عاشورا

عاشورای حسینی که یادآور مظلومیت حسین و نیز یادآور تلاشهای او و همه آزادیخواهان در راه به دست آوردن آزادی و برقراری عدالت است فرا رسیده است. ضمن تسلیت به همه عزاداران آن شهید که امید است با فراگیری از او به تلاش در راه آزادی و عدالت اقدام کنند، باز هم ناچارم به روزهایی که در عراق و در سازمان مجاهدین بودم برگردم و خاطراتی را از آن روزها بیان کنم. متأسفانه به هر چیزی که میرسیم ماهایی که در سازمان بودیم به دلیل اینکه تقریباً تمام عمرمان یا لااقل تمام عمر مفیدمان را در آنجا گذرانده ایم به یاد آن دوران میافتیم. لااقل در مورد من که این طور است و فکر نمیکنم آن خاطرات، چه تلخ و چه شیرین، از یادم بروند.

تا جایی که یادم میآید ما هرگز در سازمان مراسم عاشورا و تاسوعا برگزار نمیکردیم و همیشه هم مسئولین سازمان این مراسم را یک مراسم ارتجاعی عنوان کرده و از اجرای آن سرباز میزدند.

سازمان مجاهدین که به طور مستمر در جنگ با خمینی عقب میماند در یک بررسی که توسط آقای رجوی در حوالی سال 1370 انجام شد و در ظاهر هم یک تحلیل و بررسی موشکافانه از اوضاع ایران و جامعه ایرانی بود و به ساختارهای بنیادی آن توجه داشت اینطور بیان میکرد که مردم به اسلام معتقدند و این در گوشت و پوستشان جا کرده است و خمینی اگر پیروز شد فقط به این خاطر بود که توانست با سوءاستفاده از احساسات مذهبی مردم بر گرده آنها سوار شده و در واقع آنها را گول بزند ولی ما (یعنی آقای رجوی و سازمانش) به این دلیل شکست خوردیم و نتوانستیم حکومت را به دست بیاوریم که بر این احساسات نتوانستیم حاکم شویم.

در همین رابطه قرار شد اول یک رهبر عقیدتی بر وزن ولایت فقیه درست کنند و چه کسی بهتر از خود آقای رجوی که در این راستا ابتدا خانم رجوی را به عنوان مسئول اول سازمان معرفی کردند و خودشان همزمان صاحب لقب رهبر عقیدتی خاص الخاص شدند (سال 71)؛ و از آن موقع کم کم تمامی آداب و رسومی که اسلامی ولی از نوع اسلام ارتجاعی بودند در مناسبتهای سازمان مشاهده شد.

حدود سال 74 یا 75 بود که قرار شد ما هم مراسم تاسوعا و عاشورا را در اشرف برگزار کنیم!

ابتدا همه به شدت متناقض بودند و خیلیها با اجرای این مراسم در اشرف مخالف بودند ولی از آنجایی که تشکیلات بود و کسی نمیتوانست با احکام رهبر عقیدتی خاص الخاص مخالفت کند همه به اجبار هم که شده در این مراسم شرکت داده شدند. (کاری که در ایران هم در موارد مختلف انجام میشد و میشود و سازمان هم همیشه در بوق و کرنا میکرد که رژیم به زور مردم را به مراسمش میآورد.)

نکته جالب در این شرکتهای اجباری در مراسم مربوط به افرادی بود که رسماً خود را سوسیالیست و کمونیست معرفی کرده و کلاً به عنوان رزمنده وارد ارتش آزادیبخش! شده بودند. طبق دستور کسی حق نداشت که در این مراسم شرکت نکند و همه ملزم به شرکت فعال! بودند.

تمامی یکانها که هر یکان هم حدود 100 تا 150 نفر بود کاروان و دسته و تعزیه خود را داشت و همه هم از محل یکان با خودرو به نزدیکی مزار شهدا آورده شده و از آنجا به صورت دسته های عزاداری به سمت مزار حرکت میکردند. ولی نکته جالبش این بود که همه اجرا کننده بودند و هیچ تماشاچی ای وجود نداشت!

نکته دیگری که برای من عجیب بود این بود که در ایران هر گاه کسی آب یا شربت و یا هر چیز دیگری به عنوان نذر میآورد به هرکسی که میخواست استفاده کند میداد و نمیگفت که این مال فلانی یا فلان محله! است. ولی در سازمان اینطور نبود و هر صنفی ای مال خود آن یکان بود و کسی حق استفاده از موارد صنفی یکان دیگر را نداشت. یادم میآید که من که تشنه شده بودم جهت خوردن آب به یکی از محلهایی که به اصطلاح سقاخانه بود مراجعه کردم و یک لیوان برداشتم که آب بخورم که مسئولی که آنجا ایستاده بود داد زد:

آهای! تو مال این یکان نیستی، برو و از آب یکان خودتان بخور!

من خیلی تعجب کردم و گفتم ولی در عاشورا کسی که آب یا شربت آورده نمیگوید این مال کس دیگر است و همه مجازند استفاده کنند. طرف مزبور که عصبانی هم شده بود گفت: آن مال جامعه عادی است نه مال سازمان! من هم که ناراحت شده بودم بدون خوردن آب رفتم و در دل گفتم

لعنت بر کسی که فقط برای فیلم برداری و گول زدن مردم مراسم میگیرد و خود را مسلمان جا میزند.

امسال هم عاشورا فرا رسید ولی هنوز از این که سازمان میخواهد باز هم مراسم بگیرد در سایتهای رنگارنگشان خبری نیست، شاید میخواهند با چند روز تأخیر این مراسم را بگیرند شاید هم میخواهند قطب سوم را در جهان اسلام درست کنند و مثل ایران و عربستان که شروع و پایان ماه رمضان را جداگانه و خودشان تعیین میکنند اینها هم برای خود توسط مرجع تقلید غایبشان زمان جدید نه فقط برای رمضان بلکه برای عاشورا و احتمالاً بقیه مراسم مذهبی هم، تعیین کنند و به این وسیله سری در بین سرهای مذهبی! درآورند.

در هر حال با عرض تسلیت مجدد به حضور تمام دوستداران راستین آن حضرت و با امید به برگزاری مراسم بزرگداشت شهادت آن حضرت به صورت هر چه با شکوهتر از خدا میخواهم که هر چه زودتر تمام کسانی را که پیرو واقعی آن حضرت نیستند ولی به دروغ خود را رهرو راه او جا زده و مردم را گول میزنند تا خود به قدرت و ثروت برسند رسوا کند و نقاب از چهره آنها و اعوان و انصارشان بردارد.

رسول محمدنژآد / سوئد / استکهلم

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.