از خیانت به وطن تا اشک تمساح بر ملی گرایی

سایت های وابسته به گروه تروریستی مجاهدین چندی است که به بهانه سالگرد اعدام دکتر حسین فاطمی به تجلیل از این شخصیت تاریخ ایران معاصر پرداخته است و با این اقدام سعی دارد تا به نوعی حمایت گروه های اپوزیسیون خارج از کشور را به خود جلب نماید. مجاهدین تلاش بسیار دارند تا خود را ادامه دهنده راه افرادی همچون دکتر فاطمی قلمداد سازند تا به این وسیله از شدت تنفر علیه خود بکاهند که در این باب اشاره به چند نکته مهم و ضروری است:

تاریخ ایران همواره نشانگر وجود افرادی وطن پرست بوده است، افرادی که با فدا کردن جان خود، ایران بزرگ را از گزند دشمنان خارجی مصون نگه داشتند. این جانفشانی ها در جریان جنگ عراق علیه ایران به اوج خود رسید. مردان و زنان دلیر ایرانی با خلق حماسه هایی بی نظیر جهانیان را به حیرت واداشتند، جانفشانی سردارانی که تاریخ نمونه آنها را به سختی خواهد یافت از جمله نقاط بدیع تاریخ معاصر ایران به شمار می رود. ملی شدن صنعت نفت ایران از دیگر حماسه هایی بود که ایرانیان در برابر استعمارگران رقم زدند. در این میان دکتر حسین فاطمی از جمله کسانی بود که به دفاع از ملیت ایرانی در برابر انگلیسی ها پرداخت که در نهایت در این راه جان خود را از دست داد. آنچه در این میان جای تامل دارد اشک تمساح مجاهدین بر این ملی گرای ایرانی است. این گروه تروریستی در حالی زیر پرچم دکترحسین فاطمی سینه می زند که نه تنها هیچ قرابتی بین آنها وجود ندارد بلکه این دو در دو نقطه مخالف یکدیگر قرار گرفته اند. فاطمی در حالی مقابل استعمار پیر انگلیس مقاومت کرد که مجاهدین امروزه به میهمانی لرد های انگلیسی نه تنها افتخار می کنند بلکه حضور عناصر خود در این کشور و تلاش برای متقاعد ساختن سران این کشور حتی به حمایت لسانی از خود را، از جمله موفقیت هایشان به شمار می آورند. گذشته از این مورد خاص رجوع به تاریخ نه چندان دور این سرزمین بیش از بیش خوی منافقانه و ضد ملی این گروه تروریستی را نشان می دهد. پرونده مجاهدین در رابطه با ملی گرایی و ناسیونالیسم به حدی تاسف بار است که طرح حمایت و دنباله روی این گروه از حسین فاطمی نه تنها غیرواقعی بلکه مضحک به نظر می رسد. جریان جنگ تحمیلی هشت ساله و نقشی که مجاهدین در آن ایفا کردند نشانگر خوی ضد ملی آنها شمار می رود. در ابتدای جنگ و در هنگامه ای که هنوز مجاهدین به طور علنی وارد فاز تروریستی نشده بودند و توانسته بودند با رفتار منافقانه، خود را در بین انقلابیون اصیل جای دهند با گروه های مارکسیستی که به طور علنی علیه نظام جدید سلاح به دست گرفته بودند و از حمایت های تسلیحاتی صدام برخوردار بودند در ارتباط بودند و به طور مخفیانه از آنها کمک تسلیحاتی دریافت می کردند تا در صورت فراهم شدن شرایط بتوانند اقدامات مسلحانه خود را علیه ملت ایران با سلاح های که با یک واسطه از صدام گرفته شده بود آغاز کنند. پس از حوادث 30 خرداد 1360 که مجاهدین به طور علنی وارد فاز مسلحانه شدند و تعداد زیادی از مردم و مسوولین جمهوری اسلامی را ترور کردند به دلیل تنفر شدید افکار عمومی ایرانیان قادر به ماندن در کشور نشدند، بنابراین چاره ای جز پناه بردن به دشمن قسم خورده ملت ایران که در حال یک جنگ تمام عیار علیه ملت ایران بود نداشتند. در طول جنگ تحمیلی این گروه تروریستی در پناه دیکتاتور سابق عراق جنایات گسترده ای را علیه ملت ایران مرتکب شدند که برای همیشه درحافظه تاریخی مردم ایران باقی خواهد ماند. جاسوسی این گروه از موقعیت نظامی ایران به نفع صدام و برخورد تحقیر آمیز با اسیران ایرانی در بند رژیم بعث عراق از جمله اقدامات ضد ملی به شمار می رود که سرکردگان این گروه برای بقاء خود و خوش خدمتی به صدام مرتکب شدند. اما وقیح ترین اقدام مجاهدین علیه ملت ایران که اقدامی به شدت تنفرآمیز نزد ایرانیان به شمار می رود هنگامی رقم خورد که سرکردگان مجاهدین با چراغ سبز صدام و برای آزمودن آخرین شانس خود برای تسلط بر ایران مرتکب شدند. سرکردگان مجاهدین طی یک تحلیل غلط با این پیش فرض که دولت ایران به دلیل قبول قطعنامه 598 در وضعیت خوبی به لحاظ روحیه نظامیان و تجهیزات دفاعی قرار ندارد اقدام به حمله به ایران از مرزهای غربی کشور با حمایت کامل هوایی صدام و تجهیزات اهدایی او کردند. اگر چه این اقدام مجاهدین با پاسخی بسیار کوبنده از سوی ملت و دولت ایران مواجه شد اما ننگ آن برای همیشه بر پیشانی این گروه باقی ماند. این اقدام مجاهدین به حدی ضد ملی بود که اپوزیسیون خارج نشین که روزگاری از جمله متحدین این گروه به شمار می رفتند در قبال این اقدام آنها به شدت واکنش منفی نشان دادند تا جایی که یکی از نشریات وابسته به جبهه ملی ضمن تقبیح این اقدام مجاهدین خواهان برخورد شدید با این گروه شد و محمد رضا پهلوی را به خاطر اعدام نکردن مسعود رجوی هنگامی که در زندان بود مورد سرزنش قرار داد.

مشاهده این تاریخچه ضد ملی از مجاهدین گویای بسیاری از مواضع گذشته و حال این گروه به شمار می رود. با این حال ادعای حمایت و دنباله روی آنها از افرادی همچون دکتر فاطمی بیش از آنکه جنبه واقعی داشته باشد بیش از بیش به یک طنز سیاسی شباهت دارد.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا