همکاری با بیگانگان

فرقه مجاهدین خلق و معامله گری

با اطمینان میتوان گفت شروع رویه معامله گری در روند فعالیتهای این فرقه از ماجرای محمد رضا سعادتی از اعضای برجسته سازمان در سال 1358 آغاز می گردد زمانیکه او قصد داشت اسناد لو رفتن و کشته شدن یک مامور امنیتی شوروی سابق KGB که یک فرمانده نظامی ارتش زمان شاه بود را به مسوول سفارت شورروی در تهران تحویل نماید من که درآن زمان هوادار سازمان و دانش آموز بودم در جلسات تشکیلاتی زمانیکه از علل این اتفاق می پرسیم مسئولین وقت می گفتند قرار بود نفر مقابل لیست ماموران سیا را تحویل سازمان دهد. ولی گذشت زمان اثبات کرد همه قدرتهای جهانی از زمان تشکیل این سازمان بنوعی در پی بهره برداری اطلاعاتی از این تشکیلات بودند با شروع جنگ عراق علیه ایران در شهریور 1359 و بلافاصله بعد از چند سال استقرار سازمان در خاک عراق همکاریهای اطلاعاتی فرقه با استخبارات ارتش عراق گسترده تر و نهادینه شد بطوریکه سازمان از تمام توان داخل خود که معدود هم بودند برای مطامع قدرت عراقی بهره می جست. یادم هست یکی از بستگان ما در مقطع موشک باران چندین بار به ما تلفن زده و بعد از احوالپرسی صوری بلافاصله محل اصابت موشک شلیک شده مثلا 10 ساعت قبل را جویا میشد که بعدها وقتی خودم در اردوگاه عراق جدید (اشرف) حضور یافتم عملا دریافتم بدستوراطلاعات سازمان این تماسها انجام و جهت ارائه نتایج آن به عراقیها بوده است. حتی در بدو ورود به ورودی سازمان بلافاصله نفر اطلاعات سازمان با لپ تاب زمانیکه هنوز صدام حسین بر سر کار بود به سراغ تک تک نفرات آمده ودر حالیکه نقشه هوایی شهرهای مورد نظر را داشت به نفر مصاحبه شونده القاء می نمود تا نفر محل یگانهای انتظامی – امنیتی و پادگانها – فرمانداری و استانداری و….. را برای او در لپ تاب نشان دهد. یا با دوستان جداشده که مسئولیت ایجاد معبر برای تیم های عملیاتی سازمان را بر عهده داشتند وقتی صحبت میکنم اظهار می دارند ما می دیدیم که چگونه ماشین اطلاعات ارتش عراق نفرات تیم را مشاهده و موقع خروج از ایران و حتی ورود تمام تجهیزات و حتی فشنگهای مربوطه را بررسی و می شمرد. وقتی برای اولین بار در محل تعمیرات زرهی قرارگاه انبوه پرسنل ارتشی با یونیفورم عراقی را دیدم و از مسئولم رابطه سازمان و عراقی ها را جویا شدم او گفت ما برای این خدمات آنها همانند جامعه عادی پول می پردازیم. و من نتوانستم جلوی خنده ام را بگیرم اصلا سوای این بحث ها مگر به همین راحتی پول تعویض موتور تانک میتوانست فراهم شود. بقول یکی از متفکرین اگر میخواهی بدانی جریانی چگونه فکر می کند ببین از کجا می خورد. واقعا سازمان به کدام منابع مالی خود می توانست ببالد و تامین کننده این هزینه های زیاد باشد.
با سقوط صدام و انعقاد توافقنامه 16 بندی سازمان با امریکاییها حرکت معامله گری فرقه با امریکاییها تسریع و روزبه روز گسترده تر میشد در حالیکه با اتمام این خدمات دهی از سال گذشته روند رویکرد امریکاییها تغییر و شرایط بی محلی را درقبال سازمان در پیش گرفته و حاضر شدند تعیین تکلیف آنها را به دولت عراق واگذارند. مهدی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا