سربازان آمریکایی راننده تروریست‌ها

مطمئن نیستم در مقاله‎ی واشنگتن پست چه چیزی تکان‎دهندهتر است… چاره‎ای ندارم که بگویم این که سربازان امریکایی – مشغول به جنگ علیه تروریسم – مجبور هستند به عنوان خدمتکار برای تروریستها و پیمانکاران امور امنیتی سابق صدام حسین کار کنند برایم عجیب است:
« بغداد – هزاران نفر از اعضای گروه ستیزهجویی که به سرنگون کردن حکومت روحانیون متعهد است سالها در اردوگاهی بزرگ در شمال بغداد و تحت حفاظت ارتش امریکا زندگی کردهاند.
سربازان امریکایی برای رهبران ارشد گروه مجاهدین خلق رانندگی میکنند و آنها را از اردوگاه خارج و به آن برمیگردانند. اردوگاهی که در تلاش برای ترغیب وزارت خارجه به حذف نام گروه از لیست سازمانهای تروریستی، میزبان چندین مهمان بوده است. »
بگذارید چند نکته را ذکر کنم. مجاهدین خلق در عین حال که در لیست تروریستی وزارت خارجه جای گرفته، یک دفتر لابی در واشنگتن دارد. در حالت عادی، این امر بخصوص بعد از 11 سپتامبر یک زنگ خطر محسوب میشود. اما در واقعیت ساختگی ما، برخی از تروریستها را بهتر از بقیه دوست دارند.
به هر حال، از آنها شنیدهام و آنان از این که تروریست خطابشان میکنم خرسند نیستند. آنان مرا تشویق کردند بیشتر دربارهشان مطالعه کنم. من این کار را کردم و همچنان به عقیده قدیمی پایبندم که: وقتی یک عمل تروریستی انجام میدهی، این چیزی است که هستی، یک تروریست.
من مقالهای درباره این گروه خوب! نوشتم که چگونه سربازانمان بیشترین زمان خود را به‎جای آنکه برای جنگ با تروریسم صرف کنند، باید اعضای گروه را مانند اعضای خانواده‎ی سلطنتی این طرف و آن طرف ببرند:
« مسؤولان کنونی و سابق اطلاعاتی میگویند که پنتاگون در حال دور زدن کانالهای اطلاعاتی رسمی امریکا و متوسل شدن به یک تعداد افراد خطرناک و سرکش است تا بتواند در راه زمینهچینی برای هرگونه حمله احتمالی به ایران در این کشور کشمکش به وجود بیاورد.
یکی از داراییهای عملیاتی که توسط وزارت دفاع مورد استفاده قرار میگیرد سازمان تروریستی راستی به نام مجاهدین خلق میباشد، که در دو منطقه جنوبی از ایران هدایت میشود. این دو منطقه عبارتند از بلوچستان، که دژ سنیها محسوب میشود، و خوزستان، که شیعی نشین است و اخیرا حملاتی در این منطقه تعدادی کشته و زخمی به جای گذاشت.
یک مسؤول ضداطلاعاتی سابق که خواست نامش به خاطر حساس بودن اطلاعات فاش نشود گفت که پنتاگون هدایت مجاهدین را کمی بعد از حمله به عراق در سال 2003 آغاز نمود. گفته میشود انگیزه استفاده از این گروه شورشی توسط پنتاگون و تحت تأثیر دفتر دیک چنی پیشبرده شده، و وزارت خارجه، شورای امنیت ملی و مشاور سابق امنیت ملی، یعنی کاندولیزا رایس، با مخالفت مواجه شد. »
بگذارید موضوع را روشن کنم: هنوز پایمان به عراق نرسیده، از نیروی پلیس محلی صدام حسین – قابلیتی که مجاهدین خلق داشته – و نیز یک گروه تروریستی در لیست وزارت خارجه حفاظت کردیم. چرا از آنان محافظت میکنیم؟ چون این نیروی تروریستی لشکر فرعی و شبیه به کنترا برای ما خواهد بود که به عنوان بخشی از جنگ با ترور، ببخشید، جنگِ ترور، به ایران حمله خواهد کرد.
در جای دیگری درباره‎ی مجاهدین نوشتم (که توجه آنان را در واشنگتن جلب کرد):
« همانگونه که قبلا توسط راو استوری گزارش شد، سازمانی تروریستی به نام مجاهدین خلق توسط پنتاگون در خاک ایران به کار گرفته شده. پنتاگون با این کار در حال دور زدن کانالهای اطلاعاتی امریکا است. این گزارش توسط آسیا تایمز پوشش داده شد.
منابع نظامی و اطلاعاتی اکنون میگویند که ریاست جمهوری از عملیاتهای مجاهدین خلق اطلاعی ندارد. بدون گزارش به رئیس جمهور، عملیاتها از نظارت کاخ سفید و کمیتههای اطلاعاتی سنا دور میماند.
مشاوران کنگره در امور کمیتههای نظارتی مربوطه این موارد، که گزارش رئیس جمهوری در این باره وجود ندارد، را تأیید یا تکذیب نکردند. اما یک مشاور دموکرات که خواست نامش فاش نشود گفت که هرگونه استفاده از مجاهدین خلق غیرقانونی خواهد بود.
بعلاوه، منابع میگویند یک حمله در ماه مارس که به کشته شدن 22 مسؤول ایرانی در استان سیستان و بلوچستان منجر شد توسط مجاهدین خلق انجام شده بود.
طبق یک گزارش توسط ایران فوکوس در تاریخ 23 مارس، 22 نفر که در این حمله غافلگیرکننده کشته شدند از مسؤولان ارشد، از جمله فرماندار زاهدان، بودند. »
اینها افرادی هستند که سربازان خسته ما برایشان رانندگی میکنند؛ کسانی که ما برایشان صندوقهای پول فرستادهایم تا بتوانند در رفاه زندگی کنند.
آیا میتوانید این همه حمایت از سربازان و میهنپرستی را تحمل کنید؟

لاریسا آلکساندرونا/ 14 مارس 2007

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن