خانم مریم عضدانلو چرا فریب و دروغ؟
وقتی خانم مریم عضدانلو در مصاحبه ها و کنفرانس های مطبوعاتی از حقوق زنان و نقض حقوق بشر حرف میزند به یاد دوران موسوم به چک امنیتی در قرارگاه اشرف می افتم که بیش از پانصد نفر از اعضای با سابقه ی مجاهدین صرفا به جهت اعتراض و انتقاد از خط مشی و مناسبات درون تشکیلاتی دارودسته رجوی تحت شدیدترین شکنجه های قرون وسطایی قرار گرفتند و تعدادی در زیر شکنجه بازجویان بیرحم زندان مخوف اشرف جان باختند
سران مجاهدین از چه می هراسند؟
مریم رجوی، که نتیجه دیدار خانواده ها در قرارگاه اشرف را دیده بود، از دیدارهای بیشتر وحشت دارد. او به خوبی می داند که دیدارهای خانوادگی عواطف و احساسات را در دل ساکنان در بند اشرف زنده می کند و سئوال هایی تازه را در اذهان آن ها به وجود می آورد و این که چرا آن ها در چنان شرایطی در سازمان هستند.دیدارهای خانواده ها بارقه ای در دل های ساکنان اشرف روشن می کند که باعث فاصله گرفتن آن ها از فضای فرقه می شود و این همان چیزی است که سران فرقه از آن هراس دارند.
فرقه رجوی و رهبر بازنشسته و در حاشیه
مسعود رجوی خدای فرقه در چهارراه ایدئولوژیک از چراغ قرمزهای خود ساخته عبور می کند و پاسخگوی اعتراض و انتقاد این و آن نبوده و نیست! کسی نیست از مسعود رجوی بپرسد کجایی؟ چکار می کنی؟ چرا از سوراخ انقلابی که به آن خزیدی بیرون نمی آیی؟ آیا خزیدن و خفتن شما از بازنشستگی به مراتب بدتر نیست؟ پس غیر مجاهد بودن خود را باور کن، فریبکاری، عوامفریبی، سرخلق خدا کلاه گذاشتن حد و مرزی دارد
مجاهدین باید از گذشته درس گرفته و به حال و آینده فکر کند
باند رجوی این روز ها شیپور انتخابات عراق را به صدا درآورده طوری که قبل از سفر معاون رئیس جمهور آمریکا به عراق نتیجه ها در فرقه مشخص شده که در عراق نقش دولت مردان آمریکا تعیین کننده است. این روز ها رجوی کم حافظه شده است طوری که نشست های تشکیلاتی و ایدئولوژی و سیاسی قبلی خودش را هم به یاد نمی آورد.
تمکین و مدیحه سرایی، شاخص اول و آخر رجوی
می خواهیم به یک مورد قابل تاکید و اشاره از سوی رجوی و در همین پیام 30 دیماه اشاره کنیم که در نوع خود می تواند مصداق و ملاک خوبی باشد برای اثبات اینکه آقای رجوی اساسا کاری به این ندارند که منتقدین او چه کسانی هستند و از چه موضعی با او مخالفت می کنند، بلکه برای ایشان تنها ملاک و معیار فقط تمکین به او است
نامه ای برای سمیه محمدی
سمیه جان! آقای مسعود رجوی خیلی بیرحم و قدرت طلب است و برای بدست اوردن نیرو و سپس کنترل آن به روش های مغزشویی روی آورده است و دست به هر جنایتی می زند. حتما یادت هست که در سه ماه قبل مسعود رجوی دستور داده بود که بچه ها در جلوی خودروهای عراقی دراز بکشند تا توسط نیروهای امنیتی عراق عکس العمل ایجاد شود تا احساسات شما تحریک شود.
وحشت سران مجاهدین از دیدار خانواده ها با بستگانشان در اشرف
واقعیت این است سران بیرحم و تروریست مجاهدین هر گونه ارتباط افراد تحت سیطره در اشرف با اعضای خانواده هایشان را فاکتور مهم و تاثیر گذاری در روشنگری کادرهای تشکیلاتی بی خبر از تحولات دنیا، می پندارند و اطمینان دارند تماس و یا ارتباط خانوادگی منجر به ریزش روز افزون نیروهای تحت اسارت در اشرف خواهد شد و بر این اساس دیدارهای خانوادگی را بر نمی تابند.
اجازه ملاقات نمی دهند
فرقه رجوی بارها به نیروها گفته اند که ما خواهان ملاقات خانواده ها هستیم ولی وقتی که خانواده ها به ملاقات می روند , اجازه ملاقات نمی دهد چرا چون ترس دارد که نیروهای موجود از دنیای خارج از اشرف آگاه گردند و از طرف دیگر خانواده ها از وضعیت موجود با خبر شوند. مگر رجوی و مریم نمی گویند این نیروها قسم خورده اند که حکومت ایران را سرنگون کنند , اگر راست می گویند نیروها را آزاد بگذارند تا با خانواده هایشان در هر محلی ملاقات کنند.
ترس و هراس مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو از ملاقات خانواده ها
اینبار هم مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو از دیدار خانواده ها جلو گیری کردند و داغ دیدار خانواده ها با عزیزانشان را به دلشان نشاندند بار دیگر مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو در اردوگاه عراق جدید با دستوراتی که از اوور پاریس می گیرند به اسارت نگه داشتن اسیران فرقه پا فشاری کردند و با این عمل وحشیانه خود نشان دادند که دم از حقوق بشر زدن ؛ فریاد حقوق ساکنان اردوگاه اشرف از طرف مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو به جزء فریب و نیرنگ چیز دیگری نبوده و نیست
منطق رجوی: هر کس با من نیست علیه من است
رجوی با ممانعت از دیدار اسیران فرقه با خانواده هایشان باز هم برگ دیگری از فرقه گرایی و اندیشه فرقه ای را رو کرد. کاری که حتی در مخوف ترین زندان ها نیز کمتر دیده می شود.او نه تنها اجازه نداد اسیران گرفتار در اشرف از آن خارج شده و در بیرون از این زندان (حتی در فاصله چند ده یا چند صد متری از آن) با خانواده هایشان ملاقات کنند، بلکه با وقاحت تمام و طبق معمول همیشگی اش کلیه خانواده ها، دولت عراق، ارتش عراق، خبرنگاران و… را مزدور و دست نشانده وزارت اطلاعات و دولت ایران خواند.
گرد و خاک رجوی در ۲۲ بهمن
قسمتی از پیامت به بچه های اشرف نشان در ایران بود! آقای رجوی انگار با طولانی شدن زمان مبارزه یک تخته ات هم کم شده؟ آخر مرد ناحسابی بچه اشرف نشان در ایران کجا بود؟اصلا فکر میکنی چند درصد از جوانان ایرانی تا بحال اسم این اشرف پرآوازه شما به گوششان خورده است؟ البته ما به این قمپز درکردن های شما عادت داریم!
رجوی! قبلا به شاهزاده فحش میدادی چه شده که الان دم تکان می دهی؟
آقای مسعود رجوی شما خسته و درمانده از بحران و بن بست هایی که شما را از پای درآورده. چشم امید به سبزهای ایران داشتید و منتظربودید تغاری بشکند و ماستی بریزد تا جهان و ایران به کام کاسه لیسانی چون شما شیرین شود. با دقت تمام مسائل داخلی ایران بویژه انتخابات گذشته را دنبال می کردید، و آن را شقه رژیم می نامیدید، همچون بیمار محتضری که چند ساعتی به موت و مرگش نمانده به فکر ازدواج وعروسی افتاده،