیل های آنها هیچ پایه ای نداشته و با واقعیت دنیای امروز اصلاً و ابداً طراز نیست همیشه و بطور ثابت عناصر معلوم الحال رجوی که چند فاز از سیاست روز عقب ترند برای اثبات این که مقلد و دست آموز خوبی هستند در این رابطه قلم به دست گرفته به صحنه آمده و همان سیاست یا آرزوهای بر باد رفته رجوی ها را نشخوار می کنند.
اینک که راه حجاج ایرانی به عربستان باز شد و عربستان هم با گل حجاج ایرانی را مورد استقبال قرار داد نشان می دهد مریم قجر در راه برد بار دیگر تیرش به سنگ خورد و باز هم بور شد در واقع نتوانست به اهدافش برسد.
در خبرها هم داشتیم آقایان ظریف و الجبیر در حاشیه اجلاس وزرای خارجه کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی با هم رو به رو شده اند، خبرگزاری صدا و سیما می گوید هنگام ورود وزرا به سالن نشست، عادل الجبیر با هدف دست دادن به سوی محمد جواد ظریف آمد و پس از در آغوش کشیدن او، دو مقام با هم گفت و گو کردند. آقای ظریف در گفت و گو با خبرگزاری صدا و سیما این اقدام همتای عربستانی اش را “عادی و حرکتی در عرف دیپلماتیک” توصیف کرده و گفته “دلیل این کار هم احترام متقابل و هم دوستی دیرینه ای بود که با جبیر داشتم”.
دیدار با وزیر امور خارجه عربستان، اگر حتی مقدمه ای برای برقراری روابط دیپلماتیک با ریاض نباشد فی نفسه نشان از تعادل قوای و جایگاه ایران در منطقه را نشان می دهد.
در پی رویدادهای تعارض برانگیز میان ایران و عربستان، رسانه های فرقه تبلیغات گسترده ای در راستای اهداف عربستان و علیه جمهوری اسلامی به راه انداخته اند. چنانچه در زمان مذاکرات هسته ای میان ایران و غرب، فرقه تروریستی رجوی هر چه در توان داشت تلاش کرد تا توافقی حاصل نشود و روابط مخاصمه آمیز قبلی عادی نشود.
هر چند که پروپاگاندای فرقه رجوی علیه ایران معمولاً در جامعه ی بین المللی راه به جایی نمی برد به دلیل نقش بی اهمیت این گروه در مسائل منطقه ای و باید اشاره کنم گروه هایی هم هستند که دستی به سر و گوش فرقه رجوی می کشند، مخالفان ایران در آمریکا و عربستان آنها سعی می کنند در قبال خدمات مادی و معنوی فرقه رجوی را مورد الطفات قرار دهند.
به هر حال فریب کاری های فرقه رجوی برای جلب حمایت دشمنان ایران تنها ابزاری است در دست دشمنان ایران، نهایتاً این حمایت ها برای فرقه ثمره ای در پی نخواهد داشت. تاریخ مصرف فرقه رجوی نیز روزی سرخواهد آمد، درست مانند آنچه برای القاعده و دیگر گروه های تروریستی نیابتی رخ داد.
فرقه تروریستی رجوی باید از داستان تلخ صدام درس عبرت بگیرد تا وقتی در عراق بود نوکری صدام را می کرد حالا نوکری و مزدوری عربستان را می کند، نوکری و همکاری با وهابیون و گروهای تروریستی تحت حمایت عربستان علیه مردم ایران، به طور مسلم جز نفرت بیشتر در بین مردم آزاده ایران نشان از سقف وطن فروشی آنها است این نوع خوش رقصی ها بی شک در تاریخ ایران ثبت خواهد شد.
محمدرضا گلی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.