وارونه نمایی

گروه تروریستی مجاهدین و تکیه بر باد

تعجب نکنید قصد نداریم راجع به یک فیلم سینمایی نقدی ارائه کنیم و یا همچنین قصد نداریم راجع به یک ترانه از یک خواننده پاپ ایرانی البته سابق و قدیمی یاد کنیم و یا آنرا مورد بررسی قرار دهیم هرچند شاید بشود این داستان را به نوعی هم فیلم سینمایی دانست و یا یک سریال دنباله دار با سرانجام معلوم، از آن دست سریال هایی که از همان اول هم می شود آخرش را حدس زد و تعداد زیادی این کار را کرده بودند و یا می کنند اما فرقه رجوی کجا و گوش دادن به این حرف ها کجا.
البته کسی هم انتظار ندارد که فرقه رجوی به این حرف ها گوش دهد بلکه بیشتر افراد باقیمانده و گیر افتاده در این مسلخ فکر و اندیشه بیشتر مد نظر اند تا خود فرقه، چون کار فرقه خیلی وقت است که از این حرف ها گذشته است و ایشان بایستی در انتظار سرنوشت محتوم خویش باشند.
بله موضوع فیلم و یا سریال تکراری، دست آویزی و یا دست آویختن به این یا آن قدرت دیروز و امروز و یا شخصیت هایی که احتمال داده می شود شاید در آینده دردی از دردهای این فرقه رو به زوال را درمان کنند می باشد.
فرقه رجوی که تا دیروز به صدام، دیکتاتور پیشین و معدوم عراق دل بسته بود، بعد از سقوط صدام و افتادن عراق بدست اشغالگران دل به دول اشغالگر مربوطه بست، اما خیلی زود فهمید که در دست ایشان، کارت سوخته ای بیش نبوده است و این دول در نظم نوین جهانی رغبت چندانی به بازی گرفتن این کارت نداشته و ندارند و اساساً فهمیدند که برایشان بیشتر از اینکه سود داشته باشد ضرر مستقیم هم دارد.
لذا این فرقه رفت به سمت به آشوب کشیدن و اختلاف افکندن در صفوف عراقیان و ایجاد جنگ داخلی در عراق، این ترفند نیز با شکست مواجه شد ودست فرقه رجوی را بیش از پیش برای همگان باز کرد.
در همان راستا موجی از ترورهای کور را نیز شروع کرد اگر نگوییم خودشان اما دست کم بصورت غیر مستقیم بوسیله آموزش و یا دادن کمک های اطلاعاتی و غیره و یا حتی تحریک کردن اختلافات قومی. اما این ترفند نیز با شکست مواجه شد.
این اواخر هم رفتند سراغ انتخابات عراق که در آتی قرار است برقرار شود و این بار دست به دامان صالح مطلک و رفقا شدند تا شاید بعد از پیروزی فرضی این دار و دسته سابقاً دوست صدام و شریک قافله امروز عراق بتوانند بر جمیع بحران هایی که این فرقه را فرا گرفته است مسلط شده و آنرا به جا بگذارند.
به همین دلیل سرمایه گذاری کلانی را روی آن انجام داده و میدهند اما درست در جایی که میرفت که خیلی خوشحال باشند دست این مهره صدامی سابق رو شد و کنار گذاشته شد و از انجام فعالیت های سیاسی و داشتن حزب محروم شد و یکبار دیگر فرقه رجوی را با بحرانی عمیقتر مواجه کرد.
در گذشته هم نظیر این نوع حساب و کتاب ها را این فرقه داشته تعجب اینجاست چرا یکبار دیگر آنرا تجربه کردند. گویا انتخابات ریاست جمهوری فرانسه را فراموش کرده بودند. آنجا هم روی رقیب سارکوزی خیلی مانور دادند اما نهایتاً تیرشان به سنگ خورد. این بود سریالی که قصد داشتیم برای شما تعریف کنیم. معلوم نیست با خراب شدن این آخرین پل و دست آویز بعد از این به کدام نهاد یا شخص معلوم الحال و یا دولت قدر قدرتی می تواند دل ببندد چون عاقبت تمامی آنها یکسان است و آن دست رد زدن به سینه فرقه رجوی.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا