پارادوکس فلسفه سیاسی خانم مریم عضدانلو – قسمت سوم
خانم مریم عضدانلو، شما در پیام خویش به بهانه ی روز جهانی زن، از تحقق برابری زن و آزادی او سخن گفتید که مایه شگفتی و حیرت همه ی کادرهای جدا شده ی مجاهدین که هم اکنون در دنیای آزاد زندگی می کنند، شده است. زیرا تناقض و پارادوکسی آزار دهنده در متن و محتوای سخنان تان با عملکرد فرقه ی تحت رهبری شما در رابطه با جایگاه زن در تشکیلات مجاهدین نهفته است.
باد کردن بادکنک مریم قجر عضدانلو
مریم قجر عضدانلو به شکلی باور نکردنی عاشق نسل کشی و تغییراست و ایمانش به نسل کشی و تغییر انسانها خدشه و شکاف بر نمیدارد. آری مریم قجر زندگیش را وقف نسل کشی وتغییر دیگران کرده است مریم قجر عضدانلو می خواست زنان و مردان پیشتاز مقاومت را با سر چشمه اصلی اسیر و زندانی و موتور محرکه نسل کشی پیوند دهد و این کار را کرد.
نقد مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت سی و یکم
بحث هژمونی زنان که از سوی مسعود بعد از دوران چک امنیتی مطرح شد در واقع بستن روزنه ها و منفذهای انتقاد و اعتراض کادرهای تشکیلاتی و جلوگیری از ریزش و انشعاب نیروها بود. مسعود از آغاز ریزش عمومی و انشعاب نیروهای کیفی معترض مناسبات و منتقد استراتژی مسلحانه و ترور کور مجاهدین می ترسید و واهمه داشت.
مجاهدین اجازه نمی دهند فرد به جامعه بیرون فکر کند
سازمان خیلی حواس جمع کار می کند. یعنی یک چیزی که بحث سیاسی در آن باشد و از طرفی هم قیمتی هم برایش نداشته باشد از طرفی هم فرد با خانواده اش تماس پیدا نکند یعنی سازمان همه جانبه روی این موضوعات انرژی مکفی می گذارد که یک وقت فرد نتواند هوای جامعه عادی به ذهن اش بزند. یا در اصطلاح دیگر تشکیلاتی شان متوجه این هستند که فرد لب پر نخورد.
ناگفته هائی از قلعه ای به نام اشرف
با فرصت طلبی گفتند زمان جنگ است و ما نمی توانیم بچه نگه داریم و به این ترتیب با یک شانتاژ دیگر، بچه ها را هم از خانواده ها جدا کردند و به این ترتیب یک طرح خائنانه ای بود که به این صورت انجام گرفت و حتی خودشان گفتند این بهانه خوبی است تا از دست بچه ها خلاص شویم. و بحث تا اینجا پیش رفت و مطرح شد. و به این ترتیب بچه ها را هم از خانواده ها جدا کردند و هدف شان این بود که افراد به صورت هر چه تمام وقت تر و حرفه ای تر بمانند و مسعود در اوج شیادی محاسبه کرده بود در شرایطی که بچه ها باشند چه انرژی کلانی توسط این بچه ها گرفته می شود.
پارادوکس فلسفه سیاسی خانم مریم عضدانلو – قسمت دوم
خانم مریم عضدانلو چگونه از دفاع برای ارزش های انسانی و حقوق زنان صحبت می کند در حالی که زنان جدا شده از فرقه مجاهدین همچون خانم مرضیه قرصی مشهور به آرزو در قرارگاه اشرف و یا خانم بتول سلطانی از اعضای شورای رهبری مجاهدین و خانم آن سینگلتون عضو با سابقه ارتش آزادیبخش، به صراحت از محو ارزشهای دموکراتیک در درون مناسبات مجاهدین و فضای حاکم بر قرارگاه اشرف سخن می گویند و به فاکت های تکاندهنده ی بیشماری در خاطرات و مصاحبه های متعدد خویش، اشاره می کنند که حاکی از اجبار زنان قرارگاه اشرف به طی کردن مسیر و روندی ست که با اصیل ترین و طبیعی ترین تمایلات و عواطف زنانه و احساسات مادرانه تضاد بنیادین دارد.
سرانجام تلخ یکی از زنان فریب خورده فرقه رجوی
اتهامی که دادگاه ضدتروریستی امریکا متوجه خانم جدی نموده است عضویت درکادر رهبری یک سازمان تروریستی است _ و دراین مورد دونفراز اعضای سابق فرقه رجوی دردادگاه عضویت خانم طالب جدی را درشورای رهبری را مورد تائید قرار داده اند گرچه این خانم اینگونه مقام وموقعیت را انکار می نمایدوهدف خود از پیوستن به تروریستها را نوعی دلبستگی اعلام می نماید! خانم زینب طالب جدی بایستی برای مسئولین دادگاه ثابت کند که هرگز جزو کادررهبری فرقه تروریستی رجوی نبوده است که درغیر اینصورت به علت عضویت دریک تشکیلات تروریستی با مجازاتی به مدت پانزده سال زندان روبروخواهد بود.
زن ستیزی درفرقه رجوی
فرقه رجوی که وجود خانواده ها رابعلت وجود احساسات وعواطف سد راه سرکوبگری های خود می داند بنابه یک نقشه ضدانسانی ورذیلانه تحت نام انقلاب ایدئولوژیک! زن وشوهرها را درابتدا مجبور به طلاق وجدایی از هم نموده ودرراستای همین تئوری زنان جداشده را جزو اموال سرکرده فرقه منظور می نماید و به کلامی دیگر سرکرده فرقه صدها زن اسیر را با دستور تشکیلاتی تحت نام گذر ازانقلاب مسعود ومریم بعد از جدایی مجبور می نماید تا خود را دردرجه اول ازجهت ذهنی ودردرجه بعد ازجهت فیزیکی دراختیارسرکرده فرقه قراردهند!
در فرقه رجوی هیچ فرزندی نباید متولد شود
اگر زنان فرقه رجوی فرزندی بدنیا بیاورند دودمان فرقه را ویران خواهد کرد پس بنابراین فرزند انسانی حق حیات و تولد ندارد پس طبق دستور سریح رهبر فرقه باید نابود شوند. ماحصل این خطوط ایدئولوژیک افرادی خواهند بود مکانیکی و فاقد کوچکترین احساس و عاطفه و محبت و عشق و پرنسیبهای انسانی، و فقط میکشند، شکنجه میکنند، جاسوسی میکنند، ترور میکنند درندگی و توحش ضد انسانی میکنند!
عقیم سازی در مجاهدین، از منظر حقوقی و فرقه ای
پدیده مقطوع النسل کردن چه در شکل مدرن آن یعنی اختگی ذهنی و یا در تازه ترین روش آن یعنی فیزیولوژیک صرفنظر از کمیت و نوعیت آن پدیده ای است که مجاهدین یکسره از فرقه باطنیه عاریه گرفته اند. و نکته جالب توجه اینکه رهبری مجاهدین درست برای توجیه چنین اقدامی به توجیهاتی متوسل می شود که دقیقا معادل آن را می توان از زبان تئوریسین های باطنیه بازخوانی کرد.
گزارشی از جنایات هولناک سرکرده مجاهدین
دبیر دوم سفارت آمریکا در بغداد همچنین متذکر شده است که رجوی برای دستیافتن به برخی از زنان و بانوان در این سازمان، همسران آنها را به مأموریتهای مرگبار می فرستاد و به شیوه”ناپلئون” زنان آنها را تصاحب میکرد و در اسناد موجود در پادگان اشرف نیز به این موضوع بر میخوریم که تعدادی از مرگهای اعضای این گروه تصادفی نبوده بلکه از قبل برنامهریزی شده است.
واکنش فرقه رجوی به خبر عقیم کردن زنان
دستگاه منگول تبلیغاتی مجاهدین، ده روز پس از انتشار خبر ِ عقیم کردن سیستماتیک زنان در این فرقه و افشای جزییاتی از چگونگی در آوردن رحم زنان محصور در اردوگاه اشرف، در یک نمایش رقتآور، با به صحنه آوردن چند زن و کوشش بینتیجه برای اعترافگیری از آنان بهمنظور القای حس رضایت آنان در اردوگاه اشرف، عملاً واکنشی حقیرانه به این خبر مهم انجام داد.