مروری بر کارنامه ضد میهنی مجاهدین خلق، فرقه رجوی

ایران یکپارچه و خلیج همیشه فارس

اخیراً عباس داوری یکی از سرکردگان گروه تروریستی مجاهدین در مصاحبه با نشریه الوطن، در راستای مطامع استعمارگران و اقدامات ضد میهنی این گروه،برای خوشایند دشمنان ایران، از واژه خلیج برای " خلیج فارس" استفاده کرده و بار دیگر رفتار خائنانه این گروه ضد ایرانی را به نمایش گذاشته است.

به همین بهانه، کارنامه همدستی مجاهدین در نقشه ها و توطئه های تجزیه طلبانه و ضد ایرانی را مروری کوتاه می کنیم:

یکسال اندی از پیروزی انقلاب اسلامی می گذشت.حاکمیت برآمده از انقلاب با توجه به معارضه ذاتی با اهداف و منافع استکبار جهانی و نیز نفی هر گونه مصالحه و سازش، به نحو گسترده و به شدت تحت فشارهای داخلی و خارجی قرار گرفت. دشمنان این مرز بوم از هر طریقی و با هر وسیله ای سعی داشتند این روند را متوقف کنند و به گونه ای بر انقلاب سلطه پیدا کنند. یکی از این راهها دامن زدن به جنگ های قومی و تحریک اقوام وملت ها علیه یکدیگر و در نهایت تقسیم یک کشور به قومیت ها و ملت های کوچک بود. کشور ما با توجه به گستردگی و تنوع قومیت ها همیشه مطمح نظر بیگانگان بوده است. هر چند که تلاش های صورت گرفته ابتر و عقیم مانده و با هوشیاری مردم این توطئه ها نقش برآب شده و راه به جایی نبرده است.

در این نوشتار به بررسی ادعاهای واهی " صدام حسین " و تایید بر حمایت از مبارزه اقلیت های قومی ایران بر ضد جمهوری اسلامی ایران تا رسیدن به حقوق خود و " تاکید بر حاکمیت عراق بر خوزستان " و نقش منافقین در کمک به حکومت بعث در این راستا می پردازیم. با فرا رسیدن سال 1359 روند تحولات داخلی و خارجی وضعیت جدید به خود گرفت تشنّج در مرز ایران و عراق به طور چشمگیر شدید شد و در تاریخ 18/1/1359 صدام " رئیس جمهور عراق " اعلام کرد که ایران باید از جزایر تنبات و ابو موسی خارج شود. و طی گفتگویی با خبر گزاری ها شرایط پایان یافتن اوضاع جنگی را چنین اعلام داشت:

1- خروج بدون قید و شرط ایران از جزایر تنبات و ابوموسی

2- باز گرداندن دنباله شط العرب به حالت قبل از 1975

3- به رسمیت شناختن و عربی بودن عربستان (خوزستان)

و همچنین اظهار داشت: " عراق آماده است با زور تمام اختلافات خود را باایران حل کند "

در این راستا عراق علاوه برادامه و تشدید درگیری مرزی با ایران در برخی از شهرها توسط عوامل خود مبادرت به بمب گذاری و خرابکاری نمود. صدام و دولت عراق که بر اساس این باور که توازن نظامی به نفع این کشور است و تمامی عوامل از جمله ایران، وضعیت منطقه و مناسبات بین الملل به تحقق اهداف حاکمان بغداد کمک خواهد کرد در تاریخ 31/6/1359 پس از آنکه صدام قرداد 1975 الجزایر را در 26/6/1359 لغو وآن را پاره و تسلط کامل عراق بر آبراهه اروند را اعلام کرد، تهاجم سراسری خود را از هوا، دریا و زمین به خاک جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد.

اهداف عراق در این تهاجم با توجه به همسوئی منافع این کشور با آمریکا در مورد کنترل کردن انقلاب اسلامی و همچنین تمایلات توسعه طلبانه رژیم بعثی برای بهره برداری از خلاء ناشی از سقوط رژیم شاه در سه سطح قابل تقسیم بندی است:

1- لغو قرارداد 1975 الجزایر

2- تجزیه ایران با جدا کردن استان خوزستان

3- براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران

با لغو قرداد 1975 الجزایر که شامل یک مقدمه و چهار فصل رعایت اصول احترام به تمامیت ارضی و تجاوز ناپذیری مرزها و عدم مداخله در امور داخلی بود. صدام به خود اجازه داد تا مطامع توسعه طلبانه خود را درباره خوزستان به اجرا بگذارد. از همان روزهای پیروزی انقلاب، عراق حقایق تاریخی مربوط به خوزستان را جعل کرد. این اقدام با چاپ فراوان نقشه های جغرافیایی جعلی که در آن بخش هایی از سرزمین ایران مانند خوزستان و بلوچستان از کشور تفکیک شده بود همراه بود. در یکی از این نقشه ها تمام دامنه های جنوبی زاگرس و حتی مناطق سه هزار ساله آریا نشین جز منطقه " عربستان بزرگ " شامل خوزستان و مناطق اطراف آن آورده شده بود. بدین معنا که این محدوده می بایستی از ایران جدا شده و ضمیمه عراق می شد. تلاش صدام برای تغییر اسامی تاریخی و جغرافیایی سرزمین ایران مانند شیوه اسرائیل بود. اسرائیل طی 40 سال گذشته ابتدا اسامی تاریخی سرزمین های عراقی را تغییر داد سپس آنها را اشغال و بعد از مدتی ضمیمه خاک خود کرد.

