رجوی در باتلاق فروپاشی
تشکیلات سازمان یکی از منسجم ترین ها در نوع خودش بود! تشکیلاتی قوی با سلسله مراتب تعریف شده و مشخص که رمز بقاء سازمان هم تا باین روز همین بود! اما بار کج هرگز به مقصد نخواهد رسید! سازمان که زمانی سرلوحه خودش را فدا و صداقت عنوان کرده بود به یک سازمان فرقه ای تبدیل شد که هدفش فقط و فقط رسیدن به قدرت بهر بهایی شده بود! دروغ و تظاهر جای فدا و صداقت را گرفت! اشتباهات استراتژیک یکی بعد از دیگری!
کنفرانس برلین و آه و فغان مریم رجوی
مجاهدین که این روزها به بیماری برگزاری کنفرانس در کشورهای مختلف دچار شده اند تا شاید بتوانند راه حلی به بحرانی که خود آنرا طی سی سال خشونت ورزی و خیانت به انقلاب مردم ایران بوجود آورده اند، بیابند. کنفرانس برلین نیز جدیدترین حلقه از گدایی مجاهدین برای حمایت های بین المللی برای نجات از این بحران به هر قیمت است.وی همچنین ترس خود را از عزم دولت عراق از اخراج مجاهدین تا ضرب الاجل 30 آوریل سال 2012 و صدور حکم دستگیری 121 تن از ساکنان اشرف و از اینکه”جامعه جهانی و ملل متحد در رابطه با تحولات اشرف سکوت کرده اند” را پنهان نکرد.
کنفرانس قاهره – بازتاب وحشت مجاهدین از پیشبرد قانونی انتقال ساکنین اشرف به لیبرتی
اگر از یادآوری سوابق همکاری اطلاعاتی مجاهدین با رژیم مبارک بگذریم اینبار اما مجاهدین در قاهره هم حرف جدیدی برای گفتن نداشتند. مجاهدین در این کنفرانس هم تلاش کردند همان خواسته های غیر قانونی و غیر منطقی خود را از زبان برخی شخصیت های مصری به طرف حسابهای خود در اروپا و آمریکا و عراق برسانند تا شاید بتوانند در روند طبیعی انتقال ساکنین اشرف به کمپ لیبرتی که تحت نظارت ملل متحد و کمیساریای عالی پناهندگان پیش برده میشود اخلال ایجاد کنند.
رد گم کردن از نوع رجوی ها!
این وطن فروشان برای خود نمایی و مطرح کردن خودشان چنانچه کسی در ناکجا آبادی از این کره خاکی کشته یا ترور شود با آب و تاب آنرا در سایت های خودشان منعکس کرده و بر آن تلاش دارند آنرا کارشناسی نموده و به نوعی آنرا مرتبط با حکومت ایران بدانند حال وقتی خبر این ترور همه دنیا را تکان داده چطور سران فرقه به این موضوع نپرداخته و موضعی نگرفته اند؟ آیا این سکوت تاییدی بر تحلیل های خبرگان اطلاعاتی دنیا مبنی بر دست داشتن عوامل فرقه رجوی در این ترور نمی باشد؟
طرح های فریب و نیرنگ مجاهدین برای هرچه بیشتر ماندن در عراق
بعلت فشارهای بین المللی و قاطع بودن دولت عراق برای خروج فرقه از خاک عراق و دو دور به کشتن دادن ساکنان کمپ که باعث افشا و تنفر جامعه جهانی از سیاست های رجوی شد، اینبار بطور رسمی و علنی دیگر نمی توانند مقاومت کنند و به همین دلیل در ظاهر جابجایی و خروج از عراق پذیرفته شد، ولی در نهان از یک طرف قصد هر چقدر طولانی تر شدن موضوع را داشته است به امید اینکه شاید در منطقه تحولات دیگری صورت گیرد و یا زد و بندهای دیگری را بتوانند به پیش ببرند
شیطنت های رجوی را حذف کنیم
یک هفته پیش برنامه تلویزیونی سیمای ضد آزادی مجاهدین را با پخش قسمت هایی از پیام مسعود رجوی بتاریخ 16/10/90 دیدم. سعی کردم آن حرف اصلی را که حتما او میخواهد پنهان نماید را بفهمم. بعد از اندک مدتی غصه ای حزن آلود وجودم را گرفت چرا که هرچه گشتم تا شمه ای از اقدامات ابتدایی را از سازمان برای تدارکات انتقال نفرات برای شروع ریل مصاحبه با نمایندگان کمیساریای عالی پناهندگان و صلیب سرخ، نیافتم.
اگر کوهها بجنبند”اشرف” زجا نخواهد جنبید!
همگان دیدیم که کوهها نجنبیدند، اما اشرف جنبید. آیا باز هم می خواهی سر خودت شیره مالیده و مثل کبک سرت را در برف فرو کرده و فکر کنی هیچ خبری نیست! مردک! تو را چه به سیاست و رهبری.از اول هم کرسی رهبری را به ناحق و با بزدلی در زندان شاه و فرار از اعدام و لباس زن پوشیدن و به خارج رفتن، غصب کرده بودی! و سالها در اشرف با تمام مفت خوری از خون بچه های پاک ایران زمین ارتزاق کردی و زن پرستی کردی.
حرمسرای” مسعود رجوی” به خرابه تبدیل شد!؟
زمانی بوده که” مسعود رجوی” غرق در رویای دروغینش، زنانی بی دفاع را در سالنهایی سربسته به رقص و پایکوبی و اثبات باصطلاح وفاداریشان به رهبر، وا می داشته است، اما حالا چه؟ آیا باز می تواند دست به اعمال کثیف گذشته خود بزند،مسلماً که نه، امروز در حالی شاهد فروپاشی”اشرف” و حرمسراهای مسعود هستیم که اختناق حاکمیت او ترک برداشته و فرو ریخته است و بزودی شاهد رسوائی بیش از پیش او در جهان خواهیم بود
شعار این بچه ها کجایند، چرا به ملاقات نمی آیند؟
رهبران فرقه سازمان مجاهدین و یا فرقه های دیگر در بن بست، تنها راه را قتل عام خودشان می بینند که با تحریک نفرات و بی قانونی در کشور میزبان بتوانند هدف خودش را که همان خودکشی جمعی نفرات است محقق سازند. ولی مسعود رجوی، رهبر این فرقه می داند که دیگر نفرات داخل را نمی تواند برای خودکشی تحریک کند به همین خاطر به ایجاد بی قانونی در کشور عراق زده تا دولت عراق را مقصر نشان دهد.
هزاران تبریک به خانواده ها…
… ” حماسه پایداری” که رجوی می گفت، در حقیقت پایداری و وفاداری چنین خانواده هایی است. کم نیست از این نمونه ها، مادری می گفت هر وقت دلم هوای پسرم را می کند، کتاب قرآن را در بغلم گرفته به کوه و بیابان می روم و اسم پسرم را که سالهاست ندیدم آنقدر فریاد می زنم تا از خود بی خود می شوم! مادران و خواهرانی را این بار پشت سیاج های اشرف دیدم که اسم پسرشان را صدا زده و زجه می زدند! و التماس می کردند…
نگاهی گذرا به مجموعه کاخهای رجوی در عراق – قسمت سوم
علاوه بر این مکانها، مقرهای متعددی برای رجوی در سایر قرارگاههای سازمان ساخته شده بود که اگر بطور اتفاقی گذرش به آن قرارگاهها افتاد، مکانی شیک و مجهز داشته باشد. در واقع رجوی کاخها و خانه های متعدد و متنوعی در مناطق مختلف عراق برای خود ساخته بود. خانه هایی که شاید در سال به ندرت یکی دو روز از آن استفاده می شد، و در کنار این همه ساختمان و کاخ های شیک، بطور متوسط بالغ بر 200 نفر به عنوان کادر حفاظت و انتظامات و دفاتر شخصی رجوی با وی بودند
از ادعای پیروزی تا زوزه های پر درد ناشی از شکست رجویها
آخرین نمونه از این نوع پیروزی ها!!! مربوط به برخورد رجوی ها با موضوع تخلیه اشرف و تمدید زمان ضرب الاجل از طرف دولت عراق است. مریم قجر با ذلت و از ترس و تنها برای آنکه چند روزی بیشتر در عراق بمانند مجبور به پذیرش طرح خروج از اشرف شد و حتی با خواری پذیرفت که برای امضا قرارداد (که در واقع باید به آن نوعی تسلیم نامه گفت) با پای برهنه به بغداد و خدمت آقای مالکی که سالیان او را مزدور جمهوری اسلامی و جنایتکار خطاب می کرد برود