کینه ورزی مجاهدین نسبت به جنبش صلح
وهمین آخر هفته اخیر بود که صدها هزار نفر انسان آزاد ه در شهرهای مختلف آمریکا سیاست جنگ طلبانه بوش را با اعتراضهای خود مورد تهاجم قرار دادند. که این نشان دهنده شکست سیاستهای چلبی های ایرانی است که هیچ گونه لاپوشانی هم دیگر ندارند وهمکاری خود با شرکتهای جنگ را هم دیگر انکار وتکذیب نمیکنند
زمزمه های جنگی خانمان سوز علیه ایران
“کریس سیمپسون” استاد دانشکده ارتباطات دانشگاه اَمریکن در واشنگتن، عملکرد رسانه های خبری آمریکا را در هفته های پیش از اشغال عراق تاسف آور می داند و اظهار نظر میکند که افزایش نارضایتی مردم آمریکا از جنگ عراق و کاهش اعتماد عمومی به اخبار باعث شده تا رویکرد رسانه ها به موضوع ایران نسبت به جنگ عراق تفاوت داشته باشد
سازمان مجاهدین خلق، حمایت از حمله امریکا هم تاکتیک و هم استراتژی
بنابراین تا آخر دوره”بوش” فرصت هست که رژیم سرنگون شود در غیر اینصورت بعد از”بوش” هرجناحی که قدرت را در آمریکا بدست بگیرد قادر به ادامه سیاست های بوش نخواهد بود و در نتیجه امکان فعالیت مجاهدین حداقل به صورت فعلی فراهم نخواهد شد.
دفع خطر جنگ از ایران با تشکیل جبهه وسیع صلح خواهی
در این موقعیت، انسانی که اعلام می کند که اگر ارتش های خارجی به ایران حمله کنند، با متجاوز می جنگد، یا انسانی که با شجاعت می گوید که اگر جنگی رخ دهد موقتا در کنار جمهوری اسلامی قرار می گیرد، برای من صدهاهزار بار با ارزش تراند از کسانی که در لباس های گوناگون به خطر جنگ دامن می زنند چرا که مشوقان ایرانی حمله نظامی به ایران برای ویرانی کشور و نابودی مردم تلاش می کنند.
آقای داعی الاسلام ما خواستار جنگ نمی باشیم
او در جلسه گفتگوی تلویزیونی خود با VOA از اقرار به فرقه ای بودن خود، سخت طفره رفت. این ایرانی واخورده که میان مدافعین حقوق بشری جایگاهی ندارد، سرسختانه و عاجزانه برای ایرانیانی که در وطن به امرار معاش مشغول و در شرایط اقتصادی بسیار بد قرار دارند، بعنوان مدعی مدافع حقوق ملت مظلوم ایران، همچون سرور خود (رجوی های وطن فروش) که از درک واقعیات های ایران عاجز اند
یکصدوبیست و پنجمین قسمت گفتگوی سعید شاهسوندی با رادیو صدای ایران
“مجاهدین از صدر تا ذیل وقتی پای بحث و حرف های منطقی مطرح باشد، حتما حرفی ندارند که فحاشی می کنند. انسان وقتی حرف و سندی نداشته باشد به جای دیالوگ مونولوگ یا تک گویی می کند. و این همانی می شود که رسانه هایشان دنبال می کنند.”
یکصدوبیست و چهارمین جلسه گفتگوی سعید شاهسوندی با رادیو صدای ایران
یکصدوبیست و چهارمین جلسه گفتگوی سعید شاهسوندی با رادیو صدای ایران به ادامه مباحث مربوط به انقلاب ایدئولوژیک و نقش علی زرکش و همچنین پی آمدهای عملیات موسوم به فروغ جاویدان اختصاص داشت. شاهسوندی در بخش اول این گفتگو به بررسی و پی آمدهای ناشی از عملیات فروغ جاویدان پرداخت و اظهار داشت مجاهدین به هیچ وجه حاضر نیستند نقش خودشان را در پی آمدهای عملیات فروغ بازخوانی و تحلیل کنند
باقی مانده ریاست جمهوری بوش و استراتژی دوسالانه سرنگونی
با اولین تهدید و تک هواپیماهای نیروهای ائتلاف ماهیت دروغین مبارزه ضد امپریالستی اش رو شده وبه دستور مستقیم او ارتش باصطلاح آزادیبخش پرچم سفید بالا برده و با برچیده شدن پایگاهها و جمع آوری نیروهایش در اشرف و با انهدام باقی مانده ادوات جنگی خط بطلانی براستراتژی مبارزه مسلحانه و ارتش آزادیبخشش کشیده شد.
تاکتیک جدید رهبری مجاهدین خلق برای نجات خود”جرقه وجنگ”
در همین رابطه است که میتوان آتش بیاری تمامی سطوحی خبری مجاهدین و عواملش مانند علی رضا جعفرزاد در تلویزیون جنگ طلب فاکس نیوز را درک کرد. علی رضا جعفرزاده که عامل مستقیم مجاهدین برای برقراری ارتباط با لابی های آمریکائی –صهیونیستی درآمریکا میباشد دقیقا بر سه محوری که نئوکانهای جنگ طلب ودولت اسرائیل در یک جنگ خبری برای فراهم آوردن زمینه حمله نظامی تبلیغ میکنند کار میکند
وضیعت امروز مجاهدین خلق و طرح های آنان برای دو سال آینده
آنچه در زیر می آید سر خط جدید ترین تحلیل مجاهدین در مورد شرایط موجود و چگونگی تصاحب قدرت سیاسی توسط این سازمان در ایران است، فارغ از درستی یا ذهنی بودن تحلیل فوق آنچه به نظر ما میرسد در اختیار قرار دادن این موارد در سطح گروهها و مسئولین و دلسوزان جنبش آزادیخواهانه مردم ایران است تا ضمن آگاهی و روشنگری در سطح جنبش دمکراسی طلبانه مردم ایران و با خبر بودن از اقدامات جریانات وابسته، حرکاتی که تلاش های واقعی مردم ایران را به کج راهه میبرد افشا گردد.
استراتژی شکافها
آقای رجوی حالا هم بعد از سرنگونی صدام، خودت پیام دادی که باید از شکاف بین ایران و آمریکا در مورد انرژی هسته ای ماکزیمم استفاده را کرد تا آمریکا مجبور شود به ایران حمله کند و چون ما یک نیروی نظامی هستیم، حتماً آمریکا محتاج ما خواهد بود.
فروغ جاویدان یا درس و ذلت ابدی
اما همیشه و در همه جا رجوی خائن از شکست سنگین این عملیات انتحاری فراری بود و همواره این عملیات را بیمه نامه ایدولوژیکی سازمان معرفی میکرد و بااین ترفند میخواست خود خائنتش را از مهلکه به در برد و بعد هم که گند موضوع در آمد و خیلی در درون نیروها به موضوعی جدی تبدیل شد که چرا و به چه دلیل وارد این عملیات شدیم و اینجوری شکست خوردیم