مجاهدین خلق

نامه ای به دارالوکاله DLA Piper and Richard ، آقای ریچارد آرمی

نامه ای به دارالوکاله DLA Piper and Richard ، آقای ریچارد آرمی

مسعود خدابنده، چهارم دسامبر 2006
آقای ریچارد آرمی
4 دسامبر 2006
آقای عزیز

مایلم توجه شما را به امر بسیار حیاتی مربوط به سازمان مجاهدین خلق با نام های شورای ملی مقاومت (مستقر در پاریس) و ارتش آزادیبخش ملی (مستقر در عراق) جلب نمایم.
نشریه هفتگی فارسی زبان مجاهد، ارگان رسمی سازمان مجاهدین خلق، به شما به عنوان عنصر کلیدی شرکت کننده در یک سمپوزیوم سه روزه که در محل کنگره آمریکا، تحت عنوان ایران: چالش های سیاست خارجی، راه حل ها و اپوزیسیون دموکراتیک برگزار شده بود اشاره نموده بود. (مجاهد، شماره 823، دوشنبه 20 نوامبر 2006). مقاله مربوطه اشاره دارد که یک گزارش 250 صفحه ای توسط شما در جلسه یاد شده ارائه گردیده است.
شما به عنوان یکی از نمایندگان سابق بخوبی آگاه هستید که وزارت خارجه آمریکا بیانیه ای در خصوص سازمان در سال 1994 منتشر کرده که سازمان را یک گروه تروریستی ارزیابی نموده است. البته آنها در آن زمان توجه زیادی به این مسئله نکردند چرا که توسط دیکتاتور سابق عراق صدام حسین حمایت میشدند و کاملا به او تکیه کرده بودند. بعد از دیکتاتور آنها سعی کردند یک متحد جدید، اینبار در غرب، بیابند ولی مانع اصلی آنان گزارشی بود که در بالا به آن اشاره شد. آنها عاجزانه نیاز به حمایت توسط برخی ظاهرا ارگان های مستقل داشتند تا خود را مجددا سرپا نگاه دارند.
بنابراین آنان سعی در اطلاعات شویی کردند (درست مثل پول شوئی) تا گذشته خود را پاک نمایند. آنها کوشش های زیادی بکار بردند تا اطلاعات خود را – البته به شکلی که خودشان خلق کرده بودند – به برخی طرف های محقق شناخته شده و مستقل رد کرده تا مجددا از جانب آنها منتشر گردد تا این بار واقعی، مستقل و قابل اتکا به نظر برسد.
اکنون واضح است که شما و موسسه شما بعنوان واسطه در این کمپین مورد استفاده قرار گرفته است. احتمالا شما خود به این مسئله واقف نباشید که وقتی وارد چنین بازی هایی با مجاهدین شدید خروج از آن بسیار مشکل خواهد بود.
بطور مثال پروفسور ریموند تانتر یکی از حامیان قدیمی مجاهدین در مصاحبه ای با تلویزیون الجزیره اخیرا مجبور شده تا بگوید آمریکا باید از سنی ها که مشترکات فراوانی با گروه آپوزیسیون ایران بر علیه این کشور دارند حمایت کند.
در حقیقت سازمان مجاهدین خلق آنچه که ادعا میکند یعنی یک آلترناتیو دموکراتیک نیست. آنها نه دموکراتیک هستند و نه قابلیت آلترناتیو شدن را دارند. فروپاشی قریب الوقوع کمپ اشرف خود گواهی بر این ادعای ماست. شما میتوانید بسیاری قربانیان سازمان مجاهدین خلق را در داخل و خارج از ایران بیابید. افراد بسیاری هستند که بخاطر فعالیت های سازمان صدمه دیده اند. دیدبان حقوق بشر گزارشی تحت عنوان خروج ممنوع در سال گذشته منتشر کرد که به نقض حقوق بشر در داخل سازمان مجاهدین خلق اشاره دارد. همچنین اسکات ریتر در ابتدای کتاب خود تحت عنوان هدف قرار دادن ایران به توصیف سازمان مجاهدین خلق و سوابق گذشته آن می پردازد.
آنچه در زیر می آید توضیحات بیشتری در خصوص سوء اعمال سازمان در طول سالیان و سوابق به اصطلاح مبارزه اش بر علیه نظام حاکم بر ایران است:
رابطه نظامی، مالی، و سیاسی بین سازمان مجاهدین خلق و دیکتاتور مخلوع عراق صدام حسین:
– یک نوار ویدئویی بدست آمده بعد از سقوط صدام حسین بروشنی نشان میدهد که رهبران سازمان مجاهدین خلق و اصولا مسعود رجوی جعبه های بزرگ پول را از مقامات عراقی، بطور خاص رئیس سازمان امنیت جلیل طاهر حبوش همراه با سفارشات ترور در داخل ایران دریافت می نمایند.
– ارتش آزادیبخش ملی (بازوی نظامی سازمان مستقر در عراق) توسط ارتش عراق کمک های مالی، تعلیماتی، امکاناتی، سلاح، و تأمین اطلاعات و مهمات دریافت کرده است تا در خلال جنگ بین دو کشور، با ایران وارد جنگ شود.
– بسیاری از اعضای سابق ارتش آزادیبخش اعلام کرده اند که شاهد بوده اند که چگونه نیروهای نظامی سازمان وارد جنگ های داخلی عراق، خصوصا سرکوب کردها در شمال و شیعیان در جنوب در سال 1991 شدند.
– طبق اظهارات بسیاری از اعضای سازمان که در ایران دستگیر شدند، آنها توسط افسران نیروهای مسلح و افراد امنیتی عراق تعلیم داده شده و امکاناتشان مهیا گردیده و از مرز عبور داده شدند تا سوء قصد ها و اعمال تروریستی را در داخل شهرهای بزرگ ایران به انجام برسانند.
– بسیاری از اعضای جداشده همچنین اظهار کرده اند که افراد ناراضی زندانی شده و حقوق پایه ایشان نقض گردیده و شکنجه و نهایتا تسلیم مقامات عراقی شده اند تا در زندان ابوغریب تحت دیکتاتوری صدام حسین به بند کشیده شوند.
– باید در نظر گرفته شود که جدا از بودن در لیست های متعدد بین المللی به عنوان یک گروه تروریستی، و مورد تنفر اکثریت گسترده مردم ایران بودن بخاطر همکاری با دشمن در طی جنگ، هیچ دولتی تاکنون از سازمان در هیچ فرمی حمایت نکرده است مگر رژیم عراق تحت دیکتاتوری صدام حسین. البته سازمان توانسته است امضای نمایندگان مجالس (غیر حرفه ای ترین سیاستمداران خصوصا در امور خارجی) مختلفی را در کشور های غربی بدلیل فقدان آگاهی کافی در خصوص ماهیت تروریستی سازمان در پای طومار های خود بگیرد.
ارتباط سیستماتیک بین مرکز فرماندهی سازمان در پاریس (مؤسساتی که در اوورسوراواز تحت پوشش شورای ملی مقاومت تشکیل شده اند) و قرارگاه های ارتش آزادیبخش در عراق:
– بر طبق اطلاعیه های مطبوعاتی و بیانیه های DST فرانسه و با اشاره به آنچه در داخل مرکز فرماندهی سازمان در پاریس بدست آمد، این دو مقر در فرانسه و در عراق بصورت تنگاتنگ و مستمر با استفاده از ابزار پیچیده با هم مرتبط بوده اند.
– مدارک بوضوح نشان میدهند که تفاوتی بین مؤسسات مختلف سازمان وجود ندارد و همه آنها تحت رهبری نزدیک رجوی ها اداره میشوند.
– همچنین روشن است که تمامی فعالیت های انجام شده در اروپای غربی و آمریکای شمالی، شامل نمودهای سیاسی، تبلیغی، و مالی سازمان بطور مستقیم از عراق هدایت شده اند.
ایجاد انجمن های قلابی برای پوشش فعالیتهای غیر قانونی سازمان و سایر اعمال و همچنین پول شویی در کشور های غربی
– در موارد زیادی به اعضای سازمان بروشنی و مستقیما گفته شده بود پولی که در کشورهای غربی برای کودکان بی خانمان و یتیم جمع آوری میشود، در واقع برای تهیه سلاح و مهمات میباشد.
– سازمان مؤسسات بسیاری دارد که ماهیت و وابستگی خود را به سازمان مجاهدین خلق برملا نمیکنند، ولی همه آنها برای فعالیتهایشان بطور مستقیم توسط مریم رجوی هدایت میشوند.
– بطور خاص، باید مورد توجه قرار گیرد که سازمان مجاهدین خلق، شورای ملی مقاومت، و ارتش آزادیبخش ملی مؤسسات مشابهی هستند و نمیتوان و نباید بطور مجزا به آنها پرداخته شود. آنها تماما دارای ماهیت تروریستی هستند که بخوبی برای اعضایشان تئوریزه و توجیه شده است.
روابط درونی سازمان و وضعیت فرقه ای آن:
– رهبر کاریسماتیک خود انتصابی مادام العمر در سازمان دارای قدرت نامحدود در خصوص تصمیم گیری برای هر موضوعی از امور سازمان شامل موارد کاملا شخصی مربوط به اعضا میباشد.
– ساختار درونی سازمان بر پایه خودکامگی مطلق بنا شده است. رهبر معنوی کاملا بالاتر از همه قرار میگیرد، و نمیتواند توسط هیچ کس در هیچ شرایطی مورد انتقاد قرار بگیرد.
– روند مغزشویی، تحمیل روانی، و بازسازی فکری بطور گسترده در درون سازمان تحت هدایت مسعود و مریم رجوی عمل میشود. طیفی از روش های مجاب سازی فیزیولوژیکی و روانشناختی برای وارد کردن پیروان در توطئه و کلاهبرداری و همچنین اعمال شگفت انگیزی مانند خود سوزی مورد استفاده قرار میگیرند.
– افراد بسیاری بوسیله سازمان آسیب دیده و حقوقشان ضایع شده است. بچه های کوچک از والدینشان جدا شده اند، خانواده ها از هم پاشیده شده اند، و دارایی پیروان از آنها گرفته شده است. بسیاری آسیب دیدگان روانی بخاطر سوء رفتار سازمان هنوز تحت درمان هستند.
– سرکوب و تهاجم به منتقدین در داخل و همچنین خارج از سازمان یک روش عادی برای خاموش کردن دگراندیشان شده است. خصوصا جدا شدگان بطور مستمر موضوع تهدید و تخریب شخصیتی بوده اند.
شناخت مریم رجوی
– مریم رجوی همردیف رهبر مجاهدین خلق در کنار مسعود رجوی در سال 1985 و سپس مسؤول سازمان مجاهدین خلق در سال 1989 شد. او به عنوان رئیس جمهور آینده ایران توسط شورای ملی مقاومت در سال 1993 معرفی گردید و سپس عراق را به مقصد فرانسه ترک کرد. او مجددا در سال 1995 به عراق برگشت. از زمان تشکیل ارتش آزادیبخش ملی در عراق در سال 1986، او جانشین فرمانده کل ارتش بعد از شوهرش مسعود رجوی بوده و شخصا بسیاری از عملیات نظامی را طی جنگ ایران و عراق فرماندهی کرده است.
با توجه به حقایقی که در بالا ذکر شد که خیلی خلاصه مطرح گردید، ضروری است سؤال شود که هر کس در این قضیه در کجا قرار میگیرد. امروزه حتی سرسخت ترین مخالفین سیستم حکومت اسلامی در ایران روش ها و رفتارهای اعمال شده توسط سازمان مجاهدین خلق را تأیید نمیکنند. اپوزیسیون ایرانی تماما و حقا اعتقاد دارند که به اصطلاح مبارزه سازمان بطور جدی تلاش های بعمل آمده برای برقراری دموکراسی و آزادی در ایران را ضایع کرده است.
حقیقت اینست که بسیاری جرائم، تحت پوشش حضور قانونی سازمان مجاهدین خلق در کشورهای غربی بوقوع پیوسته اند. این اعمال قابل اجتناب بودند اگر به این پرونده خیلی زودتر پرداخته میشد، یعنی همان زمانی که بسیاری از قربانیانی که تحت فشارهای فوق العاده فیزیکی و روانی از جانب سازمان بودند به مقامات غربی در خصوص این موضوع هشدار دادند. بسیاری در سراسر جهان صدمه دیدند و بر اثر اعمال سازمان زجر کشیدند. قربانیان در همه جا در داخل یا خارج از ایران هستند، و جامعه بین المللی قطعا در این رابطه مسؤولیت دارد.
سازمان ادعا میکند که تمامی سوء قصد ها و فعالیت های قهر آمیز در داخل ایران در طی مبارزه مسلحانه بر علیه جمهوری اسلامی ایران اتفاق افتاده اند. به این ترتیب آنها اتهامات تروریستی را رد میکنند. آنها بحث میکنند که هرگز از سلاح در داخل کشور های غربی که به عنوان یک سازمان تروریستی ممنوعه اعلام شده اند استفاده نکرده اند. ولی واقعیت اینست که سازمان مجاهدین خلق قطعا ماهیت تروریستی دارد، و آنها به استفاده از خشونت برای رسیدن به مقاصد سیاسی اعتقاد دارند. بر اساس باور های آنان هدف وسیله را توجیه میکند. بنابراین آنها هیچ محدودیتی، همانطور که طی سالها نشان داده اند، برای ارتکاب به هر جرمی برای رسیدن به اهدافشان ندارند. همچنین باید در نظر گرفته شود که مغز متفکر سازمان همیشه یا در عراق و یا در پاریس مستقر بوده است و تمامی فعالیتهای داخل ایران از این دو محل در دو ده اخیر هدایت شده اند.
در خصوص اعمال نادرست سازمان و مؤسسات وابسته بسیار گفته شده است. حالا موقع قدری عمل است تا نشان داده شود که موضوع جدی گرفته است. هر کس که در داخل ایران ترور شد، هر رزمنده ای که با کشیدن ضامن نارنجک یا شکستن قرص سیانور خود را کشت، یا هر جوانی که خودسوزی کرد قربانیان مشابه سازمان فرقه ای مخوف تحت رهبری مستقیم از عراق و در حال حاضر مستقر در فرانسه هستند. افکار عمومی جهان، قربانیان بیشمار سازمان، و خصوصا اپوزیسیون ایران خواستار دیدن این موضوع است که هر چیز عادلانه در سر جای خودش قرار گیرد. آنها میخواهند حالا پایان آنچه را که طی سالها جریان داشت را ببینند. آنها حقا از اینکه بفهمند جنایات مربوطه ممکن است توسط افراد غیر مطلع شسته شود نگران خواهند شد.
من وظیفه و مسئولیت خود میدانم تا تلاش کنم تا شما را در خصوص ماهیت و عملکرد سازمان مجاهدین خلق در گذشته و در حال حاضر روشن نمایم. در اینجا من به چند کتاب و گزارش اشاره میکنم که میتواند به شما ایده هایی در خصوص سازمان بدهد.
با احترام فراوان و تشکر از توجه شما به این موضوع
مسعود خدابنده
رونوشت به مراجع ذیربط.
ردیف
نام کتاب
توضیحات
نویسنده
مترجم به انگلیسی
تاریخ
ناشر
1
Autopsy of an ideological drift:
Analysis and background on the People’s Mojahedin Organisation of Iran
Antoine Gessler
Thomas R Forstenzer
2
The People’s Mojahedin of Iran:
A struggle for what
Victor Charbonnier
Thomas R Forstenzer
3
Patterns of Global Terrorism
US Department of State

2000
US Department of State
4
Amnesty International Report
Amnesty International

2002
Amnesty International
5
Saddam’s Private Army:
How Rajavi changed Iran’s Mojahedin from revolutionaries to an armed cult
Anne Singleton

2003
Iran-Interlink (UK)
6
Masoud:
Memoirs of an Iranian Rebel
Masoud Banisadr

2004
SAQI Books
7
No Exit:
Human Rights Abuses Inside the Mojahedin Khalq Camps
Human Rights Watch

2005
Human Rights Watch

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا