هراس رجوی از نفوذیها و انشقاق درونی
وضعیت داخلی اردوگاههای مجاهدین به گونه ای است که با وجود سانسور شدید اخبار و اختناق حاکم بر آن، برخی اخبار از جمله خبر فرار نیروها از اردوگاه و یا موضع گیری افراد جداشده و نقدهای آنان، هر چند دیر و ناقص اما به هر حال به نیروها می رسد که باعث شکل گیری” محفل” شده و به شدت حساسیت کنترل کنندگان مجاهدین را برانگیخته است.
فساد اخلاقی گسترده و مشکلات روحی مجاهدین در پاریس
اسرای ذهنی فرقه تروریستی مجاهدین محصور در این مقر، اکثراً به دلیل انواع فشارهای روحی و روانی و جسمی وارد شده بر روی آنان توسط مسئولین ارشد فرقه، دارای اختلال روحی و روانی بوده و نیاز فوری به مراقبتهای روانکاوانه دارند، به گونهای که باید مدت زیادی تحت کنترل و مراقبت روان پزشکان قرار بگیرند. افرادی در درون این پادگان قرار دارند که سالهاست از این مکان بیرون نرفته و به نوعی در این پادگان زندانی هستند.
به بهانه نام وخاطره مدافعان میهن در به شکست کشاندن حمله صدام _ رجوی
حمله جنایتکارانه ومحکوم به شکست فروغ اما باعث کشته شدن تعدادی از مدافعان میهن نیز گردید _طبق آمارهای رسمی 350 نفر دراین عملیات تدافعی جان باختند _ دراینجا جا دارد از این دلاور مردان یادی کرد که با رشادت وجانبازی خود حمله مشترک صدام _ رجوی رابا شکست کامل مواجه کرده وپوزه صدام _ رجوی را به خاک بمالند
گواهی به یک حقیقت در رابطه با مجاهدین
رهبران گروههای فرقه ای ازخود تصویری در اذهان کادرهایشان بوجود می آورند که گویی جهان بخاطر آنان خلق شده و آنانند که پاسخ تمام سوالات تاریخ هستند و از اینرو از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند! در سازمان فرقه ای مجاهدین هم حقیقتا همینطور بود. یعنی در عمیقترین لایه های ذهن نیروها این بود که این مسعود و مریم هستند که از لحاظ صداقت و پاکی در منتهای تکامل قرار دارند و بهمین دلیل بایستی بمانند خداوند همیشه و در همه حال آنان راحاضر و ناظر عملکردهای خود داشته باشند.
رجوی های خونریز کماکان راه را بر خروج مسالمت آمیز اسیران از اشرف می بندند
رجوی ها هرگز خواهان حل مسالمت آمیز مسئله اسیران اشرف نبوده و نیستند و حتی حالا که بهانه از دست شان گرفته شده و نیروهای غیر عراقی همچون دولت آمریکا و صلیب سرخ جهانی هم وارد موضوع شده اند باز با تمام توان دنبال کارشکنی بوده و جلوی هر راه حلی ایستاده اند و قصد دارند به هر قیمت اسیران اشرف را به کشتن بدهند.
نماز بدون عکس سرکرده مجاهدین باطل است!
طبق بخشنامه درون فرقهای که از 25 سال پیش تا به امروز در فرقه رجوی ادامه دارد، اعضای این فرقه باید در مکانی نماز بخوانند که عکسهای متعددی از سرکرده این فرقه نصب شده باشد.بنا بر اظهارات یکی از اعضای هیئت اجرایی مجاهدین به نام حسین ربوبی، با انتخاب وی به عنوان مسئول پایگاه تروریستی مجاهدین در پاکستان، او بلافاصله پس از حضور در این کشور، مأمور شد تا نسبت به پیاده سازی دستور رجوی مبنی بر الصاق عکس سرکرده مجاهدین در نمازخانهها و مکانهایی که اعضای این فرقه نماز میخوانند، اقدام کند.
