تهدید حضور تروریست های مجاهدین خلق در خاک فرانسه
در حالی که رئیس جمهور فرانسه در کشور وضعیت فوق العاده اعلام کرده است و حضور نظامیان ارتش در شهر رعب و وحشت شهروندان را افزایش می دهد، نباید از تهدید امنیتی دیگری که در اوورسوردواز به صورت بالقوه وجود دارد، غافل شد. کما اینکه در سال 2003، پس از دستگیری مریم رجوی توسط پلیس فرانسه این تهدید بالقوه به صورت مشعل های انسانی بالفعل شد. عده ای از اعضا با ارتکاب به خودسوزی برای اعتراض به دستگیری رهبر فرقه شان صحنه های رعب آوری آفریدند.
تاکتیک سوزاندن صورت کشته ها، خط جدید فرقه رجوی نیست
ما معتقدیم ممکن است اکنون این دو نفر کشته که رجوی چهره آنها را مخدوش کرده از همان 7 نفر اعلام گروگان شده باشند و رجوی اینک در معرض پاسخگویی و لو رفتن ترفند سال گذشته اش قرار گرفته و برای پاک کردن هرگونه مدرکی آن دو نفر را به این شکل مجهول الهویه نموده باشد. که قطعأ رهبری فرقه انجام چنین تاکتیک های جنایت کارانه ای برایش مثل آب خوردن است.
باز هم سران فرقه رجوی دست به جنایات علیه اعضای خود شدند
سران گروه تروریستی مجاهدین با وجود آمادگی برخی از کشورهای جهان برای پذیرش اعضا گروه، همچنان اصرار بر ماندن در خاک عراق را دارند.زیرا ادامه حیات خود را ماندن در عراق می دانند. رجوی با هزاران ترفند وحیله در صدد است تا از انتقال افراد به البانی جلوگیری کند ویا دست به دامان ایادی خود شده تا به نحوی اعضا یک جا به کشور ثالث منتقل شوند تا از فرو پاشیدگی اعضا ودر واقع نابودی فرقه ممانعت به عمل آورد.
تاکید مجدد رجوی ها بر داشتن سلاح!
با قاطعیت تمام میتوان گفت که وابستگان وهواداران این جریان، کمترین سواد را دربین تمامی جریانات اپوزیسیون داشته ودارند وهمین مسئله در همراهی با خصوصیات قدرت طلبی وخودشیفتگی رجوی، نقش مهمی در استحاله سازمان مجاهدین خلق داشته است. باری، درخواست دوباره ی سلاح این باردر نوشته ی شخصی بنام شهیاد احسانی با عنوان نامسمای ” حقارت رژیم آخوندی در مواجه با مجاهدبن”، مطرح گردیده که ضمن اینکه خیالاتی بودن این شخص را نشان میدهد، نیت رجوی در باقی گذاشتن دائمی اسرای خود درلیبرتی را هم مینمایاند!
فاجعۀ تروریستی دیگر در پاریس با زمینه سازی فرقۀ رجوی
آتش تهیۀ این اعمال جنایتکارانه توسط فرقه رجوی و در پادگان تروریستی شان در اوور سور اواز برنامه ریزی و طراحی شده است. رجوی جنایتکار که بعد از امضای تفاهمنامه اتمی تمام آرزوها و آمالش که جنگ فرضی بین امریکا و ایران بود بر باد رفت مثل گربه ای که در یک گوشه اتاق گیر کرده باشد شروع به داد و فریاد کرده و به سر و روی خودش و تمام نزدیکانش چنگول میکشد و از فرط فلاکت وبدبختی و گل گرفته شدن تنور جنگ اعلام یک پیروزی موهوم تحت عنوان زهر اتمی نمود و طی این مدت هم با سفر هر هیئت اروپایی به ایران خط و نشان می کشید و در مواردی هم در لفافه تهدیدهایی را گوشزد می کرد.
هشدار به خانواده اسرای لیبرتی و آلبانی
روزی فرمانده ما٬ مرا صدا کرد و گفت که ترتیب تماس با خانواده ات را داده ایم و بیا با آنها صحبت کن و خبر سلامتیت را بده! من که خیلی تعجب کرده بودم که چطور شده سازمان بفکر نگرانی خانواده من افتاده و دنبال آن بودم که در آخر چه میخواهند٬که خودش اضافه کرد: به خانواده ات بگو که برایت پول حواله کنند! بگو که من در شرایط خیلی بدی هستم و سقف بالای سرم نیست و آذوقه ای برای خوردن نداریم و… و جالب بودکه تاکید داشتند که اکنون رزم شما بعنوان مجاهد خلق اینست که بتوانید برای سازمان پول زنده کنید!
رسانه های رجوی، چگونه خبر رسانی میکنند؟
ما بدون اینکه به ریشه های این قضیه و درمورد برنامه های حکومت برای برچیدن این نوع مشکلات به ارزیابی بشینیم، توجه خوانندگان عزیز را به تیتر خبر فرقه رجوی” حمله ایادی دولت به کارتن خوابها و به آتش کشیدن وسائل آنها” ومغایرت آن با محتوای خبر اعلامی خود ومخصوصا خبر منتشر شده توسط یک اپوزیسیون دیگر جلب کرده و توصیه میکنیم که به میزان صداقت باند رجوی درانتشار اخبار- تضاد تیتر خبر با محتوایش و مبهم گویی- توجه فرموده
رجوی ها برای بقاء خود از خون اعضای فرقه ارتزاق می کند
چرا هنوز مسعود رجوی جنایت کار در پیام های خود اصرار بر ماندن در لیبرتی داشته و بیان می دارد که باید به اصطلاح عاشورا گونه ادامه راه داده و همچنان بر طبل توخالی جنگ به اصطلاح سرنگونی می کوبد؟ و چرا هنوز حاضر نیست عراق را ترک کند با توجه به اینکه بعد از کشته شدن افراد فرقه در لیبرتی سران فرقه می گویند که از ماهها از این توطئه اطلاع داشتند لذا اگر اینگونه است چرا زودتر عراق را ترک نکردند تا کسی کشته نشود!!؟
حمایت مریم رجوی، مشروعیت خواسته های آذربایجانی ها را خدشه دار میکند!
اگر ستارخان، حنیف نژاد و…، دارای خصیصه های مثبتی با مضمون اتکا به قدرت مردم ولحاظ نظر ومنافع آنها، مردان بزرگی بشمار میروند، اگر آنها با امپریالیزم دوران وایادی داخلی آنها به مبارزه برخاسته وجان خود رادراین راه ازدست دادند، بمعنی آنست که اگر زنده بودند، باید به مبارزه با امپریالیزم، استبداد و عوامل داخلی فعلی آن می پرداختند که تشکیلات شما هم بخاطر عملکرد مستبدانه و همکاری با خونریز ترین جناح های امپریالیزم وارد نبرد می شدند وازطرف شما به لقب” مزدوری” مفتخر میشدند!
منت بر سر آزادی نگذارید، متاسفانه خون شما بخاطر رجوی ریخته میشود!
با قاطعیت تمام میتوان گفت که تحرک آنها با ساختار سازمانی وعقیدتی منحصر بفرد وغیر عادی اش، اگر برضد آزادی نباشد- که عملا نشان داده که هست- کمکی به توسعه ی آزادی نمیکند و وابستگان بی اراده آن، به هرنحوی ازانحا که کشته شوند، با کمال تاسف، درتعیین حرکت جامعه نقشی نداشته واگر اهمییتی به مرگ آنها داده میشود که باید هم چنین باشد، صرفا بخاطر این است که خانواده هایی دارند که بطور طبیعی داغدار شده واین داغداری، دل هرانسان نرمالی را به درد میآورد!
آیا درست یا نادرست بودن عکس قضیه را ازرجوی نپرسیدی؟!
با این توصیف آیا نمیتوان نتیجه گرفت که رجوی که آزادی انسان ها رادرحدی سلب میکند که در کره ی خاکی نظیرش وجود ندارد، میخواهد انسانیت را ازبین ببرد؟! یعنی جرات نکردی که بپرسی که آقا مسعود! وقتی این قضیه را مطرح میکنی، عکس اش را هم قبول داری یانه؟!
عضو با شرف باند رجوی! زندگی پیشنهادی شما نباتی بوده ودرخور انسان نیست!
روشنتر اینکه، این مفلوکین تاریخ که اینک ساکنین لیبرتی هستند ناچارند که عمدتا ازشعورشان برای تنازع بقا ورها شدن ازحذف فیزیکی استفاده کنند و اگر دربراین پاشنه بچرخد،منبع خیر دیگری برای خود، خانواده وبشریت نمیتوانند باشند که البته با جدا شدن ازاین مناسبات و زندگی دردنیای واقعی، میتوانند خصایل انسانی خود را بادرجات مختلف بدست آورند که نگارنده این نوع زندگی را ازصمیم قلب برای آنها آرزو میکند!