دینامیزم اختناق و مجاهدین
در سازمان با گذشت اولین روز می بینید به شما اعتماد ندارند و همیشه روی شما شک است – رهبری خود تمام تصمیمات را می گیرد و فقط از شما انتقاد میشود و در مقابل هر روز شما را به انواع مختلف میکوبند و پس از مدتی میگویند که این 69 تا قانون است و هر روز بر تعداد انها اضافه خواهد شد.
مجاهدین، مایه شرمساری
فراموش نکرده ایم که روزگاری هیتلر در اروپا قدرت را در دست داشت اما به زباله دان تاریخ رفت. به طوری که امروز کسی از وی صحبت نمی کند حتی مجسمه وی را هم در موزه میشکنند. در ایران نیز کسی از رجوی و دارو دسته اش صحبت نمی کند اگر چه انها در گذشته به دروغ خود را حامی محرومان می دانستند و به دروغ خود را مبارز و انقلابی مینمودند.
دروغهای مریم رجوی ناشی از شکست مجاهدین
مریم رجوی مأیوسانه دروغهایی را دربارهی وضعیت مجاهدین و جامعهی ایران سرهمبندی میکند که بهنظر میرسد خودش هم امیدی به باور آن از سوی اروپاییها ندارد و صرفاً ادای تکلیف تشکیلاتی است برای نقطهی پایان گذاشتن بر یک امید واهی دیگر که رهبری عقبماندهی مجاهدین گمان میبرد از آن طریق میتواند راه نجاتی برای خود دست و پا کند.
مجاهدین در اوج حقارت و خودباختگی
اگر نگاهی به وضعیت کنونی فرقه تروریستی مجاهدین خلق بیندازیم به راحتی خواهیم فهمید که این فرقه در اوج تزلزل، از هم پاشیده گی فکری و استراتژیکی و در منتها الیه خط خودباخته گی و خود فروشی دست و پای بی فایده میزند.
مجاهدین خلق، در پس پرده دروغگویی ها
بقای کمپ اشرف برای مسعود رجوی از این جهت اهمیتی حیاتی دارد که این تنها نقطه ای در جهان است که وی می تواند ایزولاسیون مطلق افراد از جامعه را که لازمه تاثیر روش های روانشناسانه و شستشوی مغزی در فرقه ها هست را داشته باشد.
جنجال آفرینی نیاز فرقه رجوی
خانواده ها در تلاش هستند تا دست کم یک ملاقات ساده با عزیزان خود داشته باشند. تعداد زیادی از این خانواده ها با تحمل مشقات زیاد و پذیرفتن رنج سفر و خطرات موجود در منطقه خود را بارها به درب این قرار گاه رسانده اند اما دریغ از یک دیدار ساده چند دقیقه ای و یا حتی یک مکالمه کوتاه تلفنی.
مدافعان حقوق بشر، فریب مجاهدین را نخورید
یکی دیگر از شانتاژها و دروغهای فرقه ی مجاهدین این بود که زمانی که ارتش آمریکا آنها را مجبور کرد بدون هیچ قید و شرط تسلیم شوند و رهبر فرقه از مخفیگاهش با ترس و لرز پیغام داده بود که: سلاحها را تحویل بدهید و خودش برای نجات سازمان دامن هم خواهد پوشید. این آقا همان کسی است که ادعای رهبری ضد امپریالیستی داشت
هیاهوی سازمان یافته مجاهدین
سازمان مجاهدین خلق قطعا ایرانی نیست، چون رهبری آن ایران و مردم آنرا به بیگانگان فروخت. این سازمان تنها تا زمانی که صدام بر اریکه قدرت بود عراقی و حتی بخشی از ارتش صدام حسین محسوب می شد، و حالا باید به فکر جایی برای گذران دوران بازنشستگی و نهایتا مرگ خویش باشد.
حقارتهای مجاهدین برای ماندن در عراق
از اقدامات مجاهدین تلاش برای اثبات ادعای دروغین خطر حضور ایران در عراق و نفوذ نظامی و شبه نظامی ایران در عراق است. البته این تلاش با واکنش سرد مقامات سیاسی و سران عشایر عراق موجه شده است به گونهای که همزمان تظاهرات و اعتراضهای گستردهای علیه حضور مجاهدین در عراق را به دنبال داشته است و مردم شهرهای مختلف عراق از جمله مردم شهر خالص در استان دیالی تاکنون در چندین نوبت نسبت به حضور مجاهدین در عراق و سیاستهای تفرقه افکنانه آنها دست به راهپیمایی زدهاند.
راه حل فرخ نگهدار و فحاشی مجاهدین
انتظار می رفت که مجاهدین نسبت به”راه حل سوم”- آقای نگهدار،با روشی عاقلانه و منطقی تعمق کرده و از آن بهره ببرند.اما برای اجتناب از هر گونه رویارویی فکری مستقیم،با به صحنه فرستادن”بارکش غول بیابان- کریم قصیم”، نشان دادند که سکسکه فروخورده را باید از حلقوم سیاسی نمای- فحاشی دیگر، بیرون بریزند!
هنرمندان بازیچه دست مجاهدین
بعد از سال 1373 سازمان سیاست خود را عوض کرد و راه افتاد دنبال هنرمندان تا آنها را جذب خود کند زیرا برای ارائه یک چهری مردم نما و برای اینکه خود را جریانی مردمی جلوه دهد به چهره های سرشناش منجمله هنرمندان نیاز داشت.
مجاهدین و اسلام بردبار و ضد بنیادگرائی
مجاهدین در تمامی طول موجودیتشان درخانه های تیمی،قلعه ها، کمپ ها، دور از جامعه و مردم بوده اند. اعضایشان سه دهه است که در ایزوله میباشند و با مردم ایران و حتی نزدیکترین عضو خانواده اشان تماس نداشته اند.