خطر فرقه ها را جدی تلقی کنیم

سازمان مجاهدین خلق در سال 1344 توسط سه دانشجوی ایرانی و با هدف مبارزه علیه رژیم شاه به عنوان عامل امریکا و مجری سیاست های امپریالیستی ایالات متحده تاسیس شد. شاخص این سازمان در مقایسه با سایر تشکیلات سیاسی در تاریخ صدساله ایران ایدئولوژیک بودن آن و اعتقاد عمیق و بنیادی به مبارزه قهرآمیز و مسلحانه بود. این اعتقاد از شناخت هستی شناسانه به جهان سرشار از تضادها و حذف و نفی پیوسته نشئت می گرفت.

از بدو تاسیس سازمان تاکنون همواره شاهد وقایع غافلگیرکننده بوده ایم. دستگیری بیش از 90% از اعضای این سازمان در سال 1350، تغییر ایدئولوژی تلفیقی اسلام – مارکسیستی به مارکسیسم در سال 1354، ترورهای درون تشکیلاتی و اقدام به قتل بعضی از اعضایی که به دلایلی قصد کناره گیری از سازمان داشته و یا در مظان شک امنیتی قرار گرفته اند و ترور مستشاران امریکایی و عوامل رژیم شاه سابق در ایران، بعلاوه اتخاذ مشی مسلحانه در اولین سال های روی کار آمدن دولت انقلاب درسال 1360، ترورهای بی شمار شخصیت های سیاسی و شهروندان عادی، انفجار و بمب گذاری های وسیع، همکاری با صدام حسین در جنگ ایران و عراق، و خودسوزی های انتحاری اعضای سازمان در اروپا به قصد مجاب کردن،… و در نهایت اعلام انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین بخشی از این وقایع در سازمان مجاهدین بوده است. بدون تردید بازخوانی و تدوین چنین پروسه ای حیرت انگیز خواهد بود. سعید شاهسوندی یکی از قدیمی ترین اعضای سازمان است که تقریبا از بدو تاسیس سازمان تا سال 1367 در متن همه این اتفاقات بوده است. او پس از عملیات موسوم به مرصاد از سازمان جدا شده است. او یکی از سه اعضایی است که توسط گروه منشعب از سازمان در سال 1354 به جرم مقاومت در برابر تغییر ایدئولوژی سازمان محکوم به مرگ شده است.

در تمام دوران مبارزه مسلحانه سازمان علیه جمهوری اسلامی او یک عضو کاملا مفید در مرکزیت سازمان بوده است. همجواری سال های متمادی او با رجوی رهبر سازمان در زندان و در کادر رهبری او در سال های پس از انقلاب سال 57 ایران بر موقعیت ویژه و منحصر او در تشکیلات سازمان مجاهدین تاکید دارد. جدایی او از سازمان مجاهدین خلق پس از حضور در عملیات موسوم به فروغ جاویدان بازتاب گسترده ای در سطح جهان و در درون مجاهدین به جا گذاشت. پیش از این نیز مکاتبات شخصی او با رجوی درباره انحرافات رجوی و واکنش های تهدید آمیز رجوی نسبت به او زمینه های جدایی او را پر رنگ تر کرده بود. با این حال او پس از گذشت 4 سال از اولین مراحل انقلاب ایدئولوژیک از مجاهدین جدا شد. در طی اقامت او در زندان جمهوری اسلامی مواضع سازمان مجاهدین نقش موثری در تعیین تکلیف شاهسوندی با سازمان مجاهدین داشت. شرح این دوران را شاهسوندی در کتاب مکاتبات من با مسعود رجوی تدوین کرده است. شاهسوندی پس از تحمل مدتی زندان سرانجام خود را به اروپا رساند و به گروه منتقدین سازمان مجاهدین پیوست. در طی این دوران اگر چه فعالیت چشمگیری در این رابطه نداشت، اما او اخیرا اقدام به گفتگو با رادیو صدای ایران درباره تاریخچه سازمان مجاهدین نموده است.

یکصد و ده قسمت از گفتگوهای او با حسین مهری در این رادیو اختصاص به تاریخچه سازمان از بدو تاسیس تا اولین مقطع انقلاب ایدئولوژیک دارد. از این قسمت به بعد او به یکی از سرفصلهای مهم و چالش برانگیز سازمان یعنی انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین می پردازد. تلاقی این بخش از گفتگوهای شاهسوندی با انتشار بیانیه وزارت امور خارجه امریکا که مشخصا به مناسبات فرقه ای درون سازمان مجاهدین و انقلاب ایدئولوژیک اشاره دارد، اهمیت این بخش ها گفتگوها را مورد تاکید قرار می دهد. شاهسوندی در مقدمه قسمت 112 گفتگو با رادیو ایران، در حالی که به شدت مشوش نشان می دهد، اظهار می دارد در تداعی خاطرات و وقایعی که در دوران انقلاب ایدئولوژیک بر او گذشته دچار تشنج می شود. بی گمان شرح پدیده انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین از زبان یکی از نزدیک ترین به رجوی در طی چهار دهه گذشته، صرفنظر از جنبه های اسنادی به لحاظ درک عمق فاجعه ای که به نام انقلاب ایدئولوژیک بوقوع پیوسته حائز اهمیت است. تلاش های بی وقفه پژوهشگران در سال های اخیر برای مطالعه موردی و موضوعی روی فرقه ها و تدوین این پژوهش ها مورد توجه و نظر خاص افکار عمومی در غرب قرار گرفته است. شباهت های تماتیک و ساختاری فرقه های موجود در غرب و امریکا و حتی در قرون گذشته با سازمان مجاهدین اعجاب برانگیز است.

تلاش های بی وقفه نسبت به شناخت و افشای گروه های فرقه ای در غرب جهت جلوگیری از عواقب و هزینه های غیر قابل جبران، افکار عمومی را به جدیت نسبت به خطرات آنها دچار هراس و خطر کرده است. در چنین وضعیتی اهمیت گفتگوی بی واسطه با یکی از اعضایی که زمان زیادی را همراه و بعضا در زمره نظریه پردازان مجاهدین بوده، گوشزد می کند. بدون تردید این فرصت مغتنم را نباید از دست داد. همه کسانی که در گذشته به انحاء مختلف در معرض سوء استفاده از فرقه ها و مشخصا مجاهدین قرار گرفته اند، و یا کسانی که خطر ابتلا به فرقه ها را در اطراف خود احساس می کنند می توانند با دنبال نمودن این گفتگوها خود را احیاء و به زندگی دوباره برگردند. و سخن آخر تشکر و سپاس ویژه از آقای شاهسوندی که علیرغم همه مشکلات شخصی و به جان خریدن همه نوع تهمت و ناسزا کماکان نسبت به مسئولیت انسانی و وجدانی خود در قبال قربانیان فرقه مجاهدین پا پس نمی گذارند. بی تردید همه کسانی که حتی دستی دور بر آتش معرکه مجاهدین دارند، می دانند که مقاومت او در برابر سیل اتهامات مجاهدین چه وزن و ارزشی دارد. به احترام ایستادگی او کلاه از سر بر می داریم.

بهار ایرانی، سایت مجاهدین دبلیو اس، پنجم ژوئن 2007

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.