فعالیت های انجمن نجات

نجات در هفته ای که گذشت – شماره 28

مروری بر مطالب 7 الی 12 اسفند ماه 1400 درج شده در سایت نجات

*شنبه 7 اسفند

در روز شنبه جمعاً 7 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود:

افشای پروژه تبعید کودکان از عراق توسط رجوی در مصاحبه با علی اکرامی – قسمت سوم

مرحوم هادی شمس حائری با شروع ماجراجویی جنگ مسلحانه در سال 60 و بعد از ضربه خوردن تشکیلات به عراق اعزام شد و در قسمت های پشتیبانی به کار گرفته شد. وی علی رغم کهولت سن و بیماری به سختی کار و تلاش می کرد. در قلعه 900 در قسمت ترابری به عنوان راننده کامیونت هینو کار انتقال مواد غذایی از بغداد به اشرف و برخی از پایگاه ها در بغداد را برعهده داشت. در برخورد اول به قدری انسان متواضع و فروتنی بود که خیلی ها و از جمله خود من نمی دانستیم سابقه مبارزه و سالیان زندان دوران شاه را دارد و از اعضای قدیمی مجاهدین است و همیشه برای ما جای سؤال بود که با این سابقه مبارزاتی گذشته و جدیت و مسئولیت پذیری در کار چرا سطح تشکیلاتی او پایین است و در موضع راننده به کار گرفته می شود؟ وی در سال 70 به دلیل اعتراض به انحرافات در مشی مجاهدین خلق و فقدان آزادی و تأسیس زندان در اشرف برای منتقدین رجوی عطای مجاهدین خلق را به لقایش بخشید و بعد از تحمل سه ماه زندان در تشکیلات به اردوگاه رمادی تبعید و پس از فرار از عراق و رفتن به اردن در نهایت به کشور هلند رفت.

توجه کنید فردی با این سابقه مبارزاتی و تحمل سالیان زجر و شکنجه زندان و بعد از تلاش خالصانه و شبانه روزی در تشکیلات صرفاً به دلیل این که به قدرت طلبی و انحصارطلبی نه گفت مورد خشم وغضب رجوی قرار گرفت و بدترین برخوردها با او صورت گرفت. رجوی بیش از 20 سال او را حتی از شنیدن صدای فرزندانش محروم کرد و در طی تمامی این سالیان با تحت فشار قرار دادن همسرش خانم مهین نظری و فرزندانش امیر و نصرت بارها آن ها را مجبور کرد تا علیه پدرشان بدترین توهین ها و فحاشی ها را در مصاحبه های مختلف انجام دهند….

علی اکرامی

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت نهم

در نامه برادرم ازمن خواسته شده بود که از راه مهران و از طریق کوه و تپه ها به عراق رسیده و سپس با اتومبیل به اشرف رسیده و سپس مهمان طولانی مدت آن ها باشم و ازمشاهده برنامه های هنری آن ها لذت ببرم. در نظر گرفته نشده بود که من با این قلب جراحی شده ابداً قادر به پیمودن این بیراهه های کوهستانی نیستم. من سریعاً جواب این نامه را همراه با عکس های متعدد فرستاده و محدویت های موجودم را به برادرم توضیح داده و خاطر نشان کردم که من در تلویزیون برنامه های شما را می بینم و در مقایسه با برنامه های سایر تلویزیون ها، سطح آن ها را پایین دانسته و بنابراین مشکلم دیدن حضوری این برنامه ها نیست و تنها مشتاق دیدارشما عزیزان می باشم که متأسفانه نگذاشتند این اشتیاق برطرف شود و…
این نامه بی جواب ماند و زمانی که به آدرس ایمیلی برادرم سرزدم، متوجه از رده خارج شدن آن گردیدم و این به معنای این بود که ارتباط بی ارتباط! با این وجود من به خواست کاظم وفادار مانده و علیه ستم های روا رفته بر من در طول یک هفته اقامت و رفت و آمدهای بی حاصل بین بغداد واشرف ، یک سطری هم مطلب ننوشتم….

مستند در دام فریب – اکبر خسروی

اکبر خسروی متولد ۱۳۵۳ اهل نقده در سال ۱۳۷۰ در حالی که بیشتر از ۱۷ سال سن نداشت به همراه یکی از دوستانش برای کار در خارج از کشور از مرز اشنویه وارد خاک عراق شد تا از آنجا به یکی ازکشورهای اروپایی برود. ولی متاسفانه آن ها توسط عوامل عضو بگیر فرقه رجوی تحت عنوان شرکت کاریابی فریب داده شده و نهایتاً سر از اردوگاه این گروه در قرارگاه اشرف در نزدیکی شهر خالص درآوردند.
در طول سالیان اسارت، خانواده اکبر تلاش های زیادی کردند تا بتوانند اکبر را از چنگ مجاهدین خارج کنند ولی هنوز موفق نشدند….

برادر اکبر خسروی

*یک شنبه 8 اسفند

7 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:

پاسخ به پرسش کودک سربازان سابق مجاهدین خلق از زبان مسعود رجوی

در جلسه دوم کلاب هاوس با موضوع “حقیقت یا خیانت، چرا مجاهدین خلق فرزندان خود را مزدور می نامند؟ ” یکی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق پاسخ این سؤال را از زبان خود مسعود رجوی بیان می کند. سیامک با بیان این که رجوی می خواهد همه را مانند خودش به بی شرافتی بکشد به موضوع تهمت رجوی به یگانه فرزند خودش و اشرف اشاره می کند و می گوید: رجوی به غایت کار درستی انجام می دهد. اگر تهمت نزند حتی به محمد رجوی یگانه فرزند خودش و یادگار اشرف و او را مزدور ننامد باید پاسخگو باشد. چون می خواهد از محمد رجوی اعتراف گیری کند. باج بگیرد. محمد باید شرفش را زیر پا می گذاشت و می نوشت که ایرج مصداقی مزدور است. اما محمد ایستاد . به دادگاه رفت و پیروز شد….

موضعگیری فرصت طلبانه فرقه رجوی در قبال بحران اوکراین

سران فرقه رجوی، با تأخیر چند روزه در قبال بحران اوکراین، فرصت طلبانه دست به موضع گیری مسخره ای زدند که عمق دشمنی خود با ملت ایران را نشان می دهند. اگر به موضع گیری سازمان مجاهدین خلق در مورد حمله روسیه به اوکراین توجه کنیم در می یابیم که به جای پرداختن به هر مسأله ای باز سعی نموده موضوع را به استفاده ایران از این داستان ربط بدهد و سپس موضع ضد ملی همیشگی خود را عنوان می دارد که تحریم کافی نیست و باید دست به اقدام مؤثر و همه جانبه عملی زد.
برای سران خوش خیال سازمان مجاهدین خلق هنوز مشخص نشده که نمی توان به اربابان جدید اطمینان کرد و روی کمک های آنان حساب باز کرد. بطور نمونه می توان به فرار شاه به آمریکا اشاره نمود که حتی اجازه ندادند وی در آمریکا استقرار داشته باشد. این در حالی بود که وی مطیع کامل آمریکا در همه زمینه ها بود.
نمونه دیگر می توان به صدام حسین اشاره کرد که وقتی وی در جهت سیاست های غرب حرکت نمود در نهایت شاهد بودیم که او نیز توسط حمله نظامی غرب سرنگون شد و نمونه اخیر در مورد افغانستان و اشرف غنی بود. شاهد بودیم که چگونه غرب وی را تنها گذاشت و شبانه از کشور افغانستان فرار نمود و دو دستی کشور را به جریان دیگری سپرد….

