چرا رجوی حاضر به کنده شدن از اشرف نیست
بهترین جا برای این که رجوی بتواند اعمال قدرت کرده و قدرت طلبی خود را پیاده کند ایجاد یک فرقه و سکت جدا از مردم و جامعه است. در همین راستا اگر به مناسبات افراد فرقه حتی در خارج از عراق هم توجه کنید متوجه می شوید که آنها با نفرات خاصی در ارتباط بوده و محدودیت های سنگینی در ایجاد ارتباط با افراد خارج فرقه داشته و به ندرت و آن هم تحت شرایط خاص به آنها اجازه داده می شود که شبی را خارج از خانه های مشخصی که متعلق به فرقه است بگذرانند.
مریم قجر عضدانلو از عقیم کردن زنان قرارگاه اشرف لذت می برد
مریم قجر عضدانلو دقیقا لبه تیز سرکوب و ستمش را متوجه زنهای اسیر در فرقه کرده است و در این رابطه مرزهای توحش را پشت سر گذاشته و اصلا او را به نظر من با انقلاب خودش با سر کوب و نسل کشی وکشتار تحمیل میکند به همین دلیل برای بقای انقلابش ناگزیر است که انسانها را از اصل خودشان که آزادی است جدا کند و هر نوع آزادی در انسانها را از بین میبرد او حتی به تئوریزه کردن این موضوع پرداخته و معتقد است که ذات انسان از شر و فساد است و لاجرم نسل کشی رحمت است او به همین دلیل سر کوب و تحقیر میکند
دروغ های گوبلزی رجوی
. رجوی با چنین دستگاهی به سهولت دروغ می گوید، واقعیات را وارونه جلوه می دهد و حقایق را تحریف می کند. این رویکرد سوای زیرپاگذاشتن مولفه ها و معیارهای دینی، چهره رجوی را فارغ از ادعاهای دینی حتی در حوزه مناسبات معمول و عرفی و اجتماعی نیز با چالش های جدی مواجه کرده است. تا جایی که حتی آمریکایی ها در بیانیه های مختلفی که تا کنون درباره مجاهدین منتشر کرده اند، از ابزار دروغگویی و تحریف به عنوان یکی از مولفه های پایدار و تکرارشونده رجوی و مجاهدین یاد می کنند.
خون شهیدان و رنج اسیران گره میخورد به 200 ملیون دلار
مسعود رجوی قبل از حمله آمریکا به عراق در یک نشست عمومی که گردانده آن هم خودش بود بالای سن سالن نشست اربده میکشید و از اربابش صدام حسین تعریف میکرد و به آمریکا میگفت ببر کاغذی، آره روزگار نذاشت مسعود رجوی روی مواضع ضد امپریالیستی خودش بمونه خب نشد مسعود رجوی هم نموند
چرا رجوی اخبار رسانه های خود را تحریف می کند؟
وقتی رجوی بر خلاف این ادعاها، به این حداقل تن نمی دهد که این افراد در بیرون از اشرف با والدین های خود ملاقات کنند، چگونه می تواند مدعی مخیل کردن آنها به ماندن یا رفتن باشد. اگر چنانچه رجوی مدعی است اینها به عشق و علاقه و اراده خود در قرارگاه مانده، چرا باید بابت بیرون رفتن یکی دو ساعته آنها اینهمه نگران و دستپاچه شود که حتی نسبت آنها را انکار و به آنها اتهام بزند.
وضعیت پارادوکسیکال مجاهدین
وحشت و هراس از تفکر فرقه ای و تروریسم به همراه درک شرایط نخستین دموکراسی و معنای راستین آزادی در جوامع انسانی و عصر تحولات دموکراتیک به فراموشی سپرده نشده است، بدین خاطر شعارهای حقوق بشری مجاهدین و هیاهو وغوغاسالاری رهبران آن جدی گرفته نمی شوند زیرا که مجاهدین تاریخی ازخشونت و ترور را طی چهار دهه به تصویر کشیدند و مناسبات فاشیستی و بازدارنده ای را در قرارگاه اشرف پدید آورده اند
مسعود رجوی: چقدر می دهی مزدوری کنم
بعد از سرنگونی صدام، رجوی به فکر چاره جویی افتاد تا برای ارباب جدیدش خوش رقصی کند واین بار به جای دینار معامله تبدیل به دلار شد و به جای سید الرئیس، مستر جورج آمد. فرقه رجوی زود درعرض یک شب کانال عوض کرد و به تغییر چهره پرداخت وبه خط استراتژی رنگ و لعاب تازه دادند و با دلارهای دریافتی از مسترجورج مهمانی های لوکس ومفصلی برای آمریکایها ترتیب میدادند
درباره پیام های یک دیوانه!
رجوی در پیام اخیرش مطرح کرده بود که اگر بخواهیم اشرف را ترک کنیم دولت عراق بایستی دویست میلیون دلار به ما قرامت بپردازد و در پیامش گفته بود 23 سال حاصل رنج و تلاش رزم آوران آزادی است که اشرف به این نقطه رسیده است.بهتر بود می گفتید حاصل بیگاری کشیدن از زندانی هایی که با فریب آنها را به اشرف منتقل کردم و در گرمای طاقت فرسای عراق از کاشتن نهال های اُکالیپتوس گرفته تا رنگ آمیزی جدولها و ترمیم خیابانها و… اشرف به این نقطه رسیده.
خیال پردازی های رجوی ؛ رهبر عقیدتی مجاهدین
در جهان سیاست، پارامترهای گوناگونی در موفقیت یک سیاستمدار دخیل هستند. یکی از اساسی ترین عوامل در موفقیت سیاسی، واقع گرایی است. هر چه یک سیاستمدار پدیده های سیاسی را واقع بینانه تر ببیند، بهتر می تواند در موقعیت های سیاسی عمل کند. اما مسعود رجوی به عنوان رهبر عقیدتی سازمان مجاهدین، هرگز نگاهی واقع بینانه به عرصه سیاسی جهان و به ویژه ایران نداشته است و در نتیجه هرگز نتوانسته است اظهار نظر یا اقدامی منطقی درباره تحولات سیاسی جهان ارائه دهد.
شرط و شروط رجوی برای خروج از عراق
اینکه چرا آقای رجوی همزمان با قیمت گذاری روی قرارگاه اشرف به ارزش پولی و نقدی مقرهای شخصی خود از جمله پارسیان، سیمرغ، سعید محسن و باقرزاده در بغداد اشاره نمی کند، جای سوال است. آیا فراموش کردن این دارایی ها و املاک به این معنی است که رجوی نمی خواهد برای اعضاء و هواداران خود روشن کند در چه شرایطی زندگی می کرده یا اینکه بهتر از هر کس آگاه است، و نمی تواند در مورد این مقرها ادعای مالکیت کند.
ایدئولوژی مرگ در مجاهدین (نادر رفیعی نژاد شکنجه گر پادگان اشرف مرد)
برای رجوی مرگ اعضای مجاهدین در هر شکل و شمایل و موقعیتی از ارزش واحدی برخوردار است چه مجاهدی که معصوم و بی گناه باشد و چه مجاهدی که شکنجه گرو خائن به وطن و خانواده اش باشد تفاوتی ندارد. یکی از افرادی که بتازگی در کمپ اشرف پس از درگیری با نیروهای عراقی جهت جلوگیری از افشای اسرار زندانها و شکنجه گاههای رجوی ظاهرا در اثر اعتصاب غذا از دنیا رفته است نادر رفیعی نژاد است. برای رجوی مرگ او با نوع مرگ سایر مجاهدین چندان تفاوت نمی کند که در مدح و منقبت این شکنجه گر کمتر از دیگران مایه بگذارد.
پذیرش رجوی به خروج از عراق، عقب نشینی یا واقع بینی
رجوی می داند ترک عراق و رفتن به آمریکا یا کشورهای عضو اتحادیه اروپا یکسری تغییرات را الزام آور می کند و می داند شرط این جابجایی به صورت مبنایی آداپته شدن با شرایط تازه است. اینکه آیا پذیرش این تغییرات تاکتیکی یا به صورت ماهوی خواهد بود، چندان اهمیتی ندارد. اهمیت موضوع در وقوع این تغییرات ولو به صورت تاکتیکی است. چون در دراز مدت امکان هر گونه اتفاق از جمله استحاله یا ریزش کیفی و یا انشعاب های دورن تشکیلاتی و اتفاقات غیر قابل پیش بینی بسیار محتمل به نظر می رسد.