یکشنبه, ۲۱ تیر , ۱۴۰۵
پدیده فرار در فرقه رجوی 25 تیر 1390

پدیده فرار در فرقه رجوی

بخاطر دارم که سال 1385 تعداد زیادی از کادرهای بالای سازمان از تشکیلات جدا شدند و اغلب آنها هم بصورت فرار از مناسبات خود را به کمپ پناهندگی آمریکاییها که جنب اشرف برپا شده بود رساندند. از جمله آن افراد می توان از عماد باقری، پرویز فرهمند، نصرالله آذری، البرز سالمی، حمید محبی و تعدادی دیگر نام برد. که سازمان در درون مناسبات برای توجیه این واقعه برای اعضای خود بحثی پیرامون «اپورتونیسم» را راه انداخت که حدود یک سال طول کشید تا همه لایه های تشکیلاتی را در این باره توجیه کرد.

نماز بدون عکس سرکرده مجاهدین باطل است! 21 تیر 1390

نماز بدون عکس سرکرده مجاهدین باطل است!

طبق بخشنامه درون فرقه‌ای که از 25 سال پیش تا به امروز در فرقه رجوی ادامه دارد،‌ اعضای این فرقه باید در مکانی نماز بخوانند که عکس‌های متعددی از سرکرده این فرقه نصب شده باشد.بنا بر اظهارات یکی از اعضای هیئت اجرایی مجاهدین به نام حسین ربوبی،‌ با انتخاب وی به عنوان مسئول پایگاه تروریستی مجاهدین در پاکستان،‌ او بلافاصله پس از حضور در این کشور، مأمور شد تا نسبت به پیاده سازی دستور رجوی مبنی بر الصاق عکس سرکرده مجاهدین در نمازخانه‌ها و مکان‌هایی که اعضای این فرقه نماز می‌خوانند، اقدام کند.

اسیران اشرف تا دیر نشده بجنبید! 21 تیر 1390

اسیران اشرف تا دیر نشده بجنبید!

سازمان مجاهدین مانند تمامی گروههای فرقه ای توان تحمل کسی که ساز مخالفت بزند را نداشت و از هرگونه تلاشی برای خفه کردن او فروگذار نمیکرد.در سال 1368 که مهدی افتخاری به انقلاب خود ساخته رجوی نه گفت او را به مرگ تدریجی محکوم کردند. در هر نشستی حتی نشست های بزرگ او را سوژه و بطرز بی رحمانه ای تحقیر میکردند.آنچنان اورا تحت فشارهای روحی و روانی گذاشته بودند که بطور واقعی از حالت عادی خارج شده بود.

پدیده مغز شویی و تلقینات مذهبی در فرقه رجوی – قسمت اول 20 تیر 1390

پدیده مغز شویی و تلقینات مذهبی در فرقه رجوی – قسمت اول

سازمان مجاهدین خلق از سال 1364 بحث های موسوم به تحول جدید ایدئولوژیکی یا انقلاب ایدئولوژیک (Ideological mutation) را در سازمان و در مناسبات درونی خود آغاز کرد که این تحول ایدئولوژیک با طلاق خانم مریم عضدانلو ازآقای مهدی ابریشمچی و ازدواج او با مسعود رجوی شروع گشت و این ازدواج موجی از تغییرات اساسی و بنیادی را در سازمان بهمراه داشت که طی آن تمامی ساختارهای فرماندهی و بنیادی سازمان منحل شد

مرگ مهدی افتخاری و ریاکاری مریم رجوی – قسمت اول 18 تیر 1390

مرگ مهدی افتخاری و ریاکاری مریم رجوی – قسمت اول

بعد از عملیات فروغ و شروع انقلاب ایدئولوژیک و طلاق های اجباری اولین کسی که زیر بار نرفت مهدی افتخاری بود. ولی او نمی دانست به خاطر این مخالفت چه بهای گزافی را باید پرداخت کند. چون پر واضح بود مسعود سر زیاده خواهی و جاه طلبی خود با کسی شوخی نداشت. اینبار جای فرماندهان عوض شد و مسعود فرماندهی یک عملیات درون سازمانی را بر عهده گرفت آن هم برای از دور خارج کردن کسی که (مهدی افتخاری) تا فرق سر به او مدیون بود.

مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای – قسمت هفتم 16 تیر 1390

مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای – قسمت هفتم

با بوجود آوردن بند همردیفی یکی را بعنوان همردیف مسئول اول معرفی کردند و صدها تن از زنان را هم بعنوان اعضاء شورای رهبری. تمام اینکارها و تمام این مانورها هم از این بابت بود که خودشان را از صحنه خطر بدور کنند. دوباره با خرج کردن از جان عزیزان مردم و دوباره با جلو انداختن فرزندان مردم ایران و به کشتن دادن آنها سعی بر حفظ خود داشتند. اکنون که به کارنامه سراسر خیانت و دروغ رجوی نگاه میکنیم بخوبی اینرا میبینیم که ایشان چیزی جز تباهی و سیاهی در چنته ندارد

مهدی افتخاری (فرمانده فتح الله) که بود و چه شد؟ 15 تیر 1390

مهدی افتخاری (فرمانده فتح الله) که بود و چه شد؟

فرمانده فتح الله یکی از زندانیان سیاسی زمان شاه بود که هم بند رجوی بود، رجوی با چند نفری که هم بند بود یا آنها را در عملیات ها به کشتن داد و یا در قرار گاه حبس نمود تا بتواند خود را قهرمان زندان کند و به بقیه نیروها بگوید که فقط من بودم که در زندان این گروه را رهبری کردم حتی ازهمبندی های موجودش در نشست های درونی استفاده می کرد و تلاش می کرد آنها را به ماموریت بفرستد تا آنها احساس نکنند که در آینده حذف فیزیکی می شوند، یکی از آن قربانیان فرمانده فتح الله بود.

