شکنجه گر، مزدور یا مبارز راه آزادی
برخی از کادرهای تشکیلاتی با سابقه ی مجاهدین که پس از پی بردن به ماهیت ضد مردمی و ضد میهنی فرقه ی رجوی از حصارهای تنگ و تاریک مجاهدین جدا شده و برای روشنگری افکار عمومی خاطرات و مشاهدات خویش را در معرض دید قرار داده اند به خوبی اعمال و کردار ضد انسانی اسدالله مثتی شکنجه گر بیرحم دارودسته ی رجوی را به یاد می آورند. تامل در بخشی از این خاطرات و مشاهدات به روشنی ماهیت عناصر کلیدی مجاهدین را آشکار می کند.
تحلیلهای آبکی تشکیلات رجوی از وضعیت ایران
در یک دستگاه بسته که هیچ راهی به بیرون نیست و هوای تازه وارد نمی شود اصلا نباید انتظاری داشت که تحلیل و تفسیر درستی از شرایط بیرون ارائه دهد. دستگاه رجوی نیز که دید آنها نسبت به جامعه ایران دید سی سال پیش است و پس از آن هیچگونه وضعیتی را ندیده اند برایشان قابل تصور نیست که جامعه پس از سی سال چگونه شده و چه وضعیتی حکمفرما است. تحلیل ها و تفسیرهای آنها را که آدم از روی سایتها یا تلویزیون آنها می بینید خود گویای این وضعیت است.
مجاهدین و اعدام طارق عزیز- گرگ ها همدیگر را خوب می شناسند!
مجاهدین و شورای ملی مقاومت با انتشار اطلاعیه ای حکم اعدام طارق عزیز را محکوم کردند. در نبود صدام حسین،هواخواهی رجوی از طارق عزیز چندان هم بی ربط نیست. رمز و راز آن در نقشی است که بر پیشانی هر دو منکوب شده است.همدوره بودن رجوی با خاندان سیاسی-نظامی صدام و صدور انواع حکم های اعدام انقلابی برای ایرانیان و افرادی که در تشکیلات رجوی گیر افتاده بودند،یاد آور چنین روزهایی است.
راه اندازی شوهای مسخره و مسابقات پوشالی فرقه رجوی
اساس کار سران فرقه روی شانتاژ و جوسازی سوار است و سعی می کنند که تشکیلات فرقه را مبرا از هرگونه خللی نشان دهند و اکنون که خانواده ها نزدیک به ده ماه است روزگار را بر سران فرقه سیاه کرده اند و بعد از فرار چند نفر بعد از نشست حاضر گفتن رجوی فریبکار این بار سی مهر را فرصت خوبی دیدند که نشان دهند که خبری نیست و خانواده ها هم نتوانستند کاری از پیش ببرند ولی باید گفت از موضع گیری های سران فرقه باید فهمید که حضور مداوم خانواده ها باعث ریزش نیرو در تشکیلات شده است
سوز و گداز رجوی از سرنوشت تاریک خود
رجوی در این نوشته که خیلی هم طولانی است جا بجا حرفهای خود را نیز با استناد به اشعار مولانا و حافظ و سعدی و آیاتی از قرآن آراسته و سعی کرده خود را خیلی عاطفی و انسانی رقیق القلب و معتقد نشان دهد چیزی که اساسا با سرشت خون ریز و تروریست و قصاوت قلب او در تضاد است. این تضاد در همین نوشته کاملا عیان است و ضمن ابراز احساسات نسبت به مرضیه کینه های دیرینه خود را علیه مخالفین خالی کرده وعقده گشائی نموده است.
مسعود و مریم رجوی! مادر احمدی عبدی که زنده است
مسعود و مریم رجوی فریاد های خانم توکلی که در درب ورودی زندان و شکنجه گاه اشرف به آسمان روی کرده و فریاد های دادخواهی اش از یزدان پاک، اشک چشم فرشتگان زمینی پرندگان و ستاره گان آسمانی را نیز جاری و ساری کرده آیا ذره ای دل سیاه و سنگلاخی شما را تکان نداده است مسعود و مریم رجوی دوران در تاریکی نگه داشتن احمد عبدی در زندان و اسارتگاه اشرف به پایان راه خویش نزدیک شده و بیش از این مسعود و مریم رجوی نمیتواند احمد عبدی و اعضای خود را در جهالت و تاریکی نگه دارید.
چرا باید در سازمان مجاهدین دو رو بود؟
رمز پیشرفت مسئولین عالی رتبه سازمان اعم از مهدی ابریشم چی (شریف) و بقیه مجاهدین!! در دو رو بودن است یعنی آنجا که مخالف هستی باید تا بن استخوان کارهای خراب رهبری را تائید کنی وقتی کردی حالا مجاهدی!! بسیار عجیب، اما واقعی است آنها که درون سازمان این را یاد می گیرند و دلقک! می شوند تازه به آنها می گویند مجاهد پر و پا قرص و رمز ماندگاری آنها در سازمان همین است!
خود زنی مفتضحانه فرقه رجوی در پی ضربات خانم بتول سلطانی
کاملا روشن است فرقه رجوی و مسعود و مریم رجوی که از این ضربه , شوکه و حیرت زده شده اند و خیلی نگران و به شدت در تنگنا قرار گرفته اند و جالب اینکه فرقه رجوی شدت و وسعت ضربه ای را که به مسعود و مریم رجوی وارد شده سکوت کرده اند و دست به دامن نفراتی شده اند که در کمپ تیف صبح تا شب خواهر و مادر و بالا و پایین مسعود و مریم رجوی را با فوش میشستن و حال آنها را اجیر کرده اند با پول و پشت آنها سنگر گرفته اند تا با این روش بخواهند چهره های خانم بتول سلطانی را خراب کنند
رجوی ها از کشته شدن مردم ایران کک شان هم نمی گزد
مریم قجر که کاسه داغ تر از آش شده و برای نماینده سازمان ملل در عراق یقه درانی می کند چرا از سوءقصد قرار گرفتن زائرین ایرانی حرفی به میان نمی آورد؟ او که خود را مدافع مردم ایران می داند و شعار آزادی سر می دهد پس چگونه در مقابل این عمل تروریستی سکوت می کند؟
مجاهدین و آویزانی به جاسوسان غربی
بر اساس گزارش تازه ای از خبرگزاری فارس، سران سازمان تروریستی مجاهدین از شرکت های امنیتی امریکایی و اسرائیلی برای جلوگیری از فرار ساکنان پادگان تقاضای کمک کرده اند. این گزارش عنوان می کند که « در پی موفقیت چندین تن از ساکنان اشرف جهت فرار از پادگان، رهبران مجاهدین خلق به توافقاتی با شرکت امنیتی و امریکایی بلک واتر رسیده اند تا از فرار افراد منشعب از سازمان جلوگیری کرده و کنترل بر پادگان اشرف را جدی تر کنند.»
خانواده های اسرای مجاهدین چه گناهی کرده اند؟!
من خودم حداقل دو بار طی سال های اخیر به بغداد رفته و علیه مجاهدین شکایت کردم تا بتوانم خانواده ام را از دست آن ها نجات داده و احیاء نمایم. ولی متاسفانه هر دو بار با خطر مرگ جدی مواجه شده و از کشور عراق فرار کردم. در همین رابطه از نزدیک شاهد بودم که خانواده هایی از اقصی نقاط دنیا به پادگان اشرفته رفته تا ضمن دیدار با خانواده شان، ببینند چه کمکی خواهند توانست به فرزندان شان بکنند.
عوام فریبی های رجوی به گل نشسته
رجوی پلید که بعد از رفتن آمریکایی ها تمام معادلات خود را بر باد رفته دید و متوجه بالا رفتن سرعت ریزش نیروها شد، دنبال این بود تا با یک سناریو سازی و استفاده از مظلوم نمایی که سیاق ثابت حرکات اوست طوری فضا سازی کند که شاید بتواند دست نیروهای عراقی را در اشرف بسته و پای نیروهای آمریکایی را بار دیگر به آنجا باز کند.