والدین درون فرقه پلی گامیست متهم هستند به این که شستشوی مغزی داده شده اند. چنان چه در همه ی فرقه ها معمول است ؛همانند مجاهدین خلق که پس از انقلاب ایدئولوژیک زوج ها پس از نشست های شستشوی مغزی مجبور به طلاق شدند و سپس در سال 1990 طی جنگ اول خلیج، مجبور به سپردن کودکانشان به سازمان شدند.
در 15 آوریل 2008 گزارشی در سایت باستن داد کام منتشر شد که بنابر آن " مقامات ایالت تگزاس امریکا 416 کودک را از یک فرقه ی پلی گامیست جدا کردند." این کودکان از فرقه گرفته شدند چرا که خطر سوء استفاده در مورد آن ها وجود داشت. ماریسا گانزالس سخنگوی آژانس خدمات حفاظتی کودکان " در ایالت تگزاس در این باره گفت:" معمول نیست که در حالی که احتمال سوء استفاده وجود دارد، به والدین اجازه داده شود کودکان خود را همراهی کنند."
والدین درون فرقه متهم هستند به این که شستشوی مغزی داده شده اند. چنان چه در همه ی فرقه ها معمول است ؛همانند مجاهدین خلق که پس از انقلاب ایدئولوژیک زوج ها پس از نشست های شستشوی مغزی مجبور به طلاق شدند و سپس در سال 1990 طی جنگ اول خلیج، مجبور به سپردن کودکانشان به سازمان شدند.
اما هیچ آژانس خدمات محافظتی وجود ندارد که نگران وضعیت فرزندان اعضای مجاهدین باشد. این کودکان به اروپا انتقال داده شدند،در آن جا در خانه های تیمی در شرایطی ناگوار زندگی می کنند و هر روز صبح باید به " عمو مسعود " و " خاله مریم" درود بفرستند (چرا که هیچ از پدر، مادر و خانواده نمی دانند.)
چنان چه الیزابت روبین در مقاله اش " فرقه ی رجوی " از نادره افشاری (عضو سابق سازمان) نقل قول می کند:" هر روز صبح و شب،کودکان از سنین 1 تا 2 سالگی باید در مقابل پوستر مسعود و مریم بایستند،به آن ها درود بفرستند. آ ن ها این بچه ها را نسل بعدی سربازان خود می دانند. می خواهند آن ها را شستشوی مغزی داده و کنترل کنند."
اکنون قاضی ها، مدعی العموم ها، دادستان ها و وکیل ها کجا هستند تا از وضعیت کودکان اعضای مجاهدین خلق دفاع کنند؟ کودکانی که والدینشان هیچ اطلاعاتی از محل زندگی شان ندارند،کودکانی که مجبور می شوند در فعالیت های تبلیغاتی سازمان مجاهدین برای جمع آوری پول با ظاهر اسفناکشان شهروندان اروپایی را وادار به کمک کنند. آیا این معمول است که کودکانی را در شهرهای مدرن اروپا ببینیم که در شرایطی دشوار زندگی می کنند؟ پوشش دمکراتیک فعالیت های مجاهدین، رفتارهای ضد بشری آن ها علیه اعضا به ویژه کودکان را – که سازمان آن ها را میلیشیای آینده ی خود می داند – پنهان کرده است. پس چه چیز را نقض حقوق کودکان می نامید؟ آیا این نقض حق یک کودک نیست که وی را از زندگی عادی در میان اعضای خانواده اش محروم کنیم و شرایط تحصیلات عادی و آزادانه در کشوری آزاد را از وی بگیریم؟
بتول سلطانی مادری است که فرزندانش را سازمان از وی گرفته است. اکنون که سازمان را ترک کرده است، در حال جستجوی فرزندانش است که سال ها عکس ها ی آن ها را در لباس هایش پنهان کرده بود. امید است که او روزی فرزندانش را بیابید اما چه کسی می تواند آن سال های دردناک بدون فرزندانش را به وی بازگرداند؟ سال هایی که او حتی اجازه نداشت به فرزندانش فکر کند.
انجمن نجات مرکز فارس
برچسب ها
مکانیسمهای کنترل ذهن در تشکیلات مجاهدین تخریب هویت فردی و بازسازی هویت سازمانی
وابستگی شناختی در ایدئولوژی بسته تمرکز قدرت، انحصار حقیقت و شکلگیری ساختار بسته ایدئولوژیک
اینترنت در تشکیلات مجاهدین چرا اعضای مجاهدین اجازه دسترسی به اینترنت ندارند؟
تخریب هویت فردی و بازسازی هویت سازمانی
هویت انسان محصول سالها تجربه، روابط اجتماعی و انتخابهای شخصی است. وقتی فرد وارد یک ساختار ایدئولوژیک بسته بمانند آنچه مسعود رجوی در سازمان تروریستی و کنترل گر خود ترسیم و اعمال کرده است میشود، این هویت بهتدریج تحت فشار قرار میگیرد. نخستین مرحله معمولاً تضعیف منشاء هویت بیرونی است؛ یعنی روابط خانوادگی، دوستیها، علایق […]
تمرکز قدرت، انحصار حقیقت و شکلگیری ساختار بسته ایدئولوژیک
تحلیل ساختارهای بسته ایدئولوژیک نشان میدهد که چنین نظامهایی معمولاً از دل یک روند تدریجی تمرکز قدرت متولد میشوند؛ روندی که در آن، سازوکارهای تصمیمگیری جمعی به مرور جای خود را به اقتدار فردی میدهند و وفاداری به رهبر به معیار اصلی مشروعیت تبدیل میشود. در مورد سازمان تروریستی مجاهدین خلق ایران نیز بسیاری از […]
چرا اعضای مجاهدین اجازه دسترسی به اینترنت ندارند؟
یکی از فاکتورهایی که سازمان مجاهدین از آن ترس دارد این است که اعضای سازمان به واقعیت های بیرون دسترسی پیدا کند و در ذهن اعضاء شکاف ایجاد شده و رهبری را زیر سئوال ببرند .و به همین علت اجازه نمی دهد به اینترنت دسترسی داشته باشند ؟ رهبری سازمان همواره می خواهد ذهن اعضاء […]
