خانواده ها نقاب از چهره رجوی برداشتند
سران فرقه این موضوع را از پائیز سال 82 تجربه کرده اند ؛ بعد از سرنگونی پدر مادی و معنوی رجوی (صدام ملعون) برای اولین بار خانواده ها توانستند برای ملاقات به درب اشرف بروند و با توجه به کارشکنیهای سران فرقه حتی شده به مدت 2 ساعت با فرزندان خود ملاقات کنند و همین ملاقاتها باعث شد چشم اسیران اشرف به واقعیتهای بیرون باز شود و زنده شدن احساسات و عواطف انسانی و خانوادگی در وجودشان جرقه بزند که پشت ان اعلام جدایی فرد از فرقه می شد و این ترس از همان موقع در وجود سران فرقه افتاده
رجوی یک دجال حرفه ای است!
رجوی در سلسله افاضاتی تحت عنوان آموزش برای نسل جوان بعد از داستان عاشورا سال 88 به راه انداخته در قسمت یازدهم پیام خودش به تعریف دجال پرداخته است که حقا تعریف درستی از خود بیان داشته و کاملا خود را برای همه ترسیم نمود. او در این پیام می گوید:دجال فردی است که در آخر زمان ظهور می کند. منتهای فریب و ریا کاری و تزویر و دروغگویی است. بسیاری مردمان را می فریبد و حق را باطل و باطل را حق جلوه می دهد و
خودتان قضاوت کنید رجوی در کدام جبهه قرار دارد
رسیدگی به پرونده های برخی از مسئولین فرقه در قوه قضائیه عراق نیز به جریان افتاده است. حال اگر به این پارامترها، موضوع حذف شدن کاندیداهای حزب بعث که پشتیبان رجوی در عراق بودند را بیافزاییم، خواهیم دید که رجوی در عراق چگونه در باتلاق گیر کرده است و اصرارش بر ماندن در عراق آنهم با این وضعیت فلاکت بار، نه از موضع درک سیاسی یا استراتژیک، بلکه از این موضع است که این امر چقدر با موجودیت فرقه گره خورده و بسته شدن اسارتگاه اشرف به معنای مرگ سیاسی، استراتژیک، ایدئولوژیک رجوی نیز هست
مجاهدین و سلطنت طلبی
پیام مسعود رجوی و تشکیل اتحاد با سلطنت طلب ها , یک طرح ایده ال برای برآورده شدن رویای مسعود است , که رضا پهلوی قبول کند که مسعود در کرسی شاه و مریم در کرسی بانوی اول و رضا در کرسی نخست وزیری باشد. این راه در 30 خرداد با آقای بنی صدر رفته شد و در گام اول ایشان رئیس جمهور شد و بعداً دامادش مسئول شورای ملی مقاومت , اما طرف حساب کسی است که همیشه خواسته از دیگری بهره ببرد و خودش را که این روزها اساساً در خارجه برد ندارد با یکی از گروه های میانه رو و شناخته شده در غرب متحد کند و چند صباحی به عمر خود ادامه دهد
مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت ششم
از سال 1364 مسعود رجوی رهبری ایدولوژیکی مجاهدین و خلق قهرمان را بر عهده دارد، طبعا جایگاه نخست وزیر و رئیس جمهور که قاعدتا باید موقتی باشند، کفاف خوی و شهوت قدرت طلبی وی را نمی دهد. بنظر می رسد او جایگاه بالاتری را برای خود به عنوان رهبر ایدئولوژیک یا عنوانی مشابه ولایت فقیه قائل می باشد، چرا که اگر قرار بر صدق اثبات گفته هایش بود، باید از مریم رجوی همسرش سخن می گفت که رئیس جمهور خودخوانده ومادام العمر می باشد> نظر شما را در این ارتباط می خواستم بدانم.
حمایت فرقه رجوی از ریگی
موضوع اصلی بحث ما موضعگیری فرقه و دلسوزی فرقه رجوی از این مزدوری است که حتی کشوری مثل انگلستان که کلی آلاف و علوف برای او تهیه کرده بود نه تنها همکاری خودش را محکوم کرد بلکه حتی ابراز خوشحالی نیز نمود. اما جای شگفتی است که فرقه حتی محکوم هم نکرد و به صورت کلی و خلاصه خبر دستگیری را داد و پیشاپیش هم نسبت به نقض حقوق پناهندگی هشدار داد و خبری هم از اعترافات احتمالی، و این در حالی است که تصاویر جنایات ریگی وجدان هر انسانی از هر نوع سنخ فکر و اندیشه را به درد می آورد و می آزارد.
بعد از”ریگی” نوبت چه کسی است
گروه رجوی به عبارتی با اعلام ترس و وحشت عمیق از دستگیری”ریگی” خود را کاندید”فرصت” بعدی فرض کرده و ضمن ارائه اخبار کذب از زبان”پاکستانی” مجعول آن را”زدوبند”،”آدم ربایی” و استرداد قلمداد میکند تا آخر و عاقبت خود را از همین حالا محکم کاری کند. قافل از آنکه گند ارتباط ایدئولوژیکی- تروریستی جناب ریگی و آقای رجوی پیش از اینها بالا زده و بوی تعفن آن از زبان”ریگی” در تلویزیون آمریکا و تلویزیون وابسته به آقای نوریزاده پخش شده بود.
همدردی فرقه مافیایی رجوی با ریگی!
این حمایت و همدردی از طرف فرقه مافیایی و فراخوان دادن به مراجع ذیربط بین المللی در حالی است که هیچ دولت و یا ارگانی ریگی را به عنوان پناهنده نمی شناسد! و اینجا این سوال را باید سران فرقه مافیایی رجوی پاسخ بدهند که کدام پناهنده سلاح بدست گرفته و در کشتار مردم بیگناه شرکت کرده؟ کدام پناهنده ای دست به اعمال جنایتکارانه ای مثل سر بریدن و اعدام افراد بی گناه کرده فقط به جرم اینکه سرباز بوده اند؛
تبریک به خلق و تسلیت به رجوی های تروریست
چه چیزی باعث این می شود که رجوی خبیث خبر دستگیری ریگی را که تاکنون باعث شهادت دهها نفر از مردم شریف سیستان و بلوچستان و هم چنین افراد بی گناهی شده اند که جرمشان فقط و فقط ایرانی بودن بوده است را این قدر بی مقدار و کم اهمیت جلوه دهد و هیچ موضع مشخصی تا به حال در رابطه با این موضوع نگیرد؟ راستی چرا فرقه و رهبری آن در چنین مقاطعه ای هرگز موضع گیری روشن و شفافی ندارند؟
جنگ روانی بر علیه خانواده های اسرای در بند اشرف
برنامه ی شنبه 01/12/1388 تفسیر خبر آقای جمشید چالنگی از بخش فارسی صدای آمریکا با برخوردهای سطحی با استدلالهای لنگنده ی خانم سخنگوی مجاهدین در قرارگاه اشرف , چهره ی طرفدارانه و غیر ژورنالیستی از خود نشان داد و تصویر ذهنی ناخوشآیندی از خود برجا گذاشت. این مجری محترم همواره ادعا دارد که حاضر است با تامین هزینه ی ماهواره , به مخاطب غایب زیر انتقاد , این مکان را بدهد که از خود دفاع نمایند. من بعنوان یک عضو خانواده ای که 2 تن از عزیزانم را بگونه ای فجیع در مناسبات مجاهدین از دست داده ام از آقای چالنگی درخواست دارم که از این حقی که برای همه قائل است محرومم نسازد!
رجوی دست به دامان چهارشنبه سوری
رجوی در کنج خلوت گاه خودش به دور از خلق و جامعه تحلیل های رنگارنگی داشته است که هر کدام در جا و نوع خودش بی نظیر!! بوده است و در یک کلام می توان گفت که تحلیل های رجوی غالبا بر روی اما و اگرها است که تا کنون نیز باعث مرگ هزاران نفر از اعضای فرقه و مردم ایران شده است. او یک روز در جنگ ایران و عراق تحلیل می کرد اگر حکومت ایران با عراق صلح کند کارش تمام است و سرنگون خواهد شد و چنین نشد. یک روز مسئله اغتشاشات بعد از انتخابات را دامن زدند که بله کار حکومت ایران تمام است و حتی این قدر حول شدند که مریم قجر پا به صحنه گذاشته و تاریخ برای سرنگونی حکومت ایران می دهد!!!
جعل و تحریف حکم محکومیت”ایوبونه” توسط مجاهدین
در این حکم تاریخی انتشار مجدد چنین کتابهایی تکرار جرم محسوب شده و رئیس دادگاه به محکومین (ایوبونه و کریستف بارژ) هشدار داده است که در صورت تکرار موارد مشابه محکومیت های سنگین تری را برای آنان در پی خواهد داشت. اما سازمان مجاهدین و رهبری آن که در”اورسوراواز” مستقر است،با جعل و تحریف بیسابقه حکم دادگاه و انتشار آن در سایت های رسمی خود مدعی شده اند که”ایوبونه” و ناشر کتاب تبرئه شده و شاکیان محکوم شناخته شده اند.