پیام تبریک مادران استان مرکزی به زهرا میر باقری 13 تیر 1390

پیام تبریک مادران استان مرکزی به زهرا میر باقری

بارها به درب پادگان اشرف مراجعه کرده ایم که بعد از چندین سال با فرزندانمان؛ پروانه ربیعی عباسی و طیبه نوری ملاقات کنیم در مقابل با یک فرقه قرون وسطایی مواجه شدیم. طبق خبری که به دست ما رسیده فرزندان ما هم در اردوگاه اشرف شکنجه می شوند و کسی نیست به داد آنها برسد. تجربه ثابت کرده که فقط از طریق فرار می توان از شر فرقه خود را خلاص کرد و به دنبال زندگی آزاد رفت. مجددا به شما تبریک می گوییم و امید واریم در آینده موفق باشید.

خاری درچشم رجوی 13 تیر 1390

خاری درچشم رجوی

نقطه اختلاف مهدی افتخاری با مسعود رجوی ازبحث انقلاب ایدئولوژیک وطلاق شروع شد وبعد ازشکست درعملیات مرصاد که تعداد زیادی ازاعضای سازمان کشته و زخمی و یا اسیر شدند به نقطه اوج خود رسید. بعد ازعملیات مرصاد تمامی اعضای سازمان دراوج تعجب دیدند که وی دیگر درموضع مسئول فرماندهی نیست وبه رده H تیمی یک هوادارمعمولی تنزل پیدا کرده بود رجوی برای درهم شکستن مقاومت وعزم جزم مهدی افتخاری اورا درپایین ترین مواضع، ازجمله باغبانی گمارد.

زهرا میرباقری عضو برجسته مجاهدین از اردوگاه اشرف گریخت 12 تیر 1390

زهرا میرباقری عضو برجسته مجاهدین از اردوگاه اشرف گریخت

“زهرا میرباقری” یکی از این افراد که عضو شورای فرماندهی اردوگاه اشرف و همچنین از اعضای اصلی گروه مجاهدین بود، در این کنفرانس مطبوعاتی گفت: بارها برای جدا شدن از سازمان (گروه مجاهدین) اقدام کردم و در پایان با همکاری نیروهای عراقی توانستم فرار کنم و به آزادی دست یابم.وی سپس با صدایی بغض آلود افزود: آنها بعد از آنکه از تلاش من برای جدایی مطلع شدند مرا شکنجه جسمی کردند و همین مساله سبب بیماری شدید من شد به طوری که تا مدت ها قادر به ایستادن یا نشستن به مدت طولانی نبودم.

اطلاعیه انجمن نجات در خصوص حضور آقای خدابنده در برنامه”صندلی داغ” 08 تیر 1390

اطلاعیه انجمن نجات در خصوص حضور آقای خدابنده در برنامه”صندلی داغ”

شکی نیست که افرادی غیر از جدا شده های از فرقه می توانند در برنامه پر بینده” صندلی داغ” مروری به انحطاط فرقه ای و تروریستی مجاهدین داشته باشند، ولی افشای این فرقه بر مبنای اظهارات جدا شده، ارزش سندی و مستدل را بهمراه دارد. با توجه به اینکه آقای خدابنده مطالعات زیادی در خصوص فرقه ها نموده و آن را منطبق با 23 سال حضور خود در فرقه مجاهدین واکاوی نموده است بحق می تواند یکی از بهترین افرادی باشد که واقعیت های فرقه مجاهدین را به ترسیم بکشد

اعلام جدایی آقای غفور فتاحیان از فرقه مجاهدین خلق در پاریس 07 تیر 1390

اعلام جدایی آقای غفور فتاحیان از فرقه مجاهدین خلق در پاریس

من عمرم را آنجا گذاشتم بالاخره توانستم از آنجا فرار کنم واقعا یعنی سازمان یک حصارهای تشکیلاتی دارد آنجا که اصلا به این آسانی ها نیست کسی بخواهد مثلا من امروز بگویم فردا از آنجا بروم اینطوری نیست من وقتی که آنجا بودم می دیدم کسی که آنجا اعلام بکنه یعنی لحظه اش را داشته باشد مثلا جدا بشود از این سازمان لحظه اش را داشته باشد برود این لحظه اش را بگوید یا بنویسد و بگوید آقا من این سازمان را نمی خواهم و نمی خواهم اینجا بمانم اینطوری نیست کاری باهاش می کنند دیگه اسم نیاورد که من می خواهم از اینجا بروم

blank
blank
blank