فرقه گرایی مجاهدین

اعتراف گیری مسعود رجوی از سی و شش زندانی در نشست های عملیات جاری

پس از آزادی سی و شش نفر از اعضای سازمان توسط دولت عراق و بازگشت آنها به قرارگاه اشرف، نشست های معروف به عملیات جاری برای این افراد به مسئولیت مسعود رجوی، که حضور تلفنی داشت، برگزار شد، همین برنامه ای که در چند روز گذشته شاهد پخش آن از تلویزیون مجاهدین هستیم. در همین رابطه ذکر نکات زیر حائز اهمیت است: 1- اینکه علیرغم ادعای مریم رجوی مبنی بر اینکه اگر این افراد تا 12 ساعت دیگر آزاد نمی شدند حداقل نیمی از آنها جان می دادند، می تواند یک ادعای واهی و هم در عین حال واقعی باشد. واهی از این جهت که شرط عقل و انسانیت و کمترین احساس مسئولیت در قبال جان چنین افرادی، در اقدامات اینچنینی را تحت هیچ شرایط و ضرورتی مشروع نمی داند. اینکه فردی به خود اجازه بدهد یک روز پس از آزادی افرادی با شرایط مورد اشاره مریم رجوی، آنها را با تخت بیمارستان به این نشست ها کشانده و مورد بازجویی مستقیم و طولانی قرار بدهد. پس از آزادی سی و شش نفر از اعضای سازمان توسط دولت عراق و بازگشت آنها به قرارگاه اشرف، نشست های معروف به عملیات جاری برای این افراد به مسئولیت مسعود رجوی، که حضور تلفنی داشت، برگزار شدواقعیت این است که تحمل شرایط این نشست ها برای افراد سالم هم غیر ممکن است چه برسد به کسانی که به قول مریم رجوی از یک قدمی مرگ برگشته و به شهادت تصاویر همزمان با نشست ها هم در حال مداوا هستند. ادعای مریم رجوی از یک سو می تواند واقعی هم باشد، از این جهت که اثبات می کند اساسی ترین و مبنایی ترین ارکان بقای ایدئولوژیکی – سیاسی مجاهدین ظرف تشکیلاتی و در متن آنها نشست های عملیات جاری است. تا جایی که تحت هیچ شرایطی این عملیات نباید قطع شود حتی کسانی در وضعیت این سی و شش نفر که زیر سرم و مراقبت های حیاتی هم هستند باید در اولین ساعات بازگشت به ظرف تشکیلاتی مادر، بگویند کجا بوده، چه کرده، و تا چه اندازه نسبت به مبانی تشکیلاتی یعنی انجام عملیات جاری جِدیت داشته اند و جالب اینکه برای اثبات ادعاهای شان شاهد بیاورند. خانم سلطانی در گفتگوهای پیرامون عملیات انتحاری در جایی اشاره می کنند که حتی تیم های دو نفره که به قصد انجام اقدامات تروریستی وارد ایران می شدند، ملزم به انجام نشست های عملیات جاری دو نفره بودند. در تائید صحبت های خانم سلطانی لازم است اشاره شود، همین سی و شش نفر قبل از هر چیز بر اثبات این ادعا پافشاری داشتند که نشست های عملیات جاری را در هر شرایطی ولو بعضا به صورت دونفره برگزار می کردند. اینکه عملیات جاری حاوی چه اکسیری است که انسان ها را تا این اندازه از خود بیگانه و به غیر وابسته می کند، می شود شمایی از آن را در نشست هایی که تلویزیون مجاهدین پخش می کند، رد یابی کرد. 2- پخش این نشست ها را همچنین می توان در راستای یک مانور و تهدید ارزیابی کرد. این تهدید در وهله اول متوجه دولت و مقامات عراقی است. اینکه مقامات عراقی چگونه واکنش نشان خواهند داد، دقیقا هدف و خواسته مجاهدین است تا بر اساس آن اقدامات تهاجمی بعدی خود را طراحی و سازماندهی کنند. آنچه بیشتر مورد تاکید است دنبال کردن این نشست ها توسط مقامات عراقی و جمع بندی از آنها برای شناخت هر چه بیشتر ماهیت مجاهدین است. 3- سوای تنناقض گویی های این سی و شش نفر در رابطه با وضعیت دوران حبس و همچنین برخورد مقامات عراقی با آنها، آنچه بیشتر نمودار است سیطره و گستره نفوذ تشکیلاتی در ابعاد و اندازه های مینیممی بر افراد است که بدون گسستن شریان های ارتباطی و تشکیلاتی از راس تا سطح، هم امکان آزاد شدن افراد از تاروپود این مناسبات غیر ممکن به نظر می رسد و هم اجرایی کردن راه حل اخراج مجاهدین از قرارگاه و بعدتر عراق را مشکل تر می کند. 4- محور و نقطه مشترک اظهارات تمامی این سی و شش نفر جلب رضایت مسئول نشست عملیات جاری، یعنی مسعود رجوی است. این اظهارات بر باوراندن چند نکته اصرار دارند، این که مجاهدین هر چه دارند از رجوی دارند و آنها در جهت جلب رضایت او از هیچ اقدامی فروگذار نخواهند بود و حتی در سخت ترین شرایط هم خودشان را به رهبری سازمان بدهکار می دانند. دیگر پافشاری بر اثبات وفاداری خودشان به رهبری و اینکه آنچه انجام داده اند نتیجه حداقلی تاثیرات عملی حیات تشکیلاتی و ظرف ایدئولوژیک آنها بوده که انجام آن در هر مکانی لاجرم حیات آنها را تضمین می کند. 5- بیرونی کردن چنین مناسباتی و آن هم در یکی از حساس ترین مقاطعی که سازمان تلاش می کند حمایت غرب را متوجه خود کند، پیام های متناقضی را همراه دارد. غربی ها با مشاهده این تصاویر از یک سو می توانند بیشتر و بیشتر پی به ماهیت فرقه ای و ضددمکراتیک سازمان ببرند و در عین حال به این حقیقت هم به دیده یک واقعیت تلخ بیندیشند که چگونه می توانند خطر تهدید سازمان را به عنوان یک فرقه ناشناخته مرتفع و یا به حداقل برسانند. سازمانی که با نمایش دادن رسانه ای ساختار درونی اش در حقیقت مدل کوچک اداره جامعه را به نمایش می گذارد. یعنی تمرکز همه جانبه بر اطاعت و فرمانبرداری از یک فرد به هر قیمت ممکن. وقتی همه سی و شش نفر و حاضرین به تبعیت از آنها، بصراحت می گویند برای رضایت رهبری حاضرند بمیرند، بکشند، و گرسنگی و تشنگی نه تنها برایشان زجرآور نیست که لذت بخش و گوارا است، به این دلیل که بار اصلی این محنت و زجر و شرایط را رهبری به دوش می کشد، غربی ها می توانند از این صحنه های واقی و بی واسطه درس های آموزنده ای بگیرند. 6- حضور مسعود رجوی در این نشست ها از جهات زیادی حائز اهمیت است. آیا این حضور را می توان به منزله بیرون آمدن رجوی از خفای تشکیلاتی- فرقه ای تعبیر کرد؟ آیا این حضور را می توان به منزله نوعی هشدار تلقی کرد؟ آیا این حضور را می توان به معنای کم رنگ شدن القائات لایه ها و مسئولین رده های مختلف بر تحت مسئولین خود تعبیر کرد و در نتیجه رو شدن مسعود را به عنوان یک موتور و محرک قوی برای جلوگیری از هم پاشیدن تشکیلات و…؟! آیا این حضور را می توان به معنی قوت گرفتن گمانه زنی حضور رجوی در قرارگاه اشرف محسوب کرد و لاجرم نتیجه گیری کرد بخشی از مقاومت مجاهدین برای ماندن در قرارگاه اشرف دفاع از شخص رجوی است؟ اگر چنین باشد به یک معنی باید بخش قابل ملاحظه ای از رخدادهای درون و بیرون قرارگاه اشرف را متاثر از حضور مستقیم او در قرارگاه اشرف ارزیابی کرد. در گزارش راند آمده بود آمریکایی ها حتی از بازرسی خیلی از ساختمان های قرارگاه اشرف امتناع کرده اند، به یک معنی می شود رجوی را در یکی از همین ساختمان های بازرسی نشده و یا مقرهای زیرزمینی داخل قرارگاه اشرف جستجو کرد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا