مسعود رجوی

خیانت رجوی فاشیست به آرمان بنیانگذاران سازمان

به بهانه سالروز تاسیس سازمان مجاهدین

46 سال پیش در حالی که جامعه ایران در زیر ستم نظام پادشاهی پهلوی قرار داشت سازمان ها و گروه های زیادی در ایران شکل گرفت که تعدادی از آنان اهداف خودشان را از طریق مشی مسلحانه دنبال می کردند، از جمله این گروه ها سازمان مجاهدین بوده است.
پس از ضربه سال 50 و اعدام بنیانگذاران سازمان و بخصوص بعد از کشته شدن رضا رضایی توسط ساواک شاه، خلاء رهبری در سازمان بوجود آمده بود.
در این وانفسا و خلاء رهبری در سازمان، تعدادی از این نیروها به سمت مارکسیست ها رفته و مارکسیست شدند (این گروه شامل اکثریت اعضای سازمان بودند) و تعداد اندکی هم توسط رجوی گروهی را تشکیل دادند.
هر دو این جریانات مدعی بودند که سازمان مجاهدین واقعی آنان هستند. اما با گذشت زمان جناح کمونیستی نام خود را به سازمان پیکار تغییر داده و رجوی با استفاده از این فرصت نام سازمان را غصب و سکان سازمان را بدست گرفت.
وی در ابتدای کار به ظاهر همان اصول اولیه ای که بنیانگذاران سازمان تعیین کرده بودند را پذیرفته و به عنوان اصول سازمان اعلام کرد که از آن جمله اصل سانترالیسم دموکراتیک بود که می گفت یک فرد حرف آخر را در سازمان نمی زند بلکه مرکزیت جمعی است که تصمیم نهایی را می گیرد. اصلی که از سال 64 به صورت رسمی رجوی دیکتاتور آنرا زیر پا گذاشته و خود را نه تنها رهبر سازمان بلکه رهبر کل انقلاب ایران معرفی کرد.
در این گفتار هر چند به صورت کوتاه می خواهیم اشاره ای به برخی دجال گری ها و تناقضات اساسی عملکرد و عقاید رجوی با اصول اولیه و عقاید بنیانگذاران سازمان بکنیم.
محمد حنیف نژاد از بنیانگذاران سازمان معتقد بود " که مرز بین حق و باطل مرز بین با خدا و بی خدا نیست بلکه مرز بین استثمار کننده و استثمار شونده می باشد ". منظور از استثمار کننده از نظر حنیف نژاد امپریالیسم آمریکا و مهره داخلی آن یعنی رژیم شاه بوده است ولی بعدها رجوی این مرز را نادیده گرفته و برای پیشبرد اهداف خود حاضر شد در کنار دشمنان دیرینه سازمان و حنیف نژاد قرار گیرد. به عنوان نمونه شعار مبارزه با امپریالیسم که از اساسی ترین شعارهای مبارزاتی سازمان بوده و خیلی از خط و خطوط سازمان از دل این شعار در می آمد امروز براحتی کنار گذاشته شد و رجوی افتخار این را دارد که مثلا با فلان سناتور یا نماینده پارلمان آمریکا ملاقات کرده و یا جان بولتن از جناح جنگ طلب امریکا در مراسم مریم از آنها حمایت کرده است.
یکی دیگر از خیانت های رجوی نسبت به اهداف بنیانگذاران سازمان که توسط عوامل رژیم شاه اعدام شده بودند این است که رجوی در سال گذشته علی رقم تمام ادعاهای پیشین خود مبنی بر دوری از شاه و شیخ، اعلام کرد با رئیس جمهور شدن رضا پهلوی (پسر شاه) مخالفتی ندارد!!!! این خیانت رجوی یک خوشرقصی برای خوش آمد آمریکایی ها بود تا اثبات کند که نه تنها با شاه بلکه با اربابانش نیز مشکلی ندارد..
یکی از افتخارات سازمان در گذشته این بود که مسئولین بالای سازمان از جمله مسعود رجوی آموزشهای نظامی خودشان را در پایگاههای مبارزان فلسطینی گذراندند ولی امروز کمتر کسی است که از همکاری اطلاعاتی رهبری سازمان مجاهدین خلق با سازمان اطلاعاتی اسرائیل (موساد) خبر نداشته باشد. علاوه بر این رجوی امسال در فراخوانی به مناسبت روز قدس دستور شعار نه غزه، نه لبنان را صادر می کند.
