مینا

از مامان مریم برایم می گفت. اما 1 روز تمام برایش اشک ریختم وقتی فهمیدم که او مامان مریمش را هرگز ندیده است و اکنون 10 سال است که برایش اشک می ریزم چرا که او حتی مفهوم مادر را نمی دانست و گمان می برد و به یقینش رسانده بودند که فقط مریم مادرش است! سال های دوستی با او برایم پر از حیرت بود و پر از چیزهایی هرگز نادیده آن روزها در دنیای کودکی ام گمان می بردم او از سیاره ای دیگر می آید.

  • برچسب ها

    تابو، در مناسبات مجاهدین خلق چیست؟ 30 خرداد 1405

    تابو، در مناسبات مجاهدین خلق چیست؟

    اولین بار که در بحث های ایدئولوژیک سازمان ، برای ما گفتند که : تابوی جنسی در رژیم خمینی، بالاترین ممنوعیت ها است، من دچار تناقض شدید شدم و اینکه این بحث واقعی نیست و اتفاقا در مناسبات سازمان این تابوی جنسی عینیت دارد. برای روشن شدن بحث اول باید به تعاریف رجوع کرد: در […]

    وقتی خانواده اعضاء مجاهدین قربانی می‌شوند 30 خرداد 1405
    فراتر از اسارت افراد

    وقتی خانواده اعضاء مجاهدین قربانی می‌شوند

    هنگامی که سخن از نقض حقوق اعضای سازمان مجاهدین خلق به میان می‌آید، اغلب ذهن‌ها به سمت محدودیت‌های فردی سوق پیدا می‌کند؛ محدودیت‌هایی همچون قطع ارتباط با خانواده، محرومیت از دسترسی آزاد به اطلاعات، ممنوعیت ازدواج و تشکیل خانواده، کنترل شدید زندگی شخصی و وابسته کردن کامل افراد به تشکیلات. اما واقعیت آن است که […]

    نگاهی به ممنوعیت عشق در مجاهدین خلق 12 خرداد 1405
    هویت فردی در برابر وفاداری تشکیلاتی

    نگاهی به ممنوعیت عشق در مجاهدین خلق

    چرا بعضی سازمان‌های فرقه‌گونه یا بسته همچون مجاهدین خلق یا به تعبیر منتقدان “فرقه رجوی” معمولاً با روابط عاطفی/عشق درون‌سازمانی مخالفت می‌کنند؟ تحلیل و بررسی تجربیات جداشدگان درباره مخالفت سازمان مجاهدین خلق با عشق و روابط عاطفی در مناسبات درونی‌شان بر اساس گفته‌های افرادی است که سازمان را ترک کرده‌اند و هدف آن ارائه دیدگاهی […]

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.