بحران اوکراین و فرصت طلبی سران شکاف زی مجاهدین خلق

جنگ و تجاوز و تروریسم برآمده از قهر و خشم و کین و وحشی گری مطلق است. خانه خراب کن است و بنیاد جامعه جهانی، خاصه ضعفا را نشانه رفته است و هزاران جان بی گناه را به منظور جاه طلبی عده ای گرفته و به قربانگاه فرستاده است. چه بسیار کسان به واسطه پدیده شوم جنگ و خونریزی ناعادلانه و تروریسم افسار گسیخته فنا شدند و چه بسیار کانون های خانواده ازهم پاشیدند و زنان و مردان و یا پیران و جوانان خاصه فرزندان خردسال و حتی نوزادان درآغوش مهربانانه مادران و پدران در خون خود غلطیدند و جان سپردند.
جنگ و تجاوز و تروریسم از هر منظر که نگاه کنیم مطرود و محکوم و منزجر کننده است و باید که به دیار عدن وعدم فرستاده شود.
با این وجود، توافقی جامع و جهانی در تعریف از جنگ و تجاوز و تروریسم وجود ندارد! زیرا که دولتمردان و سیاستمداران و حتی گروه های افراطی مدعی حقوق بشر به رأی خویش و به زعم خویش و بنا به مصالح و منافع خویش تعریفی از جنگ و تجاوز و تروریسم دارند که از اساس نابخردانه و مطرود است….

جنگ اوکراین و روسیه

نمونه ای دیگر درباره زندان ها و شکنجه های سال 1373

سال 1373 بود. تعدادی از افراد مقر ما ناگهان غایب شدند. از مسئولین که می پرسیدیم، در پاسخ می گفتند که این افراد را برای ستاد داخله برده اند. ستاد داخله قسمتی از فرقه در قرارگاه اشرف بود که مسئول اقدامات مسلحانه شامل بمب گذاری، پرتاب خمپاره و … در داخل ایران بود. منظور مسئولین از این جواب این بود که افرادی که غیب شان زده برای آموزش و انجام عملیات به ستاد داخله رفتند و چون موضوع اطلاعات حساس است پس دیگر سؤالی نپرسید.
مدت ها بعد برخی از این افراد که به صورت ناگهانی غیب شده بودند به مقرمان برگشتند در حالی که حال و هوای همه آن ها تغییر کرده بود. به طور عام آن ها بسیار ساکت و درخود شده بودند و اصلاً درباره مدتی که غیب شان زده بود صحبتی نمی کردند و دیگر در مسئولیت های قبلی نبودند….

*دوشنبه 9 اسفند

در این روز کلاً 9 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت دهم

… در جریان تحصن های خانواده ها در محوطه ی درب ورودی و در تابستان 1389، که درجه ی حرارت به 60 هم می رسید و من هم که پوست روشن و حساس و قلبی جراحی شده داشتم و حتی دمای 35 درجه تبریز را هم به سختی تحمل می کنم ، حضور داشتم. من این گرما را حتی با مصرف اقلاً 30 لیوان بزرگ آب و چای در شبانه روز نمی توانستم تحمل کنم و بنابراین یک هفته ای بیشتر نتوانستم در آنجا بمانم و برگشتم. در این ایام که کوتاه بود ولی به اندازه یک عمر سختی کشیدم، با یک فرد آبادانی آشنا شدم که از دست سازمان ضربه سختی خورده بود.
او می گفت که با اطلاع از حساسیت سازمان به مراجعه جمعی، پدرش بر آن شده بود که به تنهایی به کمپ مراجعه کند که کرده بود و چند روزی را مهمان سازمان و فرزند اسیرش بود. موقع برگشت به ایران، افراد سازمان با اصرار تمام از او خواسته بودند که چمدان او را خودشان ببندند و او دچار زحمت نشود. نامبرده این خواست سماجت وار آن ها را دلیل بر گذاشتن احترام دانسته و راضی می شود. در برگشت به ایران و در همان لب مرز، مامورین یک راست به سراغ چمدان او رفته و یک حلقه سی دی – سی دی که او از وجود آن در چمدان اطلاع نداشته – از ساک او درآورده و در بررسی محتویاتش متوجه تصاویر نوشته های ضد حکومتی شده و او را بازداشت نموده و دو سالی گرفتار بازجویی ها و دادگاه ها بوده است!
این فرد آبادانی می گفت که خود مجاهدین با توسل به ترفندهایی، وجود این سی دی در چمدان را به مامورین مرزی ایران رسانده و موجب گرفتاری پدر او شده بود و غرض آن بوده که پدر او دیگر هوس ملاقات در اشرف را از سر خود بیرون کند. فرد متحصن آبادانی می گفت که تا آخرین نفس در تحصن باقی خواهد ماند تا جواب لازم را در مقابل این خیانت سازمان بدهد….

در آستانه روز زن، استثمار زنان در فرقه رجوی را محکوم می کنیم.

هشت مارس، همواره یکی از روزهایی است که مریم رجوی زن ستیز به میدان آمده و شعارهای توخالی می دهد. گر چه امروز دیگر حنای این فرقه ضد بشر برای افکار عمومی رنگی ندارد.
اما آیا سران این فرقه به آزادی زنان معتقد هستند؟
از سال 1368 به صورت علنی سرکوب زنان در این سازمان شروع شد، اسم این سرکوب را هم انقلاب درونی مجاهدین گذاشتند، در بند الف این سرکوب، زنان باید از مردان طلاق می گرفتند و در بند ب باید خود را در حریم رهبر عقیدتی قرار می دادند! مریم رجوی که خود را صاحب این سرکوب می داند و همیشه بدان مفتخر است، می گوید که شما زنان مانع سرنگونی شدید! شما خود را تمام و کمال به رهبر عقیدتی نسپردید. شما هنوز خود را مال مسعود نمی دانید! نمی دانم این در اختیار کامل مسعود بودن زنان چه ربطی به سرنگونی دارد؟
حرمسرای زنان رجوی در مناسبات، پدیده ای نیست که کسی بتواند آن را انکار بکند، کشف حجاب زنان توسط مریم رجوی در حضور مسعود رجوی و این که شما زنان مسعود هستید از اعمال و جملات مشهور متعلق به مریم رجوی است.
در این سازمان هیچ زنی حق داشتن حریم شخصی ندارد، هیچ زنی حق تماس با فامیل خود را ندارد، هیچ زنی حق داشتن موبایل را ندارد، هیچ زنی حق فکر کردن به شوهر سابق و یا فرزندان خود و حتی مسائل جنسی را ندارد، زنان در این سازمان حق آرایش کردن ندارند، زنان در این سازمان حق پوشش آزاد را ندارند، به گفته مسعود رجوی هیچ زنی حق ندارد از سازمان جدا شود و این یک مرز سرخ بسیار مهم است، زنان در این فرقه استبدادی هر وقت که مسعود رجوی طلب کند می بایست خود را در اختیار او قرار می دادند، زنان حق ملاقات با خانواده های خود را هم ندارند….

زنان در فرقه رجوی

جنگ یمن – جنگ اوکراین – دلایل تفاوت مواضع سران سازمان مجاهدین خلق

… به راستی مزد سران سازمان ضد انسانی مجاهدین در پروپاگاندای جنگ روس ها و اوکراینی ها چقدر می باشد که در هر لحظه به روس ها می تازند و جنگ آن ها را نابرابر و وحشیانه قلمداد می کنند ولی حمله رژیم آل سعود به انسان هایی بی پناه و ضعیف را نادیده می گیرند؟
جنگ خوب و بد ندارد و حاصل تمامی جنگ ها نسل کشی برای انسان ها و ویرانی بعد از آن می باشد که در زمان های مختلف به چشم دیده شده اند ولی متاسفانه در این بین عده ای مانند فرقه رجوی پیدا می شوند که تا می توانند از آب گل آلود برای خود ماهی بگیرند که جنگ روسیه و اوکراین از نمونه های آن است که بلافاصله در شیپور خود می دمند که اوکراین بی طرف است و این جنگ ناعادلانه است و … باید حمایت جهانی شود که دلیل اصلی آن بودن روسیه در طرف مقابل است نه رژیم آل سعود و یا رژیم غاصب صهیونیستی و یا امریکای جهانخوار .
البته تمام مردم دنیا از ماهیت کثیف و منسوخ شده فرقه رجوی اطلاع دارند و جیغ و فغان آن ها هیچ تاثیری در حاکمیت جهانی نداشته و نخواهد داشت و این مزدوران تنها عروسک های خیمه شب بازی غرب به همراهی رژیم آل سعود هستند و دیگر هیچ.

معیار مزدوری در فرهنگ رجوی مزدور

فرقه رجوی که همه گونه مزدوری برای دشمنان ایران و ایرانی را امتحان کرده است ناجوانمردانه علیه جداشدگان خود جوسازی نموده و با وقاحت و بی شرمی آنان را متهم به مزدوری می کند. مروری بر آنچه با یکی از جداشدگان سابق به نام «شهرام نصیری» انجام داده اند به خوبی نشان می دهد که معیار مزدوری در فرقه رجوی چیست و رجوی ها چگونه هرگاه عضو جداشده ای نخواهد مطیع اوامر آن ها باشد او را متهم به مزدوری می کنند و اگر همان فرد بار دیگر مطیع فرقه بشود این انگ پاک می گردد و خادم می شود.
شهرام نصیری یکی از اعضای فرقه رجوی بود که در سال 1373 همراه با صدها نفر دیگر متهم شد که نفوذی جمهوری اسلامی است و به زندان رفت. بعد هم که او را به مناسبات برگرداندند دیگر آن فرد قبلی نبود و افسرده و درخود شده بود.
ظلم رجوی ها در حق شهرام نصیری تنها به مواردی همچون زندانی کردن او یا نگه داشتنش در عراق با حقه و کلک و زور و فشار خلاصه نمی شود بلکه تاکنون چندین بار او را به عنوان مزدور متهم نموده و وقتی وی نتوانست بدون هزینه ماهانه، زندگی خودش را اداره کند و برای دریافت پول بار دیگر به سمت فرقه رفت و تن به خواسته های رجوی داد…

*سه شنبه 10 اسفند

عید سعید مبعث، آغاز راه رستگارى و طلوع تابنده مهر هدایت و عدالت، مبارک باد . . .

*چهارشنبه 11 اسفند

در این روز مجموعاً 8 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:

مریم رجوی و اسطوره سازی از یک قربانی – غلامرضا مسعودی

… پس از سقوط صدام، سرفصل جدیدی آغاز شده بود ولی 15 سال اسارت در یک فرقه مخرب ذهن و مغزشویی و سرکوب مستمر، از او انسانی ساخت که دیگر نمی توانست تصمیم قاطعی اتخاذ کند. غلامرضا در سن 45 سالگی بود و دیگر امیدی به زندگی خارج از فرقه نداشت. نه آینده ای در چشم انداز می دید و نه پاسپورت اروپایی او اعتباری داشت و نه از خانواده و آشنایان خود مطلع بود. این تناقضات، او را به سمت بیماری می کشاند. وضعیت او هم از چشم مسئولین پنهان نبود، به همین علت او را به همراه گروهی دیگر از نیروهای معترض (در 19 فروردین 1390) به مقابله با پلیس عراق فرستادند تا با کشته شدنشان، خوراک تبلیغی مریم رجوی داغ تر شود. اگر چه غلامرضا از آن حادثه جان سالم به دربرد، ولی به مرور تحت فشارهای شدید روحی و جسمی، آن گونه که مجاهدین ادعا می کنند به سرطان دچار شد و پس از چند سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری، بالأخره در اوایل اسفند 1400 فوت کرد….

