استراتژی بقا در شکاف رجوی، همان استراتژی چسبیدن به ریش این و آن است
از زمانی که رجوی تلاش های گسترده ای برای جلب احزاب و دولت های به اصطلاح چپ گرا و سوسیالیستی و شخصیت های چپ مطرح در عرصه بین المللی آغاز کرد. اما زمانی که رجوی پی برد حمایت این احزاب دردی از او درمان نمی کند، به جذب و جلب حمایت سیاسی دولت های اروپایی و پارلمانترها و احزاب دست راستی و بعضاً نژادپرستی مثل حزب سبزها در آلمان دل بست. اما اینها تمامی پیش درآمدی بود برای پیدا کردن راه و مسیر اصلی وابستگی و به نوعی بسته شدن به ریش کسانی که بتوانند در معامله به اصطلاح قوای جهانی نقش تعیین کننده ای داشته باشند.
مشکل رجوی با گفتن و بلند گفتن است نه با بلندگو ها
آنچه رجوی و به درستی به شکنجه تعبیر می کند، به واقع آن صداهایی است که قریب به سه دهه توسط رجوی یا خفه شده، یا به انحاء مختلف سانسور و تحریف و تحقیر و تحریم و تعطیل شده است. از مرگ و میر بستگان ساکنین اشرف تا تولد و زایش های زندگی، تا سایر اتفاقات و تغییرات و تا هر اتفاق کوچک و بزرگ و حتی بعضاً تا مرگ والدین. تا دروغ هایی که رجوی در طی این همه سالها به خورد افراد سازمان داده است. این صداها در همین شکل و شمائل ابتدایی و حداقلی ارتباط با ساکنین اشرف پرده از بسیاری دروغ ها و فریب ها و نیرنگ بازی های رجوی ها بر می دارد
مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت سوم
روزی در نشست مریم بودیم او صحبت می کرد و می گفت شما هنر نکردید که رهبری مسعود را قبول کرده اید همه این را قبول دارند و می دانند که باید رهبری او را قبول کنند چون هم این دنیا و هم آن دنیا را خریده اند اما چرا به اشرف نمی آیند چون راه مسعود را نمی توانند بروند. راه مسعود چه است؟ آزادی انسانها از چه؟ از قید و بند جنسیت. ولی شما به این شک دارید به خاطر آن در برزخ کامل در قرارگاه بسر می برید و بی روح شده اید. همه چیز را به مسعود بدهید و از بی روحی خلاص شوید.
پیام رجوی، گزاره ها و نشانه های لمپنیسم دهه های سی و چهل
پیام!! اخیر رجوی با آن فحاشی ها و لحن لمپنی و دست آخر هم صدور فرمان حمله به خانواده ها بیش از هر چیز دسته کشی لمپن های دهه سی و چهل محله های پائین شهر تهران را تداعی می کرد. یاد لات و لوت هایی می اندازد که با پول و پله و شیتیل میتیل و خودزنی و پاپوش برای رو کم کنی یک محله بالاتر یا پائین تر دست به هر کاری می زدند. اینها در جامعه آن روز نمادی از عقب مانده ترین اقشار بودند که منطق شان فقط زور و چاقو و زنجیر و چوب و تیزی و پنجه بوکس، و همچنین چند دستمال ابریشمی برای روز مبادا بود.
شورای ملی مقاومت! نام مستعار فرقه تروریستی رجوی را بیشتر و بهتر بشناسیم
گرچه این شورا در بدو تاسیس باحضور این افراد بانام وآدرس یک تشکیلات ملی ودموکراتیک تاسیس شد ولی خیلی زود مشخص شده که مسعود رجوی قصد دارد با تقلب و افزودن اعضای سازمان تروریستی خود به این شورا رای اکثریت رابدست آورده وخود را بعنوان مسئول شورا معرفی وتثبیت نماید! _ با روشدن دست ومشخص شدن قصد مسعود رجوی اعضای مستقل سر شناس این شورا خیلی زود جدایی خود را اعلام نموده وازاین شورای ضد دموکراتیک کناره گیری نمودند
برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت هجدهم
در یک جدال برای کسب حضانت بچهها مربوط به یک سکت مذهبی بدون نام در استان گوینت در جورجیا، اعضا شهادت دادند که آنها در حین کتک زدن بچهها با چوب یا شلنگ، برایشان آواز میخواندند و به آنها روحیه میدادند و اصرار داشتند که عصبانی نشوند. طبق اظهارات محققان امور رفاهی کودکان، یک دختر گفته است که «تنها راهی که او میدانست که پدرش او را دوست دارد، این بود که او وی را شلاق میزد. او در حالی که این کار را میکرد، به او میگفت که دوستش دارد.»
تروریسم مجاهدین، ویرانگر مرزهای مدرن
بی شبهه، مجاهدین افکار ستیزه جویانه دارند. مجاهدین از یک چارچوب فکری و مکتب فکری و سیاسی تبعیت می کنند که الزامات پایبندی به آن خشونت کلامی، رفتاری و بهره گیری ممتد و صریح از ترور و ابزار خشونت همه جانبه در مقابله با رقیبان را توجیه می کند. مکتب به مثابه راهنمای عمل و رابطه ی هماهنگ و ارگانیک جهان بینی، ایدئولوژی و استراتژی ست.
چرا رجوی اصرار دارد که قلعه اشرف باقی بماند؟
در چنین شرایطی که سران فرقه در اوج درماندگی و استیصال هستند و خود را در بن بست کامل می بینند ودر حالیکه از تحصن خانواده های محترم حسابی خشمگین هستند یک مرتبه با تظاهرات مردم استان دیالی در اطراف اسارتگاه مواجه شدند که به حمایت از خانواده ها و خواستار برچیده شدن اسارتگاه و محاکمه سران فرقه برپا شد موجودیت خود را در خطر دیدند و راه چاره را در سرکوب وخفقان و سانسور دیدندهرچه
حامی مجاهدین خلق چه کسی است؟
سازمان مجاهدین خلق سازمانی تروریستی است که خدمات شایانی به نظام دیکتاتوری صدام مقبور علیه مردم عراق ارائه نموده و در حال حاضر نیز خدماتی به افرادی که به آنها بیشتر امتیاز بدهند انجام می دهد. این سازمان در واقع همانند خنجری در پشت عراق است. بدین خاطر وجود آن در عرصه سیاسی کشور خطرناک می باشد. سازمان مذکور در حال حاضر از معارضین عراقی حمایت و پشتیبانی می کند و از این رو سرکوب قیام شیعه و کرد در جنوب و شمال و همچنین مشارکت افراد این سازمان تروریستی در قتل و مرعوب کردن عراقی ها دور از انتظار نیست.
برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت هفدهم
دومین نفوذ اصلی که افراد را در فرقهها نگاه میدارد، این است که اغلب افراد انسانهایی صادق و درستکار هستند. آنها میخواهند اعمال خوب انجام داده، غمخوار دیگران باشند، و در زندگی کار ارزشمندی انجام دهند. آنها ذاتا وفادار هستند. اغلب افراد وقتی به چیزی متعهد میشوند، بسادگی عهد خود را نمیشکنند. بنابراین، وقتی به گروهی عهد میدهید و گروه مربوطه بنابر اعتقاد شما بر حق است، بسیار مشکل است که عقب بکشید.
خروش اشرف یا فروش اشرف
این خروش اشرف است یا فروش اشرف که با قیمت گذاری روی بنگال و جرثقیل و…. بنا گذاشته شده است؟ پس جایگاه انسانها در فرقه رجوی کجاست؟ برای رهبری فرقه مال و اموال بیشتر ارزش دارد یا جان انسانها؟ در گذشته رهبری فرقه در پیامی گفته بود اگر دولت عراق بخواهد ما اشرف را ترک کنیم بایستی 200 میلیون دلار به ما قرامت بدهد. اگر توجه کرده باشید بعد از هر درگیری با سربازان عراقی فرقه اطلاعیه می دهد و اولین موردی که روی آن انگشت می گذارد قیمت امکانات اشرف است.
برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت شانزدهم
. به بچهها چیزهایی در خصوص زندگی آموخته بودند که دکتر پری آنها را «داستانهای نفرت انگیز» میخواند که هیچ وجهی از خانواده و روابط خانوادگی آن طور که بچهها در دنیای بیرونی با آنها آشنا میشوند، در آنها نبود. دراین داستانها به کوروش به عنوان پدرشان اشاره میشد، زیرا زوجها در فرقه تماما از یکدیگر جدا شده بودند، خانوادهها از هم پاشیده بودند، و کوروش خود را به جای پدر تمامی فرقه قرار داده بود.