شگردهای رجوی لو رفته است، در دام او نیفتید!
رجوی بدنبال خرید زمان است و حاضر است که هر کاری انجام دهد تا چند صباحی بیشتر اردوگاه اشرف را نگه دارد! چراکه اشرف بواقع شیشه عمر اوست! چراکه اشرف بمانند ظرفی است که او تشکیلات فرقه خود را در آن نگاه داشته است و با انحلال اشرف این ظرف شکسته میشود و چیزی از تشکیلات باقی نخواهد ماند! تمام دل خوشی رجوی به تشکیلاتش است که در اشرف خلاصه میشود. وگرنه او نه دلش برای خاک اشرف نه برای کسانی که بخاطر تحقق رویاهای پوچ و باطل او کشته شدند و درآن مکان بخاک سپرده شده اند و نه بخاطر حتی هزینه ای که برای ساختن این مکان کرده است میسوزد!
سفری به عراق و جنگ با قلاب سنگ عناصر فرقه رجوی
یک روز که در کنار یکی از ضلعها بودم عکس دختر برادرم که چشم انتظار پدرش است را به همراه داشتم. مدام داد می زدم که من برادرم را می خواهم، یکی از عناصر بی رحم فرقه به من گفت برو گم شو و به سمت من سنگ پرتاب می کردند. رهبران فرقه چه بلایی بر سر انسانهای پادگان اشرف آورده اند از درون آنها را خالی کرده اند جالب این جاست که رهبران فرقه خودشان را نمایندگان مردم ایران می دانند اینها نماینده مردم هستند یا دشمن مردم ایران
نگاهی گذرا به مجموعه کاخهای رجوی در عراق – قسمت اول
رجوی اگر چه به ظاهر فرعون و امپراطور و پادشاه و امیر نبوده و نیست، اما همانند آنان زندگی می کند، خدمه و نوکر و کنیز و سلطان بانو و… دارد، شکنجه گر و زندان و زندانبان دارد، هیچ مخالفتی را علیه خود برنمی تابد و دست به قتل و تهدید مخالفان خود می زند و یا شخصیتشان را تخریب می کند. او همانند پادشاهان ظالم و قلدر نیز به عیش و نوش و قدرت خود می اندیشید و در خانه ها و کاخهای گرانقیمت روزگار می گذراند.
آینده سازمان مجاهدین خلق پس از عراق
مبرم ترین وظیفه کنونی مجاهدین خلقی که با آزادی از محدودیت های بیابانهای عراق به محیط باز اروپا می رسند از یک طرف جدا کردن اعتقادات شخصی از زندگی اجتماعیشان است (که ارتباط با خانواده، ازدواج، به روز شدن، آموزش اولیه زبان و جذب شدن در جامعه را هم شامل می شود) و از طرف دیگرجدا کردن خود و آینده سازمان از گذشته نه چندان درخشان گروه تحت رهبری آقای رجوی و همسرشان.
حقوق بشر باضافه ملاحضات سیاسی و ایضأ ایدئولوژیک در مورد مجاهدین
قبول دارم که کار حقوق بشری یک انگیزه خوب و یک نور امید برای اسیران و نیز یک فشار برای تغییر روش و سرخم کردن سازمان است , اما میپندارم که این کار حقوق بشری خاص با کمک به کودکان بی سرپرست و یا سیل زدگان و بیماران خاص متفاوت است ,اینجا گاه قربانی کمک ها را پس میزند , اینجا گاه برخی ناظرین بجای اینکه بگویند خدا خیرتان بدهد گاه سکوت میکنند و گاه فکر میکنند نیاز به این کارها نیست
سنگ اندازیهای جدید مجاهدین در راه انتقال به لیبرتی
مجاهدین با یک چرخش 180 درجه ای در موضع شان دست به یک حرکت تاکتیکی زده و طرح توافق شده بین دولت عراق و سازمان ملل متحد و اعزام 400 نفر در مرحله اول به لیبرتی را پذیرفتند. اعلام پذیرش این طرح در اذهان خیلی از کسانی که مجاهدین را صرفا از طریق ارتباط با آنها در خارج کشور و تبلیغاتی که توسط خود مجاهدین شده و میشود شناخته اند و هیچ اطلاعی از ماهیت واقعی آنها ندارند این فکر را در ذهن آنها تداعی میکند که مجاهدین واقعا قصد حل مسالمت آمیز مسئله را دارند و این دولت عراق است که کار شکنی میکند.
سنگ اندازی رهبران مجاهدین در انتقال اسرا به لیبرتی
اکنون رجوی با تأخیر در انتقال نفرات سعی میکند برای خود و فرقه اش زمان بخرد. رجوی می خواهد ببینید اوضاع به کدام سمت حرکت میکند. آیا تهدیدهای آمریکا علیه ایران به جنگ منجر می شود؟ آیا تهدیدهای اسرائیل عملی خواهد شد؟ شاید از این نمد کلاهی برای او هم دوخته شود. شاید این ورشکسته سیاسی و نظامی را هم به عنوان دستمال کاغذی مورد استفاده قرار دهند. از طرف دیگر چشم امید رجوی به انتخابات پیش روی آمریکا نیز میباشد. او انتظار دارد جمهوریخواهان برنده انتخابات شوند. چون جمهوریخواهان همیشه جناح فایشست تر و جنگ طلبتری هستند
مشکل اشرف در رجوی هاست نه در تمدید ضرب الاجل یا محل استقرار
واقعیت این است که رجوی ها نمی خواهند و نمی توانند اشرف را از دست بدهند چرا که بدون اشرف همه چیز این فرقه نابود می شود، تمام بافته های شان رشته شده و تشکیلاتی که مدعی فولادین بودن آن هستند با وزش اولین نسیمی که در آن بویی غیر از تعفن تشکیلات فرقه استشمام شود، به پودر مبدل خواهد شد. بنابراین آنها به هیچ روی به راحتی تن به انحلال اشرف نخواهند داد
نعل وارونه رجوی در مورد خانواده ها
امروز شیادی رجوی برای خانواده ها بیشتر از هر کس و جریان دیگری روشن گشته است آنها که خود در دو سال گذشته در صحنه بودند می دیدند وقتی که در اطراف سیاج عزیزان خود را شناسایی می کردند و آنان را صدا می زدند چگونه مسئولین فرقه آنها را از محل دور می کردند تا مبادا تحت تاثیر رابطه عاطفی و خانواد گی قرار گیرند و راه فرار را در پیش بگیرند. در این مدت بیش از همه برای خانواده ها مسجل گشته است که چرا رجوی حاضر به حتی یک لحظه دیدار و ملاقات اعضای فرقه با خانواده ها نمی باشد
از جان رجوی چه میخواهیم؟
وقتی تعداد کثیری که توانسته اند از اشرف فرار کنند همگی یک مطلب را میگویند و همگی بر بسیاری حقایق که در استانداردهای جهانی امروزی نقض فاحش اولیه ترین حقوق انسانی تعریف میگردد صحه میگذارند، باید پذیرفت که موضوع حداقل ارزش رسیدگی و دخالت سازمان های بین المللی حقوق بشری را دارد و نمیتوان صرفا آنرا به پارامتر های دیگر، از جمله مسائل سیاسی، مشروط کرده و از روی آن گذشت.
در پس این همه مقاومت برای جابجایی ساکنان اشرف چه چیزی نهفته است؟
امان از این یکدنگی رجوی که از قول سخنگویش باز عنوان میکند این نقل و انتقال باید تحت نظارت سربازان آمریکایی قرار گیرد. خواستهای را مطرح می کند که خودش میداند عملی نیست چرا که نیروهای آمریکایی رسما خاک عراق را ترک کردهاند و شرکت در این کار یعنی نقض آشکار تعهدی که به عراق سپردهاند، پس چطور رجوی خواستهای را مطرح میکند که میداند نشدنی است. آیا این همان صحبتی نیست که دوست دارد تعدادی مجددا خونشان ریخته شود. باز خودش را اثبات کند و بگوید نفرات تحت کنترل تمام عیار من قرار دارند
پیرامون صحبت های اخیر مسعود رجوی با اشرفیان
آقای مسعود رجوی در پی فشارهای داخل تشکیلات و هم چنین فشارهای خانواده های بیرون اشرف مجبور به بیرون آمدن از سوراخ موش شد و پیام صوتی داشت. وی در نتیجه عمل نکردن به توافق مجاهدین با سازمان ملل و دولت عراق پیامدهای خونینی را بدنبال خواهد داشت،بعنوان یک جداشده، به تمامی ارگانهای بین المللی نیز هشدار می دهم که رجوی دنبال خونریزی و بامبول درآوردن است وهرگونه عواقب بعدی بعهده شخص رجوی است.