حراج قرارگاه اشرف، آخر خط ظرف استراتژیک رجوی

در حالی که رجوی و رسانه های سازمان مجاهدین کماکان دفاع از قرارگاه اشرف و پافشاری بر ایستادگی آن را به صورت یک شعار استراتژیک و محوری دنبال می کنند، اما به طور موازی شواهد و قرائن حکایت از قطعیت تخلیه اشرف و اخراج ساکنین آن از عراق می کند. گزینه های احتمالی برای جابجایی ساکنین اشرف بر اساس توافقات حاصله آمریکا یا کشورهای عضو اتحادیه اروپا خواهد بود. اما به این حال رجوی سیاست های دوگانه خود را بر اساس استفاده از عامل زمان و اتفاقات پیش بینی ناشده با چشم انداز ماندن در قرارگاه اشرف ادامه می دهد. بر این اساس رجوی از یک سو خارج شدن از قرارگاه اشرف و عراق را می پذیرد و از سوی دیگر مقامات عراقی و مجامع بین المللی را تهدید به فاجعه انسانی و آمریکایی ها را به حفاظت از قرارگاه اشرف فرا می خواند. اما در این میان آنچه بیشتر نمود دارد غیر قابل بازگشت بودن تصمیم دولت عراق و پذیرش آن از سوی رجوی می کند. هر چند قطعیت این امر پیشتر و در زمانی که مریم رجوی برای بازگشت به ایران اعلام آمادگی کرد، احراز شده بود، اما تاکید مشخص رجوی روی این موضوع بر اهمیت این موضوع تاکید مضاعف دارد. نشانه های واقع بینانه در این رابطه از جمله قیمت گذاری قرارگاه اشرف و اعلام پذیرش انتقال ساکنین اشرف به آمریکا یا کشورهای عضو اتحادیه اروپا که در پیام های اخیر و به خصوص پیام 13 آبان رجوی مورد تاکید قرار گرفته، بر این معنی دلالت عینی تری دارد. رجوی در این راستا تا مرحله ارزیابی قیمت قرارگاه و درخواست آن از دولت عراق پیش رفته است. گو اینکه طرح درخواست مبلغ 200 میلیون بابت هزینه های مصروف شده در اشرف چالش حقوقی جدی را میان مجاهدین و عراق باز خواهد کرد، اما نفس این درخواست حکایت از درماندگی و استیصال رجوی می کند. حتی با فرض اینکه طرح درخواست رجوی را یک بهانه تراشی برای به تعویق انداختن تخلیه قرارگاه اشرف تلقی کنیم، اما تردیدی نیست که این چالش در نهایت راه حل خودش را خواهد داشت و در اصل موضوع تاثیری نخواهد گذاشت. رجوی با طرح این درخواست عملا قبول کرده است که جریان سازی رسانه ای او و همچنین حمایت میلیونی مورد ادعای رسانه های سازمان از حقوق مجاهدین در اشرف النهایه کاربرد و نفعی برای آنها نخواهد داشت. این هم یکی از نکات قابل تعمق در لابلای این اظهارات است که در نوع خود می تواند مورد توجه ساکنین قرارگاه اشرف قرار بگیرد. در شرایطی که مجاهدین کسب کمترین توفیق و مسامحه عراق را که بیشتر بر اساس رعایت موازین انسانی و حرمت نهادهای بین المللی صورت می گیرد را به عنوان یک پیروزی جهانی تعبیر و از آن بهره برداری می کنند، توجه به این نکات، می تواند به مراتب بیشتر از آن جشن و سرورهای کاذب و تشریفاتی و نمایشی واقع امر و آینده آنها را ترسیم و پیش بینی کند. یکی دیگر از پارامترهایی که طی ماه های اخیر توانسته این واقع بینی و آینده نگری را تحت تاثیر خود قرار داده و ساکنین اشرف را از اصل موضوع و صورت مسئله اصلی منحرف و به هیاهوهای خودساخته رجوی دل خوش کند، وقایع متاثر از اختلاف نظرهای داخلی است. در طی چند ماه گذشته جریان سازی رسانه ای رجوی و طرح ناشیانه و هزارباره زمان سرنگونی و ادعاهایی از این دست، که با گذشت زمان جای خود را به واقع بینی و در نتیجه بازگشت به وضعیت عادی داده، نشان دهنده این واقعیت است که رجوی تا چه اندازه خود را به اتفاقات گره زده است و جالب اینکه به میزانی که این تب و تاب ها فروکش می کند، مجددا صورت مسئله اصلی یعنی اخراج مجاهدین از عراق به عنوان چالش و بحران اصلی روی میز رجوی می رود. مقایسه پیام های رجوی طی چند ماه اخیر که از بشارت قریب الوقوع او به سرنگونی شروع و به تناوب شور و شوق کودکانه او جای خود را به واقع بینی و بحران اصلی او می دهد، گویاتر از هر چیز گواه این حقیقت است. مقایسه اولین پیام رجوی در این رابطه و آخرین آن که 13 آبان منتشر شده، این نسبت را گواهی می دهد. در پیام آخر رجوی پس از چند سطر تکرار حرف های همیشگی بخش کلان آن به موضوع اخراج از عراق و شرط و شروط هایی که در همین رابطه مطرح شده، اختصاص دارد. سخن آخر اینکه رجوی در پیام 13 آبان خود عملا قرارگاه اشرف را به حراج گذاشته و رقم پایه ایشان برای فروش اشرف 200 میلیون دلار است. حرف آخر اینکه حراجی قبل از موعود رجوی تا چه اندازه جدی و تا چه اندازه سنگ اندازی و بهانه تراشی تلقی و تعبیر شود، مهم نیست، مهم این است که رجوی بر خلاف همه تهدیدها و جاروجنجال های بی وقفه خود بهتر از هر کس می داند آب ریخته اشرف تحت هیچ شرایطی جمع شدنی نیست. قرارگاه اشرف تحت هر شرایط تخلیه خواهد شد و ساکنین آن به هر نقطه فرضی که لازم باشد منتقل خواهند شد. تعیین مالکیت اشرف هم راه حل خاص خودش را طی خواهد کرد. اما ساکنین قرارگاه اشرف صرفنظر از هر چیز باید با این واقعیت مواجه شوند که قرارگاه اشرف علیرغم آن همه تاکید و پافشاری و متاسفانه آن تعدادی که تا کنون قربانی آن شده اند، مثل اینکه به یک ملک حراجی تبدیل شده که آقای رجوی رسما مبلغ پایه و شروع این حراجی را نیز اعلام نموده است و اینکه فروش قرارگاه اشرف از طریق حراج آقای رجوی را می توان به مثابه حراج ظرف استراتژیکی و ایدئولوژیکی او تعبیر کرد. اینکه ساکنین این ظرف در کجا و چگونه به چنین سرنوشت غم انگیز و متاثرکننده ای دچار خواهند شد، و رجوی با چه قیمت پایه ای آنها را به حراج خواهد گذاشت، چندان دور از انتظار نیست. راه حل شرافتمندانه برای ساکنین قرارگاه شاید این باشد که قبل از نرخ گذاری رجوی روی آنها به ارزش و قیمت واقعی خودشان پی ببرند. تجربه و گذشته ثابت کرده است رجوی برای حفظ خود و ارضای شهوت قدرت طلبی روی تمام امکانات و داشته ها و نداشته های خود معامله می کند. آنچه رجوی در پشت سر باقی گذاشته پر از این معامله های تهوع آور و بازی با جان انسان هایی است که هنوز هم بخشی از آنها در چنته و انبان او یافت می شوند.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.