عملکرد سازمان

مجاهدین و بن بستی به نام خانواده

کسانی که از ملاقات و تماس وحشت داشته رجوی ها هستند، نه خانواده ها

سالیان مدیدی است که رجوی ها راه بقای خود در مسیر خیانت و وطن فروشی را در ایجاد مناسبات فرقه ای یافته اند و بر این اساس اعضای فرقه را از تماس و ارتباط با دنیای بیرون از فرقه و بخصوص ملاقات با خانواده های شان منع کرده اند.

در عین حال با عوامفریبی خانواده های اعضاء را تنها به این دلیل که خواهان ملاقات یا تماس با فرزندان خود هستند، ماموران وزارت اطلاعات یا نیروی قدس می خوانند.

البته به این ترتیب به خوبی به همگان نشان می دهند که چقدر در بین مردم ایران منفور و منزوی می باشند چرا که خانواده اعضاء، نزدیک ترین لایه ی اجتماعی به این فرقه بوده و حکم اقوام درجه یک برای آنها را دارند و وقتی به اعتراف خودشان، نزدیک ترین لایه با فرقه هیچ سنخیت و نزدیکی ندارد، پس حساب بقیه مردم ایران روشن بوده و اظهر من الشّمس است که نگرششان نسبت به این فرقه تروریستی چگونه است.

از سوی دیگر اقدام رجوی ها در ایجاد ممانعت در مسیر ملاقات و تماس خانواده ها با فرزندان گرفتارشان در فرقه، با تلاش خانواده ها به یک برگ مهم افشاگری علیه فرقه بدل شده است. خصوصاً نوشتن طومار توسط قریب به 11 هزار تن از این خانواده ها، رجوی ها را به عنوان نقض کنندگان اولیه ترین حقوق انسانی افشا کرده است. در نتیجه رجوی ها در یک بن بست گیر کرده اند.

آنها از یک سو از برقراری ارتباط اعضاء با خانواده ها و در نتیجه شکاف برداشتن تشکیلات فرقه ای خود به شدت وحشت داشته و به انجام ملاقات یا برقراری تماس به عنوان عامل نابودی تشکیلات خود می نگرند و با تمام قوت و امکانات می خواهند مانع آن شوند.

از سوی دیگر ممانعت از انجام ملاقات و برقراری تماس به عنوان یک اقدام ضد بشری آنچنان آبروی آنها را برده که حتی شریرترین حامیان خارجی آنها هم در حمایت از فرقه دست بسته شده و این هم یعنی سراشیب نابودی چرا که رجوی ها تنها تکیه گاهش حامیان خارجی همچون صدام، اسرائیل، سعودی ها یا جنگ طلبان آمریکایی بوده و بدون حمایت آنها قادر به ادامه حیات نیستند.

رجوی ها برای فرار از این بن بست به یک راه حل شیطانی دست زده و از قول اعضاء می خواهند این طور نشان دهند که خود اعضاء مخالف ملاقات و تماس هستند.

بردن اعضاء به نمایش تلویزیونی و یا نوشتن نامه و مقاله به اسم آنها، حاصل این شگرد شیطانی رجوی هاست. یکی از این نمونه ها مقاله ای است که به اسم آقای «فریدون پرورش» (یکی از اعضای گرفتار در فرقه) در یکی از سایت های فرقه درج کرده و از قول وی نوشتند : “الآن هم که در آلبانی هستم امکانات تماس با خانواده‌ام بوده و هست و اگر ارتباطی نگرفتم و یا نمی‌گیرم به خاطر رعایت مصالح خانواده است

اما از همین جمله هم مشخص است که برخلاف آنچه در دنیا متداول می باشد، اعضاء در فرقه اجازه داشتن وسیله ارتباطی شخصی مثل موبایل را ندارند و اگر هم وسیله ای در مقرشان هست، تلفن عمومی است که بر اساس رسم مناسبت فرقه کنترل می شود و هیچ عضوی از ترس سوژه شدن و حسابرسی در نشست، جرأت استفاده از آن را ندارد.

اما چند نکته:

اولاً: در حالی که خود خانواده ها خواهان تماس با فرزندان خود بوده و در این باره نگران نیستند، در فرقه با مغزشویی به اعضاء اینگونه القاء می شود که نباید با خانواده تماس بگیرند؟

دوماً مگر نگفتید که این خانواده ها اعضای نیروی قدس یا وزارت اطلاعات ایران هستند، دیگر نگرانی برای چیست؟

سوماً چرا اعضایی که در خارج از ایران اقوام درجه یک یا اقوامی دارند نمی توانند با آنان تماس بگیرند؟

چهارماً مگر شما زمین و زمان را به هم نمی بافید که بگویید وضعیت در ایران سیاه می باشد. اگر ریگی در کفش تان نیست اجازه تماس به اعضا بدهید. اگر دولت ایران علیه خانواده ها اقدامی کرد، به نفع شماست و تبلیغ منفی علیه ایران خواهد بود. اما خودتان هم خوب می دانید که مشکلی پیش نخواهد آمد و نوشتن طومار توسط نزدیک به 11 هزار تن از خانواده ها به منظور درخواست ملاقات یا تماس با فرزندان گرفتارشان در فرقه نیز تایید کننده این حقیقت است.

بنابراین تنها کسانی که از ملاقات و تماس وحشت داشته و به مصلحت شان نیست رجوی ها هستند، نه خانواده ها یا اعضای گرفتار در فرقه.
صالحی

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا