افول تبلیغات گشتاپوی مجاهدین و تلاش برای حفظ اشرف
اعتراضات ابلهانه فرقه به وجود 140 بلند گو و آویزان شدن و لیسیدن چندین نماینده مجلس انگلیس و ایالات متحده امریکا برای بقای خود در اشرف اثری نخواهد داشت. و به نظر می رسد با توجه به امنیتی کردن بیشتر قرارگاه برای حفظ نفرات تشکیلات و افزایش فشارهای روحی جز منفک شدن نفرات آنهم به هر شکلی، ثمری برای رجوی نخواهد داشت.
اشرف؛ پادگان مرگ
پادگان مرگ، همان پادگان اشرف است، اسارتگاه رجوی، هر کسی وارد آن شود به هیچ عنوان نمی تواند از آن خارج شود معمولا کسانی که آگاهی به نحوه عمل کرد سازمان ندارند با فریب آنها را به پادگان منتقل می کنند. بعد از مدتی، افراد جدید الورود ماهیت مناسبات درون پادگان برای آنها کاملا روشن می شود و درخواست و یا اعلام جدایی می کنند. جدایی از سازمان به هیچ عنوان امکان پذیر نیست اگر کسی اصرار کند که می خواهم از سازمان جدا شوم با تحقیر و شکنجه های فیزیکی مواجه می شود
برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت چهارم
هنگامی که والدین یا دوستان یک فرد نسبت به موضوع معینی در خصوص نحوه زندگی در گروه مربوطه سؤال میکنند، عموما یک عضو فرقه بهاین شکل پاسخ میدهد که: «من نمیتوانم بهاین سؤال پاسخ بدهم. هر کس لازم است خودش بداند».اعضا نه تنها نحوه واکنش نشان دادن را آموزش میگیرند، بلکه اغلب از آنها انتظار میرود که ـ به صورت شفاهی و یا کتبی ـ برخوردهای خود با بیرونیها را به طور کامل گزارش نمایند
دروغگویی سران فرقه رجوی در رابطه با مرگ یک اسیر نگون بخت در اشرف
معالجه قاسم یک سال نه بلکه بیش از 15 سال تاخیر داشت چون رجوی همه اسیران فرقه خود را خروج ممنوع کرده بود و حتی به بیماران صعب العلاج هم از ترس اینکه یک موقع اسرار فرقه رجوی را رو کنند اجازه خروج نمیداد تا اینکه هم درد بکشند هم این چنین به مرگ زود هنگام از این دنیا بروند تا در این موقعیت رجوی و سران پاریس نشین فرقه رجوی بتوانند از مرده هم به نفع خود سوء استفاده بکنند.
خانواده های اسیران اشرف قربانی مطامع رجوی
اخیرا فردی به اسم علی صارمی در زندان اوین اعدام شد. مجاهدین با جار و جنجال اخبار این اعدام را منعکس کردند و تقریبا تمام برنامه های تلویزیون خود را در شبانه روز به اعدام این فرد انعکاس دادند. شاید کسی که نداند فکر می کند که این از سر دلسوزی است و اینکه یکی از افرادش را اعدام کرده اند میخواهد اطلاع رسانی کند! ولی این اشتباه محض است. رجوی ابتدا افراد را به کشتن می دهد بعد روی آنها تبلیغات میکند. یعنی کشته شدن افراد با هدف تبلیغات کردن است.
خط جدید فرقه رجوی برای جدا شده ها
رهبران فرقه در خارجه که نمی توانند دست به سلاح ببرند از سیاست معاویه استفاده می کنند تا جداشده ها را در آنجا با پول بخرند و مجدداً کنار خود نگه دارند و این خط بعد از شکست در عراق که امسال پیش آمد و جداشده ها با افشاگری درمیان ملت بیدار دنیا و بخصوص خانواده ها و دادن پیام به داخل قرارگاه اشرف روحیه نیروهای در زنجیر را تضعیف کرده است که رهبران فرقه و شخصاٌ خود رجوی هستریک وار حمله نمود.
وقتی که خط مشی مجاهدین به فرقه گری ختم می شود به بازیچه تبدیل می شوند
واقعیت این است که غربیها شما را به نمایش گذاشتند و این از نبودن یک هدف و اصول پیش می آید، باید گفت پرده ها کنار رفته و برای فرقه ها در دنیا میدانی وجود ندارد. ممکن بود بعضی از حوادث برای فرقه هایی مثل شما میدانی ایجاد کند اما اینها لحظه ای است و این را شما درک نمی کنید و از طرفی فرقه شما چون به همه چیز لحظه ای نگاه می کند دیگراین دیدگاه مصرف دوباره ندارد چون امروز لحظه ها خیلی فرق کرده
آیا سازمان مجاهدین خلق، یک سازمان مستقل و مردمی است؟
مسعود رجوی در سخنرانی سال 1358 مرز بین انقلاب و ضد انقلاب را مبارزه ضد امپریالیستی عنوان کرد. او با اشاره به ترور مستشاران نظامی آمریکا در ایران، سازمان مجاهدین خلق را یک سازمان مبارز، پیشتاز و ضد امپریالیستی معرفی می کند. اما در تاریخ 30 سال گذشته ایران هیچ مبارزه ای از او و سازمان مطبوعش نه تنها دیده نشد بلکه از هر فرصتی استفاده کرد تا مسیر رسیدن به قدرت را از زانو زدن در برابر غرب و آمریکا عبور دهد.
تناقض در حرفهای مجاهدین؛ زندانیانی که دکتر می شوند
یکی از آخرین دغل بازی های فرقه رجوی شیاد، درج نامه ای از سوی سعید ماسوری در یکی از سایت های این فرقه است. در این بازی تبلیغاتی فرقه رجوی پلید از عنوان دکتر برای او استفاده نمود. سوال اساسی اینجاست که این چه شکنجه گاهی است که هم می توان در آن ادامه تحصیل داد و به مدارج عالی تحصیلی دست یافت، هم می توان در آن به مخالفان نظام نامه نوشت و هم می توان در آن نامه که علنی هم می شود علیه مقامات ایران موضع گیری کرد؟
درک نادرست رهبر عقیدتی مجاهدین از ضرورت تئوری بقاء
آنچه که به طور مشخص در گفتار و لحن کلام مسعود رجوی آشکار است علیرغم همه ی قدرت نمایی و بهره گیری از ترویج پندار اسطوره اندیشی، حالت تدافعی وی در سخنرانی های خسته کننده و کلیشه ای ست. بویژه وقتی در چهره ی تک تک افراد و مستمعین که در حال گوش دادن اجباری به سخنان تکراری رهبر عقیدتی مجاهدین هستند دقت کنیم، نهایت یاس و درماندگی را می توان بوضوح در آنان مشاهده کرد.
برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت سوم
مثالهای بسیاری از مجلات و روزنامهها، بیـش از آنچـه کـه بشـود حساب کـرد، وجــود دارند که نامههای تهدید به اقدامات قانونی، برای مطرح کردن حتی نام برخی گروههای فرقهای، دریافت کردهاند.خبرنگاران مارشال کیلدوف و رون جاورز در خصوص گذر یک زن گزارشگر روزنامه سان فرانسیسکو کرانیکل از هفت خوان نوشتند. وی زمانی که نسخه نهایی داستان که نمونهای کاملا بی بو و خاصیت و تملق گویانه بود بیرون آمد، گزارشگر با بارانی از سی صد نامه روبهرو شد. او بر اساس گزارشهای رسیده داستان خود را شش بار دیگر هم نوشت که هر نوبت از بار انتقادی آن کمتر میکرد.
مریم قجر! این بار هم زمان سرنگونی به سر رسید
خانم مریم قجر در یک دهه قبل نیز مدعی شده بود کار حکومت ایران در سال 2000 به پایان می رسد و اکنون هم بعد از ده سال باز مدعی می شود که حکومت ایران در حال سرنگونی است. کدام حرف شما را باید باور کرد؟ باید یادآور شد که آن موقع شما با کمک های نظامی صدام کاری از پیش نبرده و در نهایت با برافراشتن پرچم سفید آنگونه خوار و ذلیل شدید و اکنون با پناه گرفتن در کنار سران دول غربی ساز سرنگونی آنان را کوک می کنید.