از دیگر تناقضات موجود بین اعتقادات رجوی و بنیانگذاران سازمان مربوط به اصول سازمان می باشد. یکی ار اصول سازمان اصل وحدت فرد و مسئولیت بود. بعد از انقلاب طلاق سال 68 و مسئله دار شدن بخش زیادی از مسئولین مرد سازمان و بخصوص بعد از سال 72 که رجوی اعلام نمود کسی نمی تواند از سازمان خارج شود بسیاری از اعضای رده بالای سازمان که مسئله دار بودند خلع رده شده و در پایین ترین رده ها به کار گرفته شدند این امر موجب شده بود افراد جدید الورود تحت تاثیر قرار گرفته و خیلی زود بفهمند که آینده خودشان چیست بنابراین رجوی در سال 80 این اصل را تغییر داده و گفت " رده تشکیلاتی بر اساس سابقه است و نه صلاحیت " این کار دو مزیت برای او داشت اولا می خواست افراد قدیمی که به خاطر مشکل و مسئله کار نمی کردند را با دادن رده فریفته و آنها را به کار مجبور کند و در ثانی به افراد جدید این طور وانمود نماید که همه اعضای سازمان او را قبول دارند. البته رجوی به دلیل عمق جنایت و ستمی که بر اعضای سازمان کرده بود به هدف خود نرسید.
از دیگر اصول زیر پا گذاشته سازمان توسط رجوی بحث انتقاد و انتقاد از خود می باشد. بعد از انقلاب طلاق و روی کار آوردن زنانی که بسیار بی تجربه بودند ولی مطیع محض رجوی بوده و هم چون مردان با سابقه تهدیدی برای رهبری او به حساب نمی آمدند، مردان با سابقه و با تجربه که زیر دست این زنان می بایست کار می کردند انتقادات به حق زیادی از مسئولین ناشی خود داشتند که نهایتا راه به زیر سوال رفتن خط جدید رجوی می برد. رجوی برای خاموش کردن صدای اعتراض اعلام کرد هیچ کس حق انتقاد به مسئولین زن خود را ندارد و به این ترتیب سیطره دیکتاتوری خود را محکم تر کرد.
در گذشته در سازمان رسم بر این بوده که هر فرد باید روزانه حداقل نیم ساعت برای جمع بندی کار خود وقت بگذارد و فکر کند ولی بعد از بحث های انقلاب که بخش زیادی از اعضای سازمان نسبت به آن مسئله دار بودند توسط مریم قجر و شخص رجوی در نشست های مختلف اعلام شد: " شما باید در طول روز آنقدر کار کنید که شب مثل جنازه روی تختخواب بیافتید. شما نباید فکر کنید زیرا هر فکری که بکنید ضد انقلابی است".
بنیانگذاران سازمان به شعائر پای بند بوده و به دیگر اعضا هم آموزش می دادند ولی رجوی با عملکرد های خودش باعث این شد که اعضا و مسئولین سازمان نسبت به شعائر بی تفاوت شده به صورتی که بسیاری از مسئولین و اعضای سازمان دیگر نماز نمی خواندند و روزه نمی گرفتند.
در سال 51 ساواک رهبران سازمان را بین اعدام و خیانت مقید کرد اما همه آنها اعدام را انتخاب کردند تا سازمان به اهدافش برسد و اعتقاد داشتند که خونشان باعث ایجاد اعتماد مردم به سازمان می شود اما رجوی خائن در آن زمان تنها مسئول سازمانی بود که با پذیرش همکاری با ساواک از زیر اعدام فرار کرد و بعدها در مقاطع مختلف نیز اثبات نمود که به هر قیمت می خواهد جان خود را حفظ کند و سازمان باید فدای او شود یعنی دقیقا عکس اعتقادات بنیانگذاران سازمان، در این باره می توان به موارد زیر اشاره نمود:
– فرار سال 60 از تهران به پاریس
– علی رقم ادعای عاشورا گونه بودن عملیات به اصطلاح فروغ جاویدان خودش به عنوان رهبر و فرمانده ارتش در صحنه حاضر نبوده و بقیه را به کشتن داد.
– فرار رجوی به اردن در سال 70 برای مصون ماندن از خطر بمباران های نیروهای آمریکا در حالی که در نشست ها به نیروها می گفت ما نباید از عراق خارج شویم.
– فرار مجدد و بی خبرانه رجوی و بانو قجر از عراق در حمله دوم آمریکا علی رقم ادعای پرچمداری برای تهاجم به ایران و تنها گذاشتن نیروهایش در زیر بمباران.
اگر چه در این نوشتار به برخی از خیانت ها و جنایت های رجوی اشاره شد اما انحرافات او از خطوط و راه و آرمان بنیانگذاران آنقدر زیاد است که برای ذکر آنها به چند کتاب نیاز است.
اگر درگذشته مجاهدین به فدای بنیان گذاران و اعضای شان شناخته می شدند امروز سازمان با عملکردهای وطن فروشانه، دیکتاتوری و خیانت های رجوی فاسد شناخته می شود.

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا