گردهمایی سالانه مجاهدین خلق به مناسبت سالگرد آغاز جنگ مسلحانه در حالی برگزار شد که پلیس فرانسه تجمع این تشکیلات را لغو کرده بود. بیانیه پلیس فرانسه برای لغو تجمع مجاهدین در روز هجدهم ژوئن منتشر شد اما سران این تشکیلات به این ابلاغ سر ننهادند و برعکس اعزام عوامل خود از سراسر اروپا به […]
گردهمایی سالانه مجاهدین خلق به مناسبت سالگرد آغاز جنگ مسلحانه در حالی برگزار شد که پلیس فرانسه تجمع این تشکیلات را لغو کرده بود. بیانیه پلیس فرانسه برای لغو تجمع مجاهدین در روز هجدهم ژوئن منتشر شد اما سران این تشکیلات به این ابلاغ سر ننهادند و برعکس اعزام عوامل خود از سراسر اروپا به پاریس را ادامه دادند. رسانههای تبلیغاتی این تشکیلات در پاسخ به دستور شفاف پلیس در جهت عدم برگزاری، با ادعای دروغین حکومت فرانسه را متهم به مسائل متنوعی کردند. اما اعضای پیشین که با تاکیتیک های معمول مجاهدین آشنا هستند اظهارات جالب توجهی درباره ماهیت واقعی سازوکار مالی تجمعات مجاهدین و هدف از این برنامهها داشتهاند. زینب (ژینا) حسین نژاد یکی از اعضای پیشین است که شواهد دقیق و پرجزییاتی در این باره منتشر کرده است.
ادعای نخست مجاهدین خلق این بود که وزیر امورخارجه فرانسه در تماس تلفنی با همتای خود در ایران درخواست لغو تجمع مجاهدین را دریافت کرده و در پی آن پلیس دستور لغو داده است. این ادعا فورا از سوی سخنگوی وزارت خارجه فرانسه تکذیب شد. ادعای دیگر مجاهدین اپوزیسیون پهلوی را هدف قرار میداد، مبنی بر این بود که پلیس فرانسه اعلام کرده است که پادشاهی خواهان و ساواک تهدید به بمب گذاری در محل تجمع کردهاند. این دو ادعا از اساس باطل هستند چرا که متن بیانیه پلیس فرانسه در خصوص لغو تجمع مجاهدین خلق قابل دسترس است. در این بیانیه به چنین مواردی به هیچ وجه اشاره نشده است. شایان ذکر است که اگر پلیس فرانسه مظنون به خطر بمبگذاری بود، کل منطقه را تخلیه و قرنطینه میکرد. در حالی که چنین اتفاقی رخ نداد و کاروانهای اعزامی مجاهدین در محل حاضر شدند. حتی حضور برخی از عوامل مجاهدین خلق در مواری به زد و خورد با پلیس انجامید. پیرو این حوادث 22 تن از عوامل مجاهیدین خلق دستگیر شدند.
همچنین، هواداران مجاهدین خلق با تهدید به آتش کشیدن پاریس تنشها با پلیس فرانسه را به جایی رساندند که یکی از برگزارکنندگان مراسم مجاهدین خلق به نام بهزاد نظیری توسط پلیس فرانسه احضار شد و علیه او تشکیل پرونده داده شد. مجاهدین خلق این اقدام علیه بهزاد نظیری را “تسلیم و تبعیت در برابر رژیم ایران” خواندند.

احضار بهزاد نظیری
بدین ترتیب، مجاهدین خلق همزمان با نادیده گرفتن قوانین کشور میزبان، سعی بر اتهام زنی به همه نهادها و گروههای سیاسی و اجتماعی دارند. اما در واقعیت سران مجاهدین خلق، بدون پایگاه مردمی برای برگزاری این تجمعات نیاز به صرف هزینههای بسیار هنگفتی دارند که مستلزم داشتن منابع مالی هنگفت است. ژینا حسین نژاد کودک سرباز پیشین مجاهین خلق در مطلبی که به تازگی در حساب کاربری فیس بوک خود منتشر کرده است، شواهد و مستندات دقیقی از شیوه ثروت اندوزی مجاهدین خلق مطرح میکند که میتواند به درک بهتر ماهیت ریاکار مجاهدین خلق کمک کند. آنچه از مطلب ژینا –علیرغم مخالفتش با حکومت جمهوری اسلامی ایران– برمیآید این است که اولویت اصلی سران مجاهدین خلق، حفظ تشکیلات و منافع خود است و نه پایبندی به اصول یا ارزشهای ثابت اخلاقی و حتی مبارزاتی.
حسین نژاد خاطرات و مصادیقی میآورد که نشان میدهد سازمان مجاهدین خلق در صورت مورد نقد قرار گرفتن، همه دنیا را متهم به همکاری با حکومت ایران میکند اما در باطن و زیر پوشش نامها و شرکتها حاضر به همکاری با هر شخص حقیقی یا حقوقی است که به ثروتش افزوده کند چرا که تنها همین توانایی مالی است که موجب بقای تشکیلات شده است.
حسین نژاد اعلام می کند که ابعاد فساد و دروغهای مجاهدین خلق بسیار گستردهتر است و او در این مطلب تنها به یکی دو نمونه اشاره کرده است. او همراه با مطالب خود تصاویری از شرکت تبلیغاتی پوششی مجاهدین خلق و مشتری ثروتمند این شرکت که طرفدار جمهوری اسلامی و حزب الله لبنان بوده است، نیز منتشر کرده است. در زیر بخشهایی از مطلب حسیننژاد را بخوانید:
چنان که قبلا نوشتم در آلبانی راه باریکه اینترنت نسبت به عراق بازتر و پهنتر شد و افراد بیشتری به یگانهای خاص آنلاین اضافه شدند. (اما همچنان تحت نظارت و کنترل). یک قسمتی تشکیل شد به نام “انتفاعی” که با کار گرافیک و مارکتینگ باید برای این سازمان پول در می آورد. اسم شرکتی که مجاهدین برای این کار ساختند،We4you بود که با کشورهای عربی نیز ارتباط داشت.
یک بار یکی از مشتریها یک شیخ عرب از روسای یک انستیتو بود که درخواست کلیپ و پوسترهای تبلیغاتی از خودش را داشت. وی در چت علنا به بچهها گفته بود که با مقامات جمهوری اسلامی رابطه کاری و رفت و آمد دارد و از رهبران ایران دفاع کرده بود.
بچه های تیم که از این حرف ناراحت شده بودند، در نشست فوری این را به مسئول قسمت اطلاع دادند، او نیز گفت که از بالاتر سوال می کند. شب به هنگام نشست جمع بندی روز گفت، از مسئولین بالا پاسخ دادند که اشکالی ندارد برایش کار کنید، ولی نه با او بحث سیاسی کنید و نه بگویید که در آلبانی هستید.
از آن پس قرار شد آی پی آلبانی مخفی شود تا با هر نوعی از این افراد کار انجام شود تا درآمد کسب شود.

اسناد مربوط به برقراری ارتباط با شیخ عرب
چنان که در اسناد نگاه می کنید، کاملا گویاست، اسم و آدرس صفحات مجازی یکی از این شیوخ بنام غازی با همان آیدی برایش کلیپ درست شده و حتی آدرس اینستاگرامش در کلیپ تبلیغ شده، که در همان صفحه علنا از مواضع رژیم و حماس دفاع کرده است.
]…[
این در حالیست که به فرزندانی که پدر و مادرهایشان را بدلیل پیوستن به مجاهدین نقد کرده اند “مزدوران سپاه” می گویند.
این در حالیست که به بسیاری از مخالفانشان و منتقدین شان در سایر گروه ها بدون هیچ مدرکی مارک “مزدوران اطلاعات آخوندی” می زنند.
این در حالیست که به بسیاری از افراد که با دست خالی از مجاهدین فرار کردند و به دلیل مشکلات به ایران بازگشتند، مارک “بریده خائن و بریده مزدور” می زنند.
این در حالیست که به دولت فرانسه و دولتهای اروپایی که بطور قانونی و به دلایل امنیتی به آنها مجوز تظاهرات ندادهاند مارک “مماشات و همکاری” با آخوندها می زنند.
و یا به دولتهایی که بدلیل نقض مقررات بین المللی و نقض قوانین حقوق بشر توسط این سازمان به تظاهرات و یا کمپ شان حمله کرده اند، مارک “کودتای ارتجاعی استعماری” میزنند.
(شخصا از کودکی بارها و بارها شاهد نقض این قوانین توسط مجاهدین بوده ام که برخی از آنها در سالهای اخیر در رسانهها و دادگاه های مختلف اروپا به ثبت رسید که قبلا منتشر کردهام)
در حالیکه میبینید این اتفاقها برای سایر گروههای سیاسی و چهرههای برجسته، فعال و معروف ایرانی نمیافتد. میدانید که برخی جوانانی که فقط با وعده دروغین “فرستادن به دانشگاه اروپا” و یا “دیدار خانوادگی” به ترکیه و عراق اعزام شده بودند، یا سربازان اسیر در جنگها و زندانهای عراق که به اشرف منتقل شده بودند، پس از سالها جداشدن و یا فرار کردن از دست مجاهدین، بدون کوچک ترین وسیله و بدلیل کمبودهای مالی، ندانستن زبان، نداشتن تخصص یا مشکلات سن و سلامتی و تنهایی، برای بازگشت به ایران اقدام کردند. که توسط مجاهدین بسیار مورد تهمتهای اطلاعاتی بودن، تخریب و آزار بسیار قرار گرفتند.
یادم است فرد مظلومی که دارای مشکلات لکنت شدید زبان بود از اسرای جنگ ایران و عراق، که از کمپ مجاهدین در آلبانی فرار کرد و پس از سالها به روستایشان در ایران برگشت. مجاهدین عکس وی را در روستای فقیر و خانه کوچکشان در کنار مادر پیرش که نزدیک سی سال او را ندیده بود، پخش کردند و نوشته بودند: “این مزدور با کمک سفارت آخوندی در آلبانی به ایران بازگشت!”
و حال می بینید که خود چطور بیشرمانه و کثیف با ادعای این همه قدرت تشکیلاتی و مالی و ادعای کمک گرفتن فقط از “خلق” کار و کاسبی می کنند. نتیجه اینکه تظاهراتها و جلسات آنها نه برای آزادی ایران و نه برابری مردم بلکه تنها برای: حفظ بقاء تشکیلاتی و ایدئولوژیکی، روحیه دادن به نیروهای داخلی برای عدم ریزش، نمایش قدرت و رقابت با سایر گروههاست.
درگیر شدن با پلیس و ارتش در کشورهای مختلف از جمله عراق، آلبانی و فرانسه برای مظلوم نمایی و جلب توجه در رسانه ها و مدیاست. که خوشبختانه این بار نیز محل زیادی به آنها داده نشد، بخصوص ایرانیهای همیشه آگاه.
مزدا پارسی
















