خانم قجر بالاخره در کدام مرحله سرنگونی قرار داریم؟

مریم رجوی در مصاحبه با روزنامه المصری الیوم به مسائلی اشاره کرده که دقیقا ترس سران فرقه از فروپاشی اشرف را نشان می دهد و سعی دارد با گنده گویی و دروغ بافی روی وحشت فزاینده خود در مورد جمع شدن اشرف را بپوشاند.
وی در یک گنده گویی مفتضحانه سعی کرد باز هم اشرف را بالا برده و عنوان کند که حکومت ایران از ترس سرنگونی حمله به اشرف را نیاز داشت چون اگر این اتفاق نمی افتاد حتما سرنگونی حکومت ایران نزدیکتر بود باید به این زن دروغگو گفت تو به همراه شوهران فراریت از سال 60 است که عنوان می کنید که حکومت ایران خیلی زود سرنگون می شود و آن موقع هم که اشرفی در کار نبوده است این پیش دستی کردن نشان از اوج گزش شما از فروپاشی اشرف را نشان می دهد.
وی در ادامه عنوان می کند که آغازگر این حمله نیروهای عراقی بودند ولی وی به روی نامبارک خود نمی آورد که این اعضای ناآگاه وی بودند که به دستور مسئولین فرقه به نیروهای عراقی حمله کردند مسئولین فرقه نیروهای خود را قبلا توجیه کرده بودند که با نیروهای آمریکایی و عراقی هماهنگ شده و آنان به شما شلیک نمی کنند و اگر هم شلیک کنند حتما با گلوله های مشقی خواهد بود اگر اینگونه بود پس چرا هیچ کدام از مسئولین سازمان در این درگیری حضور نداشتند آنان می دانستند که این دروغی بیش نبوده و به همین خاطر نیاز به این خونها داشتند تا بتوانند به مانند همیشه از خونهای آنها سوء استفاده کنند البته پایه این گونه تحلیل های به غایت غلط نیز قبلا دیده شده بود که رجوی فریبکار در نشست توجیه ای قبل از حمله آمریکا به عراق در سال 82 عنوان کرده بود که ما مشخصات قرارگاه های خودمان را به غرب داده و آنها به ما حمله نمی کنند ولی بعدا دیدیم که چگونه مورد حمله قرار گرفته و چند نفر هم کشته شدند.
مریم در جای دیگری از این مصاحبه عنوان می کند که حکومت ایران در مرحله آخر سرنگونی قرار دارد. بالاخره کدام حرف این عفریته را باید باور کرد استارت خوردن سرنگونی یا دیدن دکل سرنگونی و یا مرحله پایانی سرنگونی اکنون باید گفت تا کی می توانید با این دروغ ها دیگران را فریب دهید این حرف برای هزارمین بار مورد استفاده قرار گرفته است که به طور نمونه می توان به مصاحبه وی با روزنامه ایتالیایی در بهمن سال 88 اشاره کرد که وی مدعی بود که حکومت ایران تا سال 89 سرنگون خواهد شد و هزاران دروغ دیگر که این گونه دروغ بافی دیگر برای کسی خریداری ندارد.
در این رابطه باید گفت وی وقتی این حرفها را نشخوار می کند که شاید بتواند باز هم اعضای فرقه را در اشرف نگهدارد و بتواند از آنان در جهت امیال ضد انقلابی خودش سوء استفاده کند.
وی باز هم در جای دیگری از این مصاحبه که خبرنگار سئوال می کند که آیا با رژیم سابق مصر رابطه ای داشتید منکر می شود ولی باید از وی سئوال کرد تا شما رابطه را چه بنامید وقتی در مقابل بمباران و محاصره ظالمانه مردم غزه دم بر نمی آورید و سکوت می کنید نشانه تایید حکومت رژیم سابق مصر نیست؟ شما وقتی در اطلاعیه های خود از بعضی چهره های ساختگی مصر که از شما حمایت می کنند در بوق و کرنا کرده و به نام مردم مصر که به حمایت از اشرف موضع گیری کردند حرف می زنید ولی چطور در مقابل کشتار مردم فلسطین سکوت کرده که مبادا سران دول غربی و صهیونیست ها از دست شما ناراضی شده و کمک های خود را به شما قطع کنند.
مریم در ادامه این مصاحبه از بهار قیام های منطقه نام می برد و فکر می کند که با شکستن کاسه ای جهان به کام کاسه لیسان شود ولی چه سود که این فرقه شیطانی همیشه به دنبال این بوده که اتفاقات منطقه را به نام خود و پیروزی بزرگی برای خود بنامد در اینجا باید عنوان کرد که چطور شما از بهار قیامهای منطقه نام می برید ولی در مقابل کشتار مردم بحرین به دست حکومت و سران آل سعود دم بر نمی آورید و انگار اتفاقی نیافتاده است دقیقا این نشان از ماهیت ایدئولوژی رجوی دارد که سعی می کند که با کاسه لیسی برای غرب بتواند گردابی که اکنون فرقه در آن گرفتار شده است را نجات دهد.
خنده دارترین قسمت این مصاحبه وقتی است که مریم دم از برابری زن و مرد می زند بهتر است به این فریبکار گفت آیا واقعا این برابری در اشرف و مناسبات سازمان وجود دارد؟ مگر شما نبودید که عنوان کردید زنان به خاطر اینکه سالیان مورد استثمار مضاعف قرار گرفتند باید اکنون هژمونی را به دست بگیرند و بعد از این تز بود که حتی مردان حق نشستن در کنار زنان را نداشتند و همه چیز در اشرف جدا سازی شد و نهایتا به رقص رهایی در حضور مسعود ختم شد.
در مورد این شیوه دجالگرانه مریم حرف های زیادی گفته و نوشته شده ولی جهت یادآوری باید گفت بازی با کلمات و دم زدن از دمکراسی نشانه ترقی خواهی نیست و دیگر نمی توان کسی را فریب دارد.
در ضمن باید به این نکته اشاره کرد که در پایان این مصاحبه برای مریم سابقه سازی کرده و عنوان می کند که وی یکی از عاملین اصلی راه اندازی تظاهرات سی خرداد سال 60 بوده است و بعدا به خاطر صلاحیت و کار آمدی به رهبری سازمان رسیده است در حالی که همه می دانند وی در دفتر مسعود کار می کرده به خاطر مسائل دیگری که وجود داشته وی توانسته این صلاحیت!!! را به دست بیاورد و به نقطه رهبری رسیده و اکنون سرنگونی را نشخوار می کند و به همین دلیل وی بعد از رسیدن به قدرت افسار پاره کرده و عقده های حیوانی خودش را در مورد مردان به اجرا گذاشت.
آری تعریف و تمجید از زنی که عامل کشتار و به کشتن دادن اعضای خود می باشد با تعریف و تمجید از آن نمی توان پرونده وی را سفید نشان داد وی اکنون به نقطه ای از دجالیت رسیده است که حاضر شده برای رسیدن به قدرت در مقابل سران غرب تن به هر کاری بدهد و نشخوار کردن اینکه اکنون در مرحله سرنگونی و پایانی قرار گرفته ایم دروغ و فریبی بیش نیست.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.