در مثلث اسرائیل، آمریکا و سعودی، مجاهدین خلق چه نقشی دارد؟

از زمان سقوط صدام حسین دیکتاتور عراق در سال 2003، تشکیلات مجاهدین خلق به نحو عجیبی همبستر ایالات متحده آمریکا و اسرائیل شد. هرچند که پیش از آن حمایت صدام از گروه مجاهدین خلق یکی از بهانه های پرزیدنت جرج دبلیو بوش برای حمله به عراق بود، پس از سقوط صدام، کمپ اشرف تحت حفاظت ارتش آمریکا درآمد.
فرماندهی نیروهای آمریکایی که از کمپ اشرف حفاظت می کردند به عهده کلنل وسلی مارتین بود که هم اکنون از حامیان پرشور مجاهدین خلق در دولت آمریکاست. فیلیپ جیرالدی، مامور سابق سازمان سیا با انتقاد از کلنل مارتین درباره این حمایت ها از گروه تروریستی مجاهدین خلق می نویسد:
« مجاهدین خلق به لطف لابی های متنفرین از ایران، از گروه تروریستی به “قهرمانان دمکراسی ایران” تبدیل شده اند.».
و چنان شد که نه سال پس از حمله به عراق، مجاهدین خلق از فهرست گروه های تروریستی وزارت امورخارجه آمریکا حذف شدند.
سپس با کمک مالی آمریکا و تحت نظارت کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به آلبانی منتقل شدند . همه این اقدامات حمایتگرانه در حالی صورت می گیرد که مرتبا گزارش هایی نیز از نقض حقوق بشر در درون تشکیلات مجاهدین خلق از سوی رسانه ها و نهاد های حقوق بشر غربی منتشر می شود. با این وجود، برای ایالات متحده اهمیت ندارد که واقعیت مجاهدین خلق چیست؛ مجاهدین خلق باید حمایت شوند چون دشمن دشمن آمریکا هستند.
این گروه همچنین بازوی عملیاتی و متحد اصلی آمریکا در منطقه یعنی اسرائیل است. جیرالدی می نویسد:
« مسئله این است که افرادی چون کلنل وسلی مارتین که متاسفانه تعدادشان در حکومت آمریکا رو به افزایش است، بدلایل بسیار زیادی که هیچکدامشان ربطی به امنیت ملی ندارد از ایران نفرت دارند. اسرائیل و لابی آن قطعا یکی از این دلایل است و همین طور نیاز به داشتن دشمنانی که پارانویایی را تغذیه کند که به رشد مجموعه صنعت نظامی می انجامد. وقتی مارتین از “تلاش های ایران برای خنثی کردن مجاهدین خلق به عنوان تهدید اصلی علیه رژیم” می گوید، در واقع جهالت خود را نشان می دهد. این ادعا کاملا چرند است. مجاهدین خلق برای کشتن ایرانیان با صدام حسین همکاری کردند، درست همانطور که پیش از آن امریکایی ها را کشته بودند. این گروه در ایران مورد انزجار است و از حمایت ناچیزی برخوردار است. گروهی تروریستی است که در حال حاضر برای کشتن ایرانی های بیشتری مورد استفاده سیا و موساد است. به همین دلیل است که روشنفکرانی چون مایک پمپئو و جان بولتون و کلنل مارتین عاشق آن هستند، نه برای آنکه ژست به ارمغان آوردن دمکراسی برای ایران به خود گرفته است. »
نفوذ اسرائیل برا حفظ مجاهدین خلق به عنوان نیرویی وکالتی پس از انتقال تشکیلات به آلبانی کماکان ادامه دارد. برای نمونه عملیات های کذایی تروریستی که هر روز در اروپا به ایران نسبت می دهند یک روز در دانمارک و روز دیگر بلژیک و امروز در آلبانی و هرگز هیچ کدام رخ نداده است. در پی این اتهام زنی ها، علاوه بر وزارت امورخارجه ایران، ژورنالیست ها و دانشگاهیان آلبانیایی نیز به اخراج اخیر دیپلمات های ایرانی از آلبانی واکنش نشان دادند.
اولسی ژازخی تاریخ نگار آلبانی_کانادایی در پی اخراج دیپلمات های ایرانی از آلبانی در مقاله ای مفصل به نکات مهمی درباره وضعیت مجاهدین خلق در آلبانی پرداخت:
« همه ماجرای اخراح دیپلمات های ایرانی از آلبانی نشان از تلاش مذبوحانه ترامپ و نتانیاهو برای استفاده از آلبانی فقیر، فاسد و تابع است برای مواجهه جهانی شان با اتحادیه اروپا و دیگر قدرت های جهان علیه ایران. آمریکا و اسرائیل می دانند که ادی راما و حکومت فاسدش جرات نمی کند که به آمریکا نه بگوید. پس از اعلام خبر، نخست وزیر اسرائیل بنجامین نتانیاهو، دانلد ترامپ و دیگرانی در دولت آمریکا به ادی راما برای “اقدام شجاعانه ای” تبریک گفتند.»
ژازخی که کارشناس تاریخ اسلام، ناسیونالیسم و اصلاح مذهبی جنوب شرقی اروپاست به درستی از نخست وزیر آلبانی، ادی راما برای بی ملاحظگی اش و عدم توانایی مقاومت در برابر فشار های آمریکا و اسرائیل انتقاد می کند و معتقد است که راما گویی « مریم رجوی را به عنوان یکی از اعضای کابینه اش پذیرفته است».
وی می نویسد:
« نخست وزیر ادی راما، که از اینکه اسرائیل و آمریکا و مجاهدین خلق بدین گونه کنترل سیاست خارجی کشورش را بدست گرفته اند بسیار عصبی است تا کنون درباره موضوع اظهار نظر نکرده است. او می فهمد که بانوی تروریست سابقه دار مریم رجوی و سربازان جهادی اش که او در سال 2015 به گرمی از آن ها استقبال کرد، موفق شده است که سیاست خارجی کشورش را به گروگان بگیرد. ادی راما که دولتش در سازمان ملل بر سر مسئله اورشلیم علیه اسرائیل و ترامپ رای داده است تا دل اروپایی ها را بدست بیاورد، می داند که اروپایی ها در باره آنچه در سیاست خارجی کشورش می گذرد عصبانی هستند. اخراج دیپلمات های ایرانی در بروکسل جالب به نظر نخواهد رسید. مجاهدین خلق، آمریکا و اسرائیل در تعارضاتشان با اروپا و ایران در حال سو استفاده از آلبانی به مثابه زنی فاحشه هستند. در عین حال، مادام مریم رجوی، که برای جهادی های افراطی اش ادعای ریاست جمهوری منتخب ایران را دارد، باید اکنون خندان باشد. آمریکایی ها و اسرائیلی ها اکنون او را به سمت وزیر امور خارجه آلبانی گماشته اند حتی با اینکه در سال 2015 ادی راما اورا به عنوان یک پناهنده و نه وزیر امورخارجه اش به کشورش راه داد.»
و در نهایت به اظهارات فعال صلح مدئا بنجامین می پردازیم که عربستان سعودی را نیز به جمع حامیان مجاهدین خلق می افزاید و نقطه اشتراک همه آن ها را دشمنی با ایران می داند. او در مصاحبه اخیرش با بن نورتون در شبکه ریل نیوز گفت:
« من فکر می کنم که چیزی مثل عبارت ” دشمن دشمن من دوست من است” دلیل آن است. ادر حال حاضر شاهد همکاری عربستان سعودی با اسرائیل در مقابل ایران هستیم و بسیاری از اعضای حزب دمکرات هنوز هم تحت کنترل حکومت اسرائیل و گروه های لابی آن ماند ایپک هستند، حکومت اسرائیل مصم است برای سرنگون کردن حکومت ایران راهی پیدا کند.»
آنچه از اظهارات افرادی چون جیرالدی، بنیامین، ژازخی وبسیاری دیگر از روشنفکرتن غربی بر می آید این است که همه اعتباری که مجاهدین خلق از آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی می گیرد به دلیل قابلیت های دمکراتیک آن –که اساسا فاقد آن است—نیست، بلکه کاملا برعکس، به دلیل سوابق غیردمکراتیک و خشونت آمیز آن بر علیه ملت ایران است که این گروه را تبدیل کرده است به نیروی وکالتی عمل گرا برای خدمت به جاه طلبی های دشمنان ملت ایران.
مزدا پارسی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.