طه یاسین در اول اردیبهشت 1359 بر پای بندی کشورش در گرفتن حق ملت عربستان (خوزستان) تاکید کرد در همان ماه نیز صدام حسین در مجمع شورای ملی عراق گفت:" هیچ وقت رسالت خود و مفهوم آن را ازیاد نبرده ایم ما فریاد زنان عربی را که در خوزستان به سر می برند از یاد نخواهیم برد. "

بر پایه برخی گزارشات تجاوز عراق به ایران بر اساس طرح تجزیه خوزستان ایران که در وزارت امور خارجه انگلیس تهییه شده بود استوار گردید. بر اساس این طرح قرار بود ارتش عراق با کمک شاپور بختیار و غلاملی اویسی در مدت یک هفته استان خوزستان را به اشغال خود درآورند و سپس " جمهوری آزاد ایران " تحت رهبری بختیار تشکیل دهند. طبق این طرح پس از گذشت یک دوره خوزستان به عراق ضمیمه می شد.

اظهارات طه یاسین معاون اول نخست وزیر در مصاحبه با روزنامه اشوره مبنی بر این که ما بر این نکته تاکید می کنیم که جنگ به پایان نخواهد رسید مگر اینکه رژیم حاکم بر ایران به طور کلی منهدم شود و سخنان صدام مبنی بر این که " ما از تجزیه و انهدام ایران ناراحت نمی شویم " و یا سخنان طارق عزیز که گفته بود وجود چند ایران کوچکتر بهتر از وجود یک ایران واحد خواهد بود، علاوه بر آن که متاثر از رخدادهای نظامی بود بیشتر به رخدادهای سیاسی داخل ایران مربوط می شد. تشدید اوضاع کردستان و تلاش های جدید منافقین به ویژه مذاکرات پنهانی رجوی که وی در سال 1359 در فرانسه انجام داد،تلاش های نسبتا گسترده منافقین برای سازماندهی تظاهرات وسیع در نخستین روز بازگشائی مدارس در سال 1359 و همچنین اقدامات عراق در تجهیز عناصر ضد انقلاب در خوزستان، از جمله مسائلی است که عراقی ها به تاثیرات آن بسیار امیدوار بودند به همین دلیل از سقوط و تجزیه ایران سخن می راندند.

در چنین وضعیتی صدام با امیدواری به جریان های سیاسی در داخل و تحرکات ضد انقلاب در مناطق مختلف به هنگام برگزاری مراسم سالگرد تاسیس ارتش عراق طی تحلیلی گفت: " ما می دانیم محافلی در داخل و خارج از حکومت ایران وجود دارد که می خواهد با عراق در صلح زندگی کنند و روابط حسنه هم جواری با عراق و امت عرب برقرار نماید. از خلق های ایران کردها، بلوچ ها ترک ها و اعراب پشتیبانی خود را از مبارزه آنها علیه طغیان اعلام می کنم و از حقوق مشروع آنها پشتیبانی و حمایت می کنم.

در حالی که که تعرضات نامنظم و ایذائی عراق به شهر های غرب و جنوب غرب ایران با اهداف ذکر شده ادامه داشت،" انقلابیون ضد امپریالسم! " در خیابان ها با آخرین روش های علمی به براندازی دولت و مشغول کردن رزمندگان انقلاب اسلامی و تحلیل بردن نیروی آنان مشغول بودند. علاوه بر تاکتیک های مذکور، تشدید درگیری های کردستان، تشدید نارضایتی های مردم از وضعیت جنگی رخنه در میان آوارگان جنگ،تحریک احساسات آنها و جهت دادن آنان به سوی مقاصد حزبی، رخنه در میان کارگران مناطق جنگی و تشویق آنان به اعتصاب، ایجاد درگیری های سازمان یافته در مدارس و عمیق تر کردن درگیری های شهری از جمله تاکتیک های این گروه و همگرائی با رژیم بعثی بود.

با توجه به قرداد 1975 که صدام آن را علنا زیر پا گذاشت و بعد از این که مجددا مجبور به پذیرش آن شد از نظر جوامع بین المللی محکوم شد با این حال مسعود رجوی در مصاحبه ای با " صوت الشعب " خائنانه ایران را ناقض آن می داند و می گوید: " ایران کلیه کوشش های بین المللی و کنفرانس های اسلامی را در جهت متوقف نمودن جنگ و بستن قرداد صلح بین دو کشور در چارچوب قراردادهای بین المللی و به خصوص در چارچوب قرارداد 1975 الجزایر که می تواند زیر بنای مشخصی جهت راه حل مسالمت آمیز جنگ بین ایران و عراق باشد، نادیده می گیرد." و سرسپردگی اش را به آنجا می رساند که در مصاحبه ای با مجله " الوطن العربی " می گوید:"به نظر ما شط العرب متعلق به عراق است." البته بر همگان آشکار است که سازمان منافقین برای رسیدن به قدرت به هر کاری دست می زد، اگرچه آن کار تجزیه ایران باشد.

سلیم صدیقی، کانون هابیلیان، بیست و سوم آوریل 2007

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.