آغاز یا پایان جنگ مسلحانه مجاهدین
حاصل جنگ مسلحانه و سی خرداد این شد که هزاران عمل تروریستی انجام پذیرد و هزاران بیگناه کشته شوند و همچنین اشرف تبدیل شود به گوانتاناموی اشرفیها البته از طرف سران سازمان. یعنی گذر زمان جز بی آبرویی برای سران مجاهدین و رهبری آن چیز دیگری بر جای نگذاشته به صورتی که دشمنان ایران و ایرانی نیز آنها را جزو فرقه های تروریستی قلمداد می کنند
در سی خرداد ۱۳۹۰، رجوی همچنان می گوید مرغ یک پا دارد
آنان هم اکنون با اشتباهی که در 30 خرداد سال 1360 مرتکب آن شده و هیچگاه قیمت اعتراف به اشتباه را نیز نپرداختند، هم اکنون نه راه پیش و نه راه پس برایشان باقی مانده است و با وقاحت و بی شرمی تمام، همچنان ناچارند تنها و تنها به خاطر حفظ جان و غرور رهبران سازمان، راه رفته را همچنان به پیش بروند و آنچه که اشتباه و خیانت 30 خرداد سال 1360 شمرده می شود و همه جهانیان به جز اندکی لابی های جنگ طلب و زرادخانه ها و دلاربگیران، صحت و سقمش را قبول دارند.
۳۰ خرداد ۶۰، آغاز مبارزه مسلحانه و تروریسم کور
رهبری این سازمان که خود را محور عالم و همه کاره این تشکیلات می داند در نگاه محافل سیاسی دنیا جایگاهی برای ابراز نظر ندارد زیرا تروریسم را تبلیغ و ترویج می دهد. تشکل های سیاسی دنیا امروز بر گفتمان سیاسی و مبارزه صحیح اعتقاد دارند و تاکید می کنند اندیشه ی تروریستی مجاهدین خطرناک است. اما مسعود رجوی با ادعای آگاهی سیاسی فقط به یک راه نادرست و طرد شده پافشاری می کند و از درک مسائل روز دنیا عاجز است
مرگ مشکوک مهدی افتخاری
افتخاری که در تابستان سال 1360 فرماندهی عملیات خروج بنی صدر و مسعود رجوی از ایران را برعهده داشت، بعد از فعالیت های مختلف نظامی و امنیتی در ارتش آزادیبخش رجوی بدلیل مخالفت آشکار با نقش دیکتاتوری و رهبری مطلقه رجوی به پائین ترین رده سازمانی یعنی هوادار سقوط کرد و بدستور مستقیم رجوی به آشپزخانه و باغبانی در اشرف گمارده شد. با وجود همه تحقیرها و فشارها مهدی در مقابل مسعود رجوی ایستاد و تسلیم انقلاب ایدئولوژیک وی نشد. بعد از انقلاب ایدئولوژیک رجوی نشستی نبود که رجوی مهدی را بلند نکند و مورد استهزا و تحقیر قرار ندهد.
سخنی با مریم رجوی رئیس جمهور شورای ملی مقاومت
به نظر بنده که 25 سال از عمرم را در تشکیلات شما سپری کرده ام اینگونه مارک زدن وضرب و شتم منتقدین از طرف هر کس و هر شخصیتی باشد نشاندهنده پاسخگو نبودن و فرار از رویا رویی با واقعیتهاست بخصوص اگر این انتقادات و ایرادات به شخص رهبراین سازمان باشد. همانطور که خودتان کاملا به آن آگاه هستید در درون سازمان شما اساسا انتقاد و بیان اشکالات فقط مربوط به بدنه و اعضای ساده بوده و هست یعنی دردرون سازمان شما هیچکس مجاز نبود و نیست که به لایه رهبری یعنی شورای رهبری و راهبران عقیدتی سازمان یعنی شما و آقای مسعود رجوی هیچگونه انتقادی بکند
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای؟ – قسمت پنجم
اساسا در تمامی گروههای فرقه ای رهبر مایل است که قدرت مطلق باشد.او هرگز نمیپذیرد که کسی باصطلاح موی دماغش باشد یا بخواهد حتی در کنارش بنشیند. در سازمان مجاهدین هم اینچنین بود. بارها از مریم شنیده بودم که میگفت: مسعود فقط بخدا پاسخگوست! و ادامه میداد که او به نقطه ای از کمال و نزدیکی بخدا رسیده که میتوان او را جانشین خدا بروی زمین بدانیم. او بمانند ائمه، معصوم و پاک است و هرکس شکی باو بکند پنداری به حقانیت خدا شک کرده است!
