تشکیلات رجوی از سال 71 به بعد هر کدام از افرادی که درخواست جدایی از مجاهدین را می دادند بعد از اعمال فشار و زندانی کردن در تشکیلات، نهایتا بدون سر و صدا با توجیه اینکه این افراد جاسوس هستند و یا ورود غیر قانونی به عراق داشتند، تحویل استخبارات عراق می داد تا به […]
تشکیلات رجوی از سال 71 به بعد هر کدام از افرادی که درخواست جدایی از مجاهدین را می دادند بعد از اعمال فشار و زندانی کردن در تشکیلات، نهایتا بدون سر و صدا با توجیه اینکه این افراد جاسوس هستند و یا ورود غیر قانونی به عراق داشتند، تحویل استخبارات عراق می داد تا به همین جرم ها در زندان ابوغریب زندانی شوند. این در حالی است که اکثر آنها سوابق حضور طولانی مدت در تشکیلات رجوی داشتند .
رجوی می دانست که جرم جاسوسی در عراق 20 سال و ورود غیر قانونی به عراق 8 سال حکم حبس دارد و از آنجاییکه نفرت و کینه زیادی نسبت به این دسته از افراد داشت، به جهت انتقام آنها را به زندان ابوغریب میفرستاد تا به لحاظ روحی و روانی تخریب شوند .
رجوی در استخبارات عراق رابطی بنام ابوسیف داشت که تا چند سال بطور مرتب تقریبا ماهی یکبار او را به زندان ابوغریب میفرستاد تا وی با اعضای زندانی شده به بهانه اینکه آیا کسی از آنها تمایلی برای بازگشت به تشکیلات دارد، دیدار و صحبت کند. اما هدف اصلی این بود که ابوسیف ضمن گفتگو یا این افراد متوجه می شد چه تعدادی توانستند از لحاظ روحی سالم بمانند. چون من ندیدم و نشنیدم که ابوسیف کسی را با خود به تشکیلات برگردانده باشد و نفرات قبل از من هم این موضوع را تایید کردند .
اما در سال 80 شرایط به گونهای شد که ظاهرا دیگر رجوی نمی توانست از طریق ابوسیف کنترلی برای روی اعضای زندانی شده در ابوغریب داشه باشد چون در این سال موضوع حمله آمریکا به عراق جدیتر شده بود و به همین دلیل دولت عراق تصمیم گرفت تا زندانیان ایرانی ابوغریب را با زندانیان عراقی در ایران مبادله کند. ظاهرا ابوسیف از این موضوع خبردار شده و آن را به تشکیلات رجوی منتقل میکند و تشکیلات تلاش میکند تا تبادلی صورت نگیرد چرا که طرح رجوی به هم میریخت.
اما دولت عراق در بهمن ماه 1380 پنجاه نفر از زندانیان که اکثرا از اعضای با سابقه تشکیلات بودند در جریان مبادله به ایران منتقل کرد. البته کسی از پشت پرده تلاش رجوی برای ممانعت از تبادل زندانیان خبری نداشت. فقط روزی که من و تعداد دیگری در تیرماه سال 81 در جریان تبادل قرار گرفتیم، از نقیب محمد معاون زندان شنیدیم که در جواب یکی از نفرات که اظهار کرد ایران نمیروم چون ممکن است اعدام شوم، با لحن طعنه آمیزی گفت: “رجوی جون شما سری قبل هم خواست تا ما زندانیان را تبادل نکینم، بنابراین راهی جز رفتن به ایران ندارید. تازه منتظر باش که تا چند وقت دیگر مسعود و مریم را میآوریم زندان ابوغریب!” و ما آن زمان از نحوه صحبت نقیب محمد متوجه شدیم که رجوی در نهایت بیشرافتی سعی کرده اعضای زندانی شده به ایران منتقل نشوند.
بنابراین اعضایی که روزی با گذشتن از جوانی و موقعیتهای اجتماعی خود وارد تشکیلات رجوی در عراق شدند و طی سالها عمر خود را صرف اهداف رجوی کردند، وقتی برخی از آنها به این نتیجه رسیدند که دیگر ماندنشان در تشکیلات فایده ندارد و قصد جدایی کردند، رجوی بجای برخورد اصولی از آنها کینه به دل گرفت وعلاوه بر تحت فشار گذاشتن روحی و زندانی کردن آنها در مقر، در نهایت با کمال بیشرمی آنها را به زندان ابوغریب فرستاد تا اولا به مدت طولانی حبس شوند و احیانا اگر هم آزاد شدند از لحاظ روحی آنقدر تخریب شده باشند که توان مقابله افشاگرانه با تشکیلات او را نداشته باشند .
متاسفانه برخی از نفرات از جمله بیت الله جهانی و عباس و چند نفر دیگر که اسمشان را فراموش کردم، براثر فشارهای زندان ابوغریب دچار اختلالات روانی شدند. با این وجود، اکثر نفرات با هدف افشای ماهیت جنایتکارانه رجوی توانستند تا حد قابل قبولی روحیه خود را حفظ کنند. هرچند آسیبهای روحی برآنها وارد شده بود ولی نگذاشتند طرح جنایتکارانه رجوی محقق شود .
حمید دهدار حسنی

































