به یاد شهدای آینده ساز مدرسه پیروز بهبهان

چهارم آبان ماه 1362 ساعت 17:20 صدای مهیبی شهر بهبهان را لرزاند.درآن ساعت من درمدرسه نحوی بهبهان درکلاس درس کنار پنجره نشسته بودم صدای مهیب انفجار باعث شد برای لحظاتی من و دیگر همکلاسی هایم که کنار پنجره نشسته بودیم از شدت صدای انفجار موج زده و ناخواسته به زیر نیمکت ها پناه گرفتیم چند لحظه بعد که کمی از حالت موج زدگی بیرون آمدیم صدای مدیر مدرسه را شنیدیم که در راهرو کلاس ها فریاد می کشید: موشک زدند همه بروید بیرون کسی توی کلاس ها نماند. ما به خودمان آمده و به حیات مدرسه رفتیم همه در بهت، اضطراب و دلهره بودیم و نمی دانستیم چکار باید بکنیم تا اینکه مدیر گفت به مدرسه پیروز موشک زدند.همه هراسان به بیرون مدرسه آمده و به سمت محل اصابت موشک رفتیم.مدرسه پیروز تقریبا تازه ساز و از استحکام خیلی خوبی برخوردار بود اما موشک های صدام آن را ویران وبه تلی ازخاک تبدیل کرده بود همه مردم جمع شده و با دست خالی تکبیر گویان و اشک ریزان مشغول بیرون کشیدن اجساد تکه تکه شده ی دانش آموزان خردسال و نوجوان و معلمین مدرسه از زیر آوار بودند واقعا صحنه های بیرون کشیدن اجساد دل هرانسانی را بدرد می آورد بطوریکه بعضا مردم مجبور می شدند بعضی از اجساد را در کیسه های پلاستیکی بگذارند بدلیل حجم زیاد و سنگینی ستون های ریخته شده مدرسه بیل میکانیکی برای جابجایی آنها آوردند.هربار که بیل میکانیکی بالا می رفت جسدی که تقریبا چیزی ازآن نمانده بود پیدا می شد. مادران و پدران دانش آموزان گریه کنان دربین آوارها بدنبال عزیزان پرپرشده خود می گشتند که دیدن این صحنه ها اشک را درچشمان بقیه مردمی که برای کمک کردن آمده بودند جاری کرده بود.

اما اصابت موشک به مدرسه پیروز شهر بهبهان ننگ دیگری بود برپیشانی صدام جنایتکار و کشورهای مدعی حقوق بشرکه از یک طرف ارتش او را با پیشرفته ترین سلاح ها وبمب های مختلف اعم از شیمیایی و غیرشیمیایی برای کشتن مردم ایران تجهیز می کردند ولی از طرف دیگر با کمال وقاحت ادعای دفاع از حقوق بشر داشتند! دراین بین اما درد زخم خیانت گروه های وطنی مدعی دفاع ازخلق ایران کمتر از زخم اصابت موشک های صدام نبود چرا که درآن ایام وقتی سربازان وطن درمرزها برای دفاع ازآب وخاک سرزمین خود خون می دادند وازطرف دیگر پیر و جوان و کودک ایرانی بخاطرحملات موشکی صدام شهید می شدند خائنین وطنی بدنبال منافع نامشروع خود در کشور بودند که در بین آنها شاید زخم خیانت فرقه رجوی ازهمه پررنگ تر بود چرا که همین رجوی شیاد یک سال قبل تر از تاریخ شهادت دانش آموزان بی گناه مدرسه پیروز در پاریس با طارق عزیز معاون وقت صدام دیدار و پیوند خونی و استراتژیکی ایجاد کرده بود و علارغم مشاهده جنایات صدام در کشتن مردم بی دفاع ایران در اوج بی شرافتی اخلاقی، سیاسی وایدئولوژیکی برای جلب اعتماد دشمن قسم خورده مردم ایران ازفرانسه دستور ترور و انجام اقدامات تروریستی در ایران را می داد و یا سالها بعد وقتی خود و نیروهایش رسما درعراق به استخدام ارتش صدام درآمدند همین رجوی وسرکردگان فرقه اش برای خوش خدمتی بیشتر در تصحیح گرا موشک های عراقی برای اصابت دقیق ترآنها درشهرهای ایران نقش موثری ایفا کرد وبه واسطه همین خیانت رجوی موشک های صدام هرروز تعداد بیشتری ازمردم ایران را به شهادت می رساند.

آری 4آبان ماه سال 62 با شهادت دلخراش بیش از70 دانش آموز و معلم مدرسه پیروز شهر بهبهان نه تنها مردم این شهر بلکه کل مردم ایران را درغم و اندو فرو برد و قطعا تاریخ وقوع این رخداد هولناک ازیک طرف مظلومیت مردم ایران رابه اثبات رساند واما ازطرف دیگر چهره کشورهای مدعی حقوق بشر و گروه های خائن وطنی ازجمله فرقه تروریستی رجوی را بیش از بیش رسوا نمود و منفور ملت ایران شدند .

یاد وخاطردانش آموزان ومعلمان شهید مدرسه پیروز بهبهان گرامی و روح همه آنها شاد باد.

حمید دهدار

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.