کارزار خیالی و تکراری سرنگونی رجوی

… رجوی در تحلیل های بی محتوا و خالی از واقعیت شرایط را از ذهن بیمار خود می نگرد. یادم هست که می گفت 8 سال جنگ ایران و عراق سرپوش اختناق و سرکوب است و صلح طناب دار نظام. واقعاً تحلیل های رجوی را باید آب طلا گرفت. از سال 67 تاکنون 33 سال گذشته و صلح برقرار شد. آیا این صلح به طناب دار تبدیل شد؟ یا آن زمان که می گفت حکومت ایران یک دست نیست و به سه سره تبدیل شده! آیا به سرنگونی راه برد؟! وقتی محمد رضا خاتمی رئیس جمهور شده بود گفت خاتمی جام زهر رژیم است نه جرعه حیات! دیری نپایید مشاهده کردیم در دوره خاتمی سازمان مجاهدین و شورای مقاومت را به لیست تروریستی اضافه کردند. در حقیقت واقعیت صحنه نشان داد برخلاف تحلیل های بی در و پیکر رجوی، خاتمی برای خود رجوی به جام زهر تبدیل شد. چرا که اتفاقاً در دوره خاتمی بیشترین ضربه را از سوی ایران دریافت کرد. رجوی هم سیاسی و هم نظامی مکرراً ضربه خورد اما باز هم از رو نرفت و مجدداً کارزار سرنگونی را مطرح کرد….

*پنج شنبه 12 اسفند

7 مطلب حاصل آخرین روز کاری هفته در سایت نجات است. مروری کوتاه بر برخی از آن ها به قرار زیر است:

پاسخ رجوی به درخواست خانواده کلانتری: تهمت و توهین و تهدید

مدتی پیش برادر چشم انتظار محمد و مقصود کلانتری به دور از هر گونه گرایشات و صرفا از روی احساسات انسانی طی دست نوشته ای کوتاه خطاب به نخست وزیر آلبانی، درخواست دیدار با برادرانش را داشت. فرقه رجوی پس از گذشت قریب به 25 روز از درج این نامه، عمق سوزش و تنفرش از عملکرد خانواده ها را به نمایش گذاشت و وحشت خود از خانواده ها را برملا کرد و خانواده ها، انجمن نجات و آسیلا را آماج افترا و تهمت قرار داد.
سران فرقه رجوی باید بدانند که چنین اتهامات واهی و بی اساسی موجب دلسردی خانواده ها نمی شود. این باعث خوشحالی است که فرقه مجبور شد با ارائه تصاویر جدید از مقصود و محمد کلانتری، وحشت سران این فرقه جنایتکار و ضد خانواده را این چنین فاش سازد….

محمد و مقصود کلانتری

فرد پرستی؛ مشخصه بارز مجاهدین خلق

… در سازمان های سیاسی دیگر، کادرها نقش برجسته ای دارند و می توانند رهبریت آن سازمان و حزب را به چالش کشیده و افراد مناسب را به رهبری موقت برگزیده و هر گاه لازم دیدند او را عزل و حتی از تشکیلات اخراج کنند و ما این پدیده را هرگز در طول حیات اغلب ننگین باند رجوی یا سازمان استحاله یافته مجاهدین خلق شاهد نبوده ایم و مسعود رجوی به طور مستبدانه و با پیشکاری مریم همواره این نقش را که برعهده کادرهاست، رأسا انجام داده و اجازه کوچک ترین عرض اندامی به هیچ کس نداده است و پر واضح است کادری که هیچ قدرت و اختیاری نداشته باشد، نه کادر که در بهترین حالت یک پادو و در بدترین اش یک برده به شمار می آید و مورد اخیر درباره به اصطلاح کادرهای مجاهدین خلق، درست تر است.
البته برده ها از آزادی های محدودی برخوردارند و از این حیث برده بودن بر کادر رجوی بودن ارجحیت دارد. داشتن زندگی شخصی و خصوصی از حقوق اولیه انسان هاست و جریانی به نام باند رجوی که این حقوق را از اعضا و کادرهای آنچنانی اش سلب می کند، کاری در حد جنایت علیه بشریت انجام می دهد.

نگاهی اجمالی به مواضع متناقض رجوی ها در قبال جنگ

… نگاهی به موضع گیری رجوی ها درباره برخی جنگ هایی که در چهار دهه گذشته در منطقه خاورمیانه به وقوع پیوست به خوبی این امر را نشان خواهد داد و مشخص خواهد نمود که رجوی ها نه تنها ضد جنگ نیستند بلکه جنگ طلب می باشند.

1- از سال 1360 رجوی جنگ مسلحانه را اعلام نمود و ایران را به آشوب کشید. با فرمان او برای انجام عملیات تروریستی، ده ها هزار نفر که بسیاری از آنان مردم عادی بودند بر اثر اقدامات تروریستی و بمب گذاری کشته یا مجروح شدند.
2- در جنگ عراق علیه ایران، رجوی فرقه اش را به عنوان ستون پنجم و ارتش خصوصی صدام علیه مردم ایران وارد جنگ نمود.
3- در برابر حملات اسرائیل به فلسطینیان یا حمله صهیونیست ها به لبنان و کشتار فجیع کودکان که اعتراض بسیاری از مردم و حتی مقامات غربی را هم درآورده بود، رجوی ها نه تنها آن را محکوم نکردند بلکه با سکوت تأیید آمیز از آن حمایت کردند و با شقاوت این گونه توجیه می کردند که چون مردمی که زیر بمباران صهیونیست ها کشته و مجروح می شوند حامی حزب الله یا حماس هستند و این گروه ها هم حامی ایران می باشند، پس باید نابود شوند!
4- هنگام حمله شیمیایی صدام علیه مردم ایران و علیه مردم عراق، رجوی ها در کنار صدام و متحد او بودند.
5- هنگام حمله آمریکا به افغانستان، رجوی ها زبونانه سکوت کردند و یک بار هم نسبت به بلایی که آن جنگ بر سر مردم افغانستان آورد موضع نگرفتند.
6- هنگام حمله آمریکا به عراق و اشغال این کشور توسط آمریکا، رجوی با ذلت، سیاست «خط موازی» را به نیروهایش اعلام نمود که در واقع اعلام مزدوری برای آمریکا و همسو شدن با ارباب جدید بود و با اشغالگران علیه مردم عراق همکاری نمود.
7- رجوی ها از حمله عربستان و متحدانش به کشور یمن حمایت نموده و آن را «نقطه عطفی در تحولات منطقه» نامیدند. آن ها همچنین بلافاصله بعد از شروع این جنگ، با سنگدلی نوشتند: “بمباران نیروهای حوثی در یمن هشدار مهم و بیدار کننده ای به اوباما و دولت آمریکا بود. ائتلاف کشورهای عربی به اوباما یادآوری کردند که باید در تحولات خاورمیانه موضع صریح بگیرد.” یعنی از نظر رجوی ها نه تنها بمباران مردم یمن توسط عربستان مجاز است بلکه آمریکایی ها هم می بایست در این جنگ علیه یمنی ها دخالت مستقیم می کردند.
8- کشور سوریه در آتش جنگ به ویرانه تبدیل شد اما رجوی ها نه تنها مخالف جنگ نبودند بلکه با داعش و تروریست های ضد دولتی همکاری نموده یا به تحریک جنگ طلبان و تبلیغ اقدام به سود جنگ می کردند و با تمام توان بر آتش جنگ دمیدند و اگر کار بیشتری نکردند به این خاطر بود که دیگر از دست شان کار دیگری برنمی آمد.
9- وقتی داعش بخش عظیمی از خاک عراق و منجمله استان نینوا و شهر موصل را اشغال نمود، رجوی ها نه تنها با آن مخالفت نکردند بلکه داعشی ها را «انقلابیون عراق» خوانده و این اشغال را «لحظه انقلاب» تحلیل کرده و در سایت های خود خبر اشغال موصل را این چنین منعکس نمودند: «انقلابیون عراق بخش های وسیعی از موصل را تصرف کردند و فرماندهان امنیتی مالکی را فراری دادند»!!…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا