پنجشنبه, ۲۱ خرداد , ۱۴۰۵
دو هفته تلاش خستگی ناپذیر خانواده های استان مرکزی در عراق 21 خرداد 1391

دو هفته تلاش خستگی ناپذیر خانواده های استان مرکزی در عراق

خانواده های استان مرکزی با عزم جزم و دو هفته تلاش خستگی ناپذیر با فرقه شکست خورده رجوی به سلامت به ایران باز گشتند.ماهیت ضد بشری رهبری فرقه و سرانش آنقدر غلیظ است که خانواده های درد کشیده را دشمن خود محسوب می کنند و توسط عناصر توجیح شده فحش های رکیک به خانواده ها می دهند. در مقابل پادگان اشرف که روزهای آخر عمرش را به پایان می رساند خانواده های استان دست بردار نبودند و شعارشان این بود”تا آزادی فرزندانمان تا به آخر ایستاده ایم”

رنجنامه خانواده عظیم راد محمدعلیزاده پس از بازگشت از اسارتگاه اشرف 20 خرداد 1391

رنجنامه خانواده عظیم راد محمدعلیزاده پس از بازگشت از اسارتگاه اشرف

رنجنامه خانواده عظیم راد محمدعلیزاده پس از بازگشت از اسارتگاه اشرف

ما به رجوی ها اجازه نمی دهیم از ما خانواده ها سوء استفاده کند 20 خرداد 1391

ما به رجوی ها اجازه نمی دهیم از ما خانواده ها سوء استفاده کند

خانم فکریان پس از شنیدن اخبار مربوط به اشرف و انتقال دو سوم افراد اسیر به کمپ موقت ترانزیت، از دردهایی که بر سر خودش و خانواده اش در این سالیان بر اثر اسیر شدن خواهرش در عراق، بر سرشان رفته گفت و در ادامه به رجوی ها لعنت فرستاد که اجازه نمی دهند خواهرش برای رسیدگی به فرزند و نوه بیمارش به ایران بازگشته یا حداقل با آنان تماس بگیرد. او می گفت نوه خواهرش بیمار است و فرقه در حالی که به خواهرش اجازه نداد تا با خانواده تماس بگیرد

خانواده رمضانی: زمینه ملاقات با عزیزان مان را در کمپ جدید فراهم کنید 09 خرداد 1391

خانواده رمضانی: زمینه ملاقات با عزیزان مان را در کمپ جدید فراهم کنید

آقای رمضانی که در سال 1390 برای ملاقات و رهایی خواهرش به جلوی درب اشرف مراجعه نمود ولی مسئولین اشرف اجازه ملاقات به او ندادند در این رابطه اظهار داشت با شور و شوق و انگیزه بالا برای ملاقات خواهرم رفتم و همه خانواده نیز خوشحال بودند که بعد از سالها با او ملاقات می کنم و از سلامتی او مطلع می شوم ولی رجوی دیکتاتور این اجازه را نداد وقتی از ماشین پیاده شدم مادرم با شور و شوق پرسید موفق شدی؟ که وقتی جواب منفی گرفت آهی کشید و گفت خدا لعنت کند رجوی ها

استقامت خانواده محمدی برای رهایی فرزندش به ثمر نشست 07 خرداد 1391

استقامت خانواده محمدی برای رهایی فرزندش به ثمر نشست

خانم محمدی که مدتها از فراغ و دوری پسرش از بیماری قلبی رنج می برد سرحالتر از همیشه با ابراز خوشحالی غیر قابل وصف و ضمن قدردانی از افشاگری و کمک افراد بازگشته، از خدای بزرگ می خواست که همه اسرای دست رجوی هر چه زودتر رها شده تا قلب همه پدر و مادر و بستگان چشم انتظار این