درود بر پدران و مادران اعضاء اسیر در اشرف
مسعود رجوی در توهین اشکار به خانواده های اسیران اشرف انان را مزدور خطاب کرد وبه اسیران اشرف نیز گفت که انها خانواده شما نیستند؟ بله خانواده های این اسیران با مقاومت برحق خویش رجوی را مجبور کردند تا ماهیت خودش را نشان دهد همان چیزی که رجوی همیشه انرا پنهان میکرد حالا ناگزیر شده است خودش به زبان اشهد خودش بگوید که خانواده نداریم خانواده حرام است خانواده معنی ندارد
علمدار شایگان با فرار از فرقه رجوی خود را به خانواده ها رساند
ظهر روز شنبه بیست و چهارم آوریل 2010، علمدار شایگان اهل شیراز که بیست و دو سال گذشته را در اسارت فرقه رجوی سپری کرده است، توانست با خروج از درب اصلی کمپ خود را نجات دهد. علمدار شایگان در صحنه ای تاثر بر انگیز خودش را به آغوش خانواده ها ی مستقردر مقابل درب کمپ اشرف انداخت.
شانتاژ تبلیغاتی و زخم های عمیق رجوی ها
مسئولین فرقه که دجال گری را به خوبی از رجوی آموختند در این جریان نیز با هوچی گری و جنجال سعی دارند تا مسئله اصلی را که همانا تجمع خانواده ها و ملاقات آنها با عزیزانشان در اشرف است را تحت شعاع قرار داده و به خیال خام خودشان توجه مجامع بین المللی را به مسائل دیگری جلب نمایند تا شاید با دخالت دستگاههای بین المللی بتوانند از این مخمصه موقتا خارج شوند.
درخواست مشروع و قانونی خانواده های اعضاء مجاهدین
که فرقه رجوی از این حرکات به تنگ آمده و هر روز بیشتر روحیه خود و آرامش خود را از دست می دهد به همین خاطر برای کم کردن فشار از روی خود هر روز با تعدادی اندک و انگشت شمار از اسیران ذهنی خود، در این یا آن کشور حرکاتی را تحت عنوان اعتراض و آکسیون و غیره، صورت میدهد که بیشتر باعث خنده و تمسخر است تا اینکه بتواند با آن مشکلی را حل کند و از قضا چون کافی نبوده و هیچ جلوه ای نداشته و این حرکات نتوانسته کسی را بفریبد
خورشید اشرف لب بام است
بیش از دو ماه است که انتظار خانواده ها در پشت در اردوگاه اشرف برای دیدن فرزندان دربند خود به جایی نرسیده است و سرکردگان باند رجوی در بیم و هراس تاثیر عاطفی دیدار با خانواده ها – بر روی اعضا در بند این فرقه – از دیدار مستقیم و بدون واسطه پدر و مادران با فرزندانشان ممانعت می کنند. سرکردگان این باند می دانند اگر این دیدارها حتی کم و تنها برای تعدادی انگشت شماری از اعضای دربند نیز رخ دهد، به منزله بازی دومینو خواهد بود که با سقوط یک مهره، مهره های بعدی نیز تا آخر سقوط خواهند کرد
تحصن دوماهه خانواده ها و فرار ایمان یگانه پنجره هایی گشوده به تابش نور
سران فرقه رجوی که ازحضورخانواده ها درجلوی درب اشرف دراسفند ماه به وحشت افتادند سعی نمودند حالت تدافعی گرفته و بااین حساب غلط که همانند دفعات قبل این حضورموقت است اسیران را از وقوع چنین رخدادی دور نگاه دارند ولی تداوم یافتن این اقدام خانواده ها وسفرخانواده های بیشتر به عراق سران این فرقه را که به سراسیمگی ووحشت انداخت و باعث شد سران این فرقه ازمرحله تدافعی گذر کرده و وارد مرحله رودررویی با حضور خانواده ها گردند.
الم شنگه ی باند رجوی برای چیست؟
قدر مسلم این که وقتی گردانندگان مجاهدین برای نگه داشتن نیروها به اجبار از آنان تعهدگیری روزانه و سالانه می کنند، می توان پی برد کسانی که خواهان جدایی هستند بیش از هشتاد درصد می باشند و به همین دلیل است که فرار یک نفر طوفان در بیت عنکبوت رجوی برپا می کند و به دبیرکل ملل متحد نامه می نویسد که کشتار در راه است، غافل از این که صدها بار به زبان آورده است که کشته شدن صدها نفررا برجدایی یک نفر ترجیح می دهد.
سوء استفاده های سرفصلی فرقه رجوی
این روزها فرقه درگیر مناقشه فوق العاده حساسی با خانواده های اعضای به اسارت گرفته خود می باشد تا به هر ترتیبی که شده از آنها خلاص شود به همین خاطر این روزها خیلی سرش شلوغ است و فرقه رجوی درگیر است تا جایی که قصد دارد به هر ترتیبی شده کار را به درگیری بکشاند یعنی درگیری با خانواده هایی که در جلوی درب اصلی کمپ تجمع کرده و قصد رها کردن آنرا را ندارند مگر اینکه با فرزندان و بستگان خود دیدن کنند آنهم بطور کاملاً آزادانه و بدون حضور سران فرقه در اطراف آنها تا اینکه بتوانند خود راساً تصمیم بگیرند.
توهم یا واقعیت، عراق سراب مجاهدین
نیم نگاهی به میزان رای طیف های سیاسی شیعه در پارلمان عراق و ائتلاف کردها که به طور سنتی به ائتلاف شیعیان یعنی دولت قانون و ائتلاف ملی عراق نزدیکترند نشانگر این امر مشهود است که طیف های سیاسی مخالف حضور فرقه ی تروریستی مجاهدین در عراق در بعد از انتخابات از اکثریت برخوردار شدند و بیش از نیمی از کرسی های پارلمان را به دست آورده اند، پس این موضوع دلیل محکمی بر تحریف واقعیات سیاسی از سوی آقای جعفرزاده و در نهایت جمعبندی نابخردانه و ابهام انگیز از سوی ایشان است.
وحشت رجوی از حضور جدا شده ها در اروپا
باید به پدر خوانده این فرقه مافیایی بگویم که گفتن این حرفها به اسیران اشرف شاید چند روزی موثر باشد ولی مطمئن باش هرگز و هرگز بصورت بنیادین تاثیری ندارد و خودتان بهتر از هر کس دیگر میدانید که زندان و شکنجه و فرستادن به زندان ابو غریب فرستادن اعضاء نا راضی به میدانهای مین بین ایران و عراق نتوانست جلو ریزش و خروج نیروها را بگیرد چه برسد به این حرفها اینها فقط نشان دهنده وضعیت خراب و اسفبار اسیران در بند فرقه را نشان میدهدو اینکه سران فرقه هم فهمیده اند در صورتیکه کوچکترین راهی باز و یا امیدی به ان باشد اسیران اشرف خروج از فرقه را انتخاب خواهند کرد.
جنگ بلندگوها و ترس رجوی از ریزش نیرو
عامل اصلی این قانون شکنی و مفتضح نمودن ادعاهای تبلیغاتی گذشته در مورد سلب آسایش ساکنان اردوگاه، چیزی نیست جز ترس از ریزش نیروها که به واسطه ی حضور خانواده ها روی داده است.گشتاپوی اشرف اگرچه توانسته است از دیدار اعضاء با خانواده هایشان جلوگیر نماید، اما از آنجا که صدای آنها به وسیله بلندگو به گوش فرزندانشان میرسیده است تصمیم به راه اندختن جنگ بلندگوها و مقابله با آنان برای فرونشاندن صدای مطالبه ی انسانی آنها گرفته است.
آمریکا کماکان از مجاهدین حمایت می کند؟!
دو گزارش وزارت خارجه آمریکا فارغ از اهمیت و جایگاه سیاسی به لحاظ محتوایی نیز دارای جنبه های تحلیلی و کاملا مطالعه شده ای است که نشان می دهد تنظیم رابطه آمریکا با مجاهدین سوای آنچه همیشه به سیاسی کاری و سیاست های ابزاری معروف هستند، عمیقا مجاهدین را به لحاظ و جهات مختلف در طول چهل سال گذشته رصد و مورد مطالعه و بازخوانی قرار داده اند. تاکید این بیانیه ها علاوه بر تروریست بودن، بر محتوا و ساختار فرقه بودن و مشخصا شخصیت محور بودن آن، آمریکا ستیزی ایدئولوژیک و دلایل متقن و مستند دیگر ارائه شده در این بیانیه ها به طور بنیادی دلالت بر شناخت ریشه ای آمریکا از مجاهدین دارد.