برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت یازدهم
در آن فرقه، رهبر «تجارب ماراتونی» بسیاری را به اجرا در میآورد، که معمولا روزهای جمعه عصر شروع شده و تا یکشنبه ادامه مییافت. در طیاین تجارب، رهبر و پیروانش از همه سنین در برابر یک بوفه مملو از مشروبات الکلی، ماریجوانا (ماریوانا)، کوکائین، و آمفتامین، با خواب بسیار کم، دلی از عزا در میآوردند. رهبر حلقهای از به اصطلاح زنان و همسران داشت، و وقتی او کارش با زنانش در اقامتگاه خصوصی اش در طیاین جلسات تمام میشد، غالبا نسبت به آنها در بازیهای جنسیاش با خشونت رفتار میکرد.
درد دل مادری در رنج دوری فرزند اسیرش در اشرف
به نظرم حتی نام زندان را هم نمی توان روی اشرف گذاشت چون باید گفت: صد رحمت به زندان! معمولا هر زندانی حق ملاقات را دارد و کسی نمی تواند این حق را از او سلب کند. اما ما چه کنیم که قانون پادگان اشرف با قوانین دنیا متغایر است و آن این است که: ملاقات ممنوع. قانونی که در فرقه حاکم است در کجای قانون دنیا جا دارد که یک مادر بعد از چندین سال حق ملاقات با فرزندش را ندارد.
رجوی ها بار دیگر طینت جنایتکار و ضد وطنی خود را نشان دادند
در حالیکه بیش از 70 تن از هموطنان مان در سانحه دلخراش سقوط هواپیما، جان خود را از دست داده اند، رجوی ها نه تنها حاضر به دادن یک پیام تسلیت نشدند بلکه با رذالت بی همتای خود از این موضوعِ دردآور قصد استفاده سیاسی داشته و تنها برای نشان دادن یک موضوع منفی در ایران از آن یاد کرده اند! این است طینت جنایتکاران پلیدی که برای سوء استفاده سیاسی بعد از سقوط هواپیمای رئیس جمهور لهستان پیام تسلیت داده بودند اما حاضر نیستند کشته شدن دهها هموطن ایرانی را در یک سانحه تسلیت بگویند.
اطلاعیه های شورای به اصطلاح ملی مقاومت مانع از جمع آوری اشرف نخواهد شد
اکنون مردم عراق اراده کردند که این سازمان جنایت کار را از عراق بیرون کنند و انگ زدن به مردم و مزدور خواندن آنان همانند خانواده ها راه به جایی نخواهد برد و همگان می دانند که این سازمان جهنمی و جنایت کار باید از عراق اخراج شود و اگر کسی هم در این راه کشته شود مسئولیت آن تماما به عهده شخص رجوی جنایت کار و شورای دست ساخته وی در اروپا می باشد.
مسعود رجوی برای خشونت در عراق زمینه چینی می کند
مسعود رجوی در این پیام اعضا را به خشونت میخواند و میگوید: از این پس قاطعانه می گوییم که جواب تعرض و سنگ و مُشتِ وحوش مزدوران، سنگ و مشت و دفاع تمام عیار است. یکباردیگر نیز مسعود رجوی در سالهای دور در ایران اعلام کرد و گفت: وای به روزی که تصمیم بگیریم جواب مشت را با مشت و گلوله را با گلوله بدهیم و همین جمله روزها و سالهای پرخشونت و مرگ هزاران نفر را رقم زد و مجاهدین بعد از آن تا توانستند دست به ترورهای کور و انفجار و خشونت زدند
برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت دهم
یک بار، زمانی که من با دو عضو سابق فرقه که علیه فرقه مربوطه شکایت کرده بودند مصاحبههایی انجام میدادم، هر روز صبح یک موش صحرایی قهوهای بزرگ مرده ـ که یک چوب آب نبات در قلبش فرو شده بود ـ بر روی پلههای درب ورودی خانه، پیش از آنکه اعضای سابق مذکور مراجعه کنند، گذاشته میشد. بی شک، این کار به این جهت انجام میپذیرفت که به من و همچنین آنان خاطر نشان شود که ما همگی «موش صحرائی» هستیم. در همان دوران، یک روز بیش از بیست موش
سیاستمداران آمریکایی حامی تروریسم می شوند! اف بی آی کجاست؟
این گـروه تحت رهبری مریم رجوی، « رئیس جمهور منتخب » خودخوانده ایران، شامل فرقه شخصیتی عجیب و غریبی با معجونی از مکتب مارکسیسم است و مانند مجاهدین افغان ـ همان مردمان دوست داشتنی که بعدها طالبان و القاعده را شکل دادند ـ سیاستمداران بلند پایه، جمهوری خواهان و دمکرات های بسیاری در آمریکا هستند که خواهان بهره مندکردن انها از حمایت هایشان هستند.
با وجود سازمان خلق در عراق این کشور استقلالی ندارد
عامل مهم در روند استمرار حضور این سازمان در خاک عراق حمایت آمریکا از این سازمان می باشد به طوری که حضور نیروهای آمریکایی در خاک عراق موجب شده دولت این کشور در حال حاضر در تصمیم گیری قاطعانه در قبال این سازمان با سختی مواجه شود و یک مهلت زمانی معینی را به این سازمان بدهد که حق داشته باشد پس از اتمام آن این سازمان را از عراق اخراج کند و یا عناصر این سازمان را به ایران تحویل دهد تا این کشور افراد جنایتکار را محاکمه کرده و افراد بی گناه را آزاد کند.
برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت نهم
یک بار، زمانی که برای سخنرانی در”مجلس اعیان بریتانیا” دعوت شده بودم، در فرودگاه لندن بازداشت شدم، زیرا که فرد مزاحمی به مقامات گمرک اطلاع داده بود که من یک تروریست ارتش جمهوری خواه ایرلند (IRA) هستم! موضوع خیلی زود حل و فصل شد، ولی شاید این نمونه تصویری از نوع زندگی کسانی که سعی میکنند عموم مردم را در خصوص فرقهها مطلع نمایند، به دست بدهد.
تجمع خانواده ها و درهم شکستگی رجویها
این خانواده ها علیرغم اینکه تا کنون موفق به ملاقات نشده اند اما از آنجاییکه هیچ خواستگاه سیاسی و منفعت طلبانه ای ندارند هر روز عزمشان جزمتر شده که با استقامت و پایداری خویش تور اختناق تشکیلاتی سازمان را از هم دریده که منجر به فرار تعدادی از اسرا گردیده؛ دیروز علی عینکیان، مهرداد امیری و حجت رفیعی و امروز ایرج عبدی و فردا احمد و رضا و علی و علی های دیگر از حصار تشکیلاتی گریخته. زندگی آزاد خود را به دست می آورند. اما آنچه به سران سازمان بر میگردد هر روز بر ادعای اسلام پناهی افزوده و ادعای دفاع از خلق در زنجیر را سر می دهند اما خودشان در داخل تشکیلات، نیرو ها و اسرای خود را از ابتدایی ترین حقوق خود که حق ارتباط با پدر و مادر است محروم نموده اند و هر روز در به زنجیر کشیدن افراد اسیر طرح و تدبیر جدیدی بکار می گیرند.
سرنگونی باصطلاح ۱۲ ماهه مریم قجر
وقتی می گوییم ابله ترین زن در دنیا مریم قجر است سئوال نکنید چرا؟ یک سال پیش در یک سخنرانی و ژست سیاسی گفت: اگر غرب چوب لای چرخ ما نگذارد ما 12 ماه حکومت ایران را سرنگون خواهیم کرد. دقیقا مثل شوهر دومش! در خارجه کارش شده قُمپز در کردن بی حد و مرز و خنده دار! بایستی به مریم قجر گفت شما که با غرب نسکافه می خورید. به جای چوب لای چرخ، شما را دارند حلوا، حلوا می کنند. 12 ماه جای خود، 30 سال است که گذشته و خانم قجر هیچ غلطی نکرده!
مسئولیت جان انسان های اسیر در قرارگاه اشرف بعهده کیست؟!!
واقعیت این است که مسئولیت مرگ این افراد و آنگونه که سازمان اعلام و مدعی آن است، پیش از هرکس متوجه خود سازمان است. اگر موضوع و صورت مسئله را ورای تنگ نظری های فرقه ای و تشکیلاتی و امنیتی سازمان نگاه و داوری کنیم، هیچ عقل سلیم و انسان نورمالی به صرف شروطی که سازمان مطرح می کند، نمی تواند شاهد مرگ انسان هایی باشد که با کمی عقلانیت و دوراندیشی و حتی لحاظ منافع و سود و زیان های تشکیلاتی و گروهی، می شود از مرگ آنها جلوگیری و ممانعت کرد.