مرگ مهدی افتخاری و ریاکاری مریم رجوی – قسمت دوم
خانم مریم رجوی شما نباید یادتان رفته باشد که وقتی اخبار آزار، اذیت و شکنجه نیروها و اعضای مجاهدین در داخل قرارگاههای مجاهدین و به خصوص اشرف به بیرون درز کرد شما از قول افرادی مثل مهدی افتخاری و علی شکری (معروف به علی باقری) و… که همیشه در نشست ها سوِژه بودند و مورد دشنام های رکیک و هتاکی های ناجوانمردانه قرار می گرفتند، در تکذیب افشاگری جدا شدگان به دروغ اطلاعیه صادر کردید
پدیده مغز شویی و تلقینات مذهبی در فرقه رجوی – قسمت اول
سازمان مجاهدین خلق از سال 1364 بحث های موسوم به تحول جدید ایدئولوژیکی یا انقلاب ایدئولوژیک (Ideological mutation) را در سازمان و در مناسبات درونی خود آغاز کرد که این تحول ایدئولوژیک با طلاق خانم مریم عضدانلو ازآقای مهدی ابریشمچی و ازدواج او با مسعود رجوی شروع گشت و این ازدواج موجی از تغییرات اساسی و بنیادی را در سازمان بهمراه داشت که طی آن تمامی ساختارهای فرماندهی و بنیادی سازمان منحل شد
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای – قسمت هفتم
با بوجود آوردن بند همردیفی یکی را بعنوان همردیف مسئول اول معرفی کردند و صدها تن از زنان را هم بعنوان اعضاء شورای رهبری. تمام اینکارها و تمام این مانورها هم از این بابت بود که خودشان را از صحنه خطر بدور کنند. دوباره با خرج کردن از جان عزیزان مردم و دوباره با جلو انداختن فرزندان مردم ایران و به کشتن دادن آنها سعی بر حفظ خود داشتند. اکنون که به کارنامه سراسر خیانت و دروغ رجوی نگاه میکنیم بخوبی اینرا میبینیم که ایشان چیزی جز تباهی و سیاهی در چنته ندارد
مهدی افتخاری (فرمانده فتح الله) که بود و چه شد؟
فرمانده فتح الله یکی از زندانیان سیاسی زمان شاه بود که هم بند رجوی بود، رجوی با چند نفری که هم بند بود یا آنها را در عملیات ها به کشتن داد و یا در قرار گاه حبس نمود تا بتواند خود را قهرمان زندان کند و به بقیه نیروها بگوید که فقط من بودم که در زندان این گروه را رهبری کردم حتی ازهمبندی های موجودش در نشست های درونی استفاده می کرد و تلاش می کرد آنها را به ماموریت بفرستد تا آنها احساس نکنند که در آینده حذف فیزیکی می شوند، یکی از آن قربانیان فرمانده فتح الله بود.
نظرشما راجع به رجوی چیه؟
جناب رجوی در بین نیروها و کادرهای سازمان از خودش یک (پسرشجاعی) ساخته که پنداری آخر شهامت و فداکاریه! درصورتیکه اگر به کارنامه ایشان از روز نخست بنگریم نیک میبینیم که ایشان از همان اول هم هیچ مالی نبوده و همواره یکجورهایی سر و گوشش هم می جنبیده که البته ناگفته نماند ایشان فوق تخصص دم به تله ندادن و دست زدن به هر کاری برای بدر بردن خود از زیر تیغ را دارد! قبول ندارید عرض میکنم.
خاری درچشم رجوی
نقطه اختلاف مهدی افتخاری با مسعود رجوی ازبحث انقلاب ایدئولوژیک وطلاق شروع شد وبعد ازشکست درعملیات مرصاد که تعداد زیادی ازاعضای سازمان کشته و زخمی و یا اسیر شدند به نقطه اوج خود رسید. بعد ازعملیات مرصاد تمامی اعضای سازمان دراوج تعجب دیدند که وی دیگر درموضع مسئول فرماندهی نیست وبه رده H تیمی یک هوادارمعمولی تنزل پیدا کرده بود رجوی برای درهم شکستن مقاومت وعزم جزم مهدی افتخاری اورا درپایین ترین مواضع، ازجمله باغبانی گمارد.