آیا دیگر مسعود رجوی به درد سازمان میخورد

اگر بخواهم علت نبود رجوی را در صحنه سیاسی سازمان بررسی کنم ابتدا بایستی به سابقه این فرد و خرابکاری وی اشاره کنم که در زیر مختصراً می آورم.

1. زندانی زمان شاه. دست داشتن سازمان او در ترور سرهنگ هاوکینز و دیگران

2. داشتن ایدئولوژی به اصطلاح ضد امپریالیستی در ابتدای انقلاب و شعارهای او در متینگ ها و نشستهای تبیین.

3. دست داشتن و دادن فرمان ترورها و جنگ مسلحانه در دهه 60 و 70

4. تحت پیگرد بودن توسط اینترپل به خاطر دست داشتن در ترور های دهه 60

5. ملاقات و همکاری با صدام حسین، طارق عزیز، طه یاسین رمضان، علی حسن مجید و بقیه اسلاف حزب بعث عراق

6. تحت الحمایه بودن توسط رژیم سابق عراق و دریافت پول و سلاح و قرارگاه از آنان

7. دادن فرمان جشن به مناسبت واقعه 11 سپتامبر 11/9 در قرارگاه باقرزاده و حمایت ضمنی او از القاعده و بن لادن

8. داشتن حاکمیت فردی او بر سازمان و فرمانهای ترور سرهنگ صیاد شیرازی

9. و…

با وجود این موارد او که از قبل میدانست فضا برای حضور او در صحنه بین المللی دیگر مناسب نیست به این لحاظ مریم رجوی را که تنها فردی بود که مورد اطمینان او بود و همچنین به طور صد در صد از وی حرف شنوی داشت و او را می پرستید و او را رهبر می دانست بعنوان دستیار، همردیف، مسئول اول و سپس رئیس جمهوری قرارداد. سپس او را به خارج فرستاد تا دست سازمان در انجام فعالیت سیاسی با نگاه دارد و راه نفسی برای سازمان باشد.

مریم رجوی دارای چه خصوصیاتی بود.

1. زندانی سیاسی زمان شاه نبود.

2. دارای سوابق و پرونده مبارزاتی نبود. اگرچه در سالهایی که بین 65-66-67 معاون فرمانده ارتش و معاون ستاد ارتش آزادی بخش بود فرمان آتش را برای تبلیغ به اینکه یک زن فرمان آتش میدهد داده بود اما دست کم از بقیه افراد به لحاظ امنیتی سفیدتر بود.

3. زن بود و بیشتر احساساتی.

4. دارای پناهندگی سیاسی در فرانسه بود و اینترپل به دنبال او نبود.

5. در فعالیت ها راه و وجهه سیاسی داشت و بیشتر به این کیس شناخته میشد.

6. او در سال 71 به دستور رجوی به خاطر ریاست جمهوری از مسئولیتهای سازمان استعفا داد. این پایه ای بود چون سازمان دارای وجهه تروریستی بود و بعدها در لیست تروریستی قرارگرفت. عدم عضویت او در سازمان و شورا باعث این شود که مریم رجوی خود را از سازمان و شورا و ارتش بری بداند و برای ساده اندیشان آنجائی بیشتر خود را با آب و تاب های فمنیستی تطبیق دهد.

7. و دست آخر اینکه چون از نوادگان قاجار بود و دارای اصل ونصب شاهی بود این را به رخ اروپائیها در بیوگرافی خود بعنوان یک نقطه مثبت یاد میکرد.

8. شاید او عاشق سوژه شدن در مجلات و خبرها بود کما اینکه هر فردی دوست دارد اما به چه بهائی.

به همین خاطر مسعود رجوی دیگر برای سازمان به عنوان یک رهبر سازنده – برنده و کارا نیست بلکه بیشتر دست و پا گیر است. اگرچه سعی دارند که فرامین را از او بگیرند.

پس اگر توجه کنیم در می یابیم چرا سازمان تا به حال از کشف حجاب کردن مسعود رجوی امتناع می کند.

از: اصغر فرزین- انجمن نجات بوشهر

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.