چرا سران مجاهدین اعضا را رها نمی کنند؟
با گذشت بیش از هشت سال از سرنگونی دیکتاتور عراق، صدام حسین، سران سازمان مجاهدین خلق کماکان اصرار بر حضور در اشرف دارند و اعضا را با زور و فشار در این قرارگاه نگه می دارند. آن ها با ساکنان قرارگاه اشرف همچون گروگانانی برخورد می کنند که اجازه ندارند با خانواده های متحصن خود در مقابل درب اشرف هرگونه تماس و دیداری داشته باشند چه رسد به خانواده هایی که در آن سوی مرز عراق در ایران چشم انتظار فرزندانشان هستند.
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای – قسمت چهارم
نوک پیکان حمله فرقه ها بروی خصوصیات انسانی افرادیست که جذب آنان شده اند. آنان در طول زمان و بآهستگی با شیوه و شگردهای مختلف، با آموزشهای گوناگون سعی برآن داشتند که هر آنچه در دنیای عادی ارزش و محترم است را در ذهن نیروی خود به ضد ارزش تبدیل نمایند! مغز شویی بمانند ساختن یک ساختمان است. بایستی هر روز با کار مستمر آجر به آجر روی هم نهاد تا نهایتا به یک ساختمان رسید. در سازمان مجاهدین و بقول رجوی که همیشه یاد آوری میکرد: اصلی ترین کار مسئولین ما کار ایدئولوژیک که اسم مستعار آن مغز شویی بود است.
خواهان محاکمه رجویهای مزدور هستیم – قسمت پنجم
ما خانواده ها نبایستی تحت تاثیر شگردهای رجوی قرار بگیریم و نسبت به موضوع نجات بچه ها بی تفاوت شویم حتی اگر با القائات رجوی خواهر من، امثال ما خانواده ها را مزدور بخواند برای من اهمیتی ندارد ما با تمام توان مان برای نجات او و سایرین تلاش خواهیم کرد آنها حتی یک لحظه نباید بینند که ما خانواده ها در پشت حصار قلعه اشرف نیستیم آنها حتی شاید یک لحظه به خود بیایند و به ما فکر کنند آن وقت حضور ما نقش خودش را ایفا می کند آنها نباید فکر کنند که ما خسته شدیم و در آنجا نیستیم.
اسارتگاه اشرف صدای سرکوب آزادی یا قبرستان زندگان
.. عملکرد مسعود و مریم رجوی است که خود، آگاه هستند که به دلیل عملکرد غیر صحیح و غیر اصولی همه پل های پشت سر خود و فرقه خود را خراب کرده اند و جایی و روزنه ی امیدی برای خود در منطقه باقی نگذاشته اند، پس بنابراین به دنبال ادامه راه و استراتژی غیر اصولی خود سعی شان بر این خواهد بود که با تهدید مقامات حقوق بشری به خودکشی و یا خودسوزی قضیه را هرچه پیچیده تر کنند. مسئول اصلی این فاجعه های انسانی خود مسعود و مریم رجوی می باشند که با در تنگنا قرار دادن نفرات نگون بخت و مرده های متحرک، خود مهیا کننده این شرایط می باشند. لذا تمامی نهادهای بین المللی و حقوق بشری و صلیب سرخ درعراق که در این رابطه فعال هستند باید…
مصاحبه با غلامرضا نوربخش ازاعضای جدا شده در رابطه با قربانیان ۱۹ فروردین
آقای غلامرضا نوربخش ازاعضای بازگشتی فرقه رجوی در یک مصاحبه با انجمن نجات شاخه خوزستان شرکت نمود. وی گفت: رجوی و دیگرمسئولین فرقه رجوی علیرغم اینکه درطی این 8 سال فرصت کافی برای انتقال اعضای تحت اسارت در پادگان اشرف را داشتند ولی به دلیل اینکه در نظر دارند که از خون این اعضا استفاده تبلیغاتی کنند هیچگونه اقدامی انجام ندادند و با تحریک این اعضا آنها را قربانی کردند.
مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت پنجم
فرقه مجاهدین فرقه ای است که فریب کاری و دغل کاری از جمله راه کارهایی است که برای رسیدن به اهداف خود انجام می دهند و انسانها را فریب داده و از آنها سواستفاده می کنند از مثال ساده ای شروع می کنم که رهبر فرقه همان جانشین و بهتر بگویم مریم فریبکار که مسعود را (خدا) معرفی می کند و خودش را انسان رها شده از طریق طلاق و ازدواج با مسعود، که این طلاق او را غسل داده است و رها شده است.