اندر بیانیه ی شورای بی سر و کذائی مقاومت

سران مفلوک فرقه ی رجوی فکر می کنند با دادن بیانیه و نوشتن سطور بی فایده تحت عنوان :
“بیانیه ی شورا” ، می توانند سر مردم کلاه بگذارند. این دلالان مادون سیاست چنین می پندارند که با روده درازی و حرف های مفت می توانند اذهان را به سمت خود متوجه کنند.
اگر فرض کنیم که در دنیای اپوزیسیون ها، زمانی این ها برای خود کسی بودند، یک ساده انگاری ناممکن است. از همان روز اول که شورای کذائی تشکیل شد و خواستند آنرا استارت بزنند، این جریان از سوی تمامی سیاسیون بایکوت شد، چند نفر انگشت شماری هم که با شعارهای بزک شده ی سیاسی آنها جذب شده بودند ، در اولین فرصت این شورای دیکتاتور و تک قطبی را ترک و علیه آن بیانیه دادند!
شورا نه شورا است و نه ملی! سیاهی لشگر این شورا هم اعضای اسیر در سازمان هستند.
کجا هستند آن کسانی که روز اول با فریب و نیرنگ به شورا آورده شده بودند؟
محمدرضا روحانی ، کریم قصیم ، ایرج شکری و ابراهیم آل اسحاق و آقای ج. ب و محمد علی اصفهانی و اسماعیل یغمائی و …کجا رفتند؟ چرا رفتند ؟ چرا یک به یک اعضایتان از شورا رفتند؟
در متن استعفا نامه ی این دو شخصیت ضمن ذکر نمونه هایی از”انبوه مشکلات” چنین آمده است :
” اینها نمونه هایی از انبوه مشکلات سالهای اخیرمان بوده اند…. در ماههای اخیر که انواع معضلات جدید به دشواریهای پیشین افزوده شده است:
-افشای مسائل شخصی و تعرض غیرقابل دفاع و علنی چند ماه پیش به موضوعی که درحوزه حقوق بشر افراد قرار دارد.
-پیامهای (نصیحت و انذار!) آقای رجوی خطاب به رژیم.
-مداخله دادن مکرر و بی وجه کمیسیونها و دبیرخانه شورای ملی مقاومت در مسائل و بعضاً مشاجراتی که آشکارا به ایدئولوژی و تشکیلات و …. سازمان مجاهدین خلق مربوط بوده اند….
ما نمی توانیم با این کارها و رویکردها موافق باشیم. می رویم ؛ چون دیگر نارضایتی و ندای اعتراضِ شأن و وجدانمان بر سکوت و صبرمان چیره شده. نمی توانیم در پیشگاه ملت ایران و افکار عمومی و تاریخ به عبارت دیگر نزد وجدان خویش پاسخگوی سیاستها, رویکردها, کنش و واکنشهایی باشیم که در بحث, تصمیم و اجرای آنها مشارکتی نداشته‌ایم.
محمد رضا روحانی – کریم قصیم”
استعفای آقایان کریم قصیم و محمد رضا روحانی از شورای ملی مقاومت و فحاشی مجاهدین نسبت به این دو، زوایای جدیدی از توتالیتریسم و عدم وجود مینیمم آزادی در این تشکیلات را عیان ساخت. اطلاعیه های این دو عضو مستعفی که بیش از سی سال از بهترین یاران رجوی محسوب می شدند، خارج از اینکه ضربه تلقی گردد شورش بر علیه مناسبات فرقه ای بنام شورا بود. این مسئله برای هزارمین بار نشان داد که مجاهدین و شورای آنان در مسیر مردم ایران نبوده و در احترام به آزادی اندیشه افراد غیر مجاهد ارزشی قائل نیستند. حکمیت ، رفتار آنتاگونیستی و فحاشی اعضا و فرماندهان مجاهدین در برخورد با مسئله جدایی آن دو تن نیز گواه همین امر بوده و مهر تاییدی بر غیر قابل تحمل بودن آنان زد.
آیا رفتار سرکوبگرانه مجاهدین در درون و بیرون نسبت به جدایی خواهان و آنان که از تشکیلات مخوف مجاهدین در عراق فرار کردند، بر این حقیقت صحه نمی گذارد که تنها راه ممکن فرار یا جدایی از این فرقه خطرناک است؟
فریدون گیلانی هم در متن استعفای خود نوشته بود :
“از آنجا که در حال حاضر شورای ملی مقاومت را به لحاظ محتوایی، حقوقی و اصول دموکراتیک در جهت آرمانهای خود نمی بینم، و از آنجا که معتقدم حل مسأله ی سیاسی ایران تنها به یمن رهبری جمعی سیاسی که مورد اعتماد مردم باشد امکان پذیرخواهد بود، و نه سعی بیش از ظرفیت اجتماعی در تعمیق رهبری ایدئولوژیک و مجاهدیزه کردن مفهوم”ملی” که نهایتاً به قالبی کردن جنبش ره خواهد برد، بدینوسیله ضمن حفظ همه مواضع آرمانی از پیش اعلام شده خود – از جمله تأکید بر مبارزه مسلحانه توده ای و سازش ناپذیری با دشمنان خلق – استعفای علنی خود از شورای ملی مقاومت را اعلام می دارم. بدیهی است که پیکار من، با قلم و قدم و علیه هرگونه استبداد و استعماری – پیگیر تر از پیش ادامه خواهد یافت و از همه آزادیخواهان ایران پشتیبانی خواهم کرد. ۱۹شهریورماه ۱۳۷۴ با احترام فریدون گیلانی»
شورای دیکتاتورطلبان رجوی، آیا به جز مجاهدین چشم و گوش بسته و اسیر ، عضو دیگری دارد؟
این شورای بسته که در انحصار شخص مسعود و الان هم مریم است، آیا یک نفر مستقل و یک شخصیت غیروابسته دارد ؟
شورای بی سر رجوی ها ،سالهاست که آب در هاون می کوبد، امثال این شوراها فقط مزدوران جیره و مواجب بگیر رجوی است و دم این شورای کذائی هم به عربستان و اسرائیل بند است. کارکرد این شورا طی سالیان چه بوده است ؟ چه قدم مثبتی برای مردم ایران برداشته است ؟
این شورا سر ندارد، این شورا زمانی هم که سر داشت، عرضه ی انجام هیچ کار دمکراتیکی را نداشت…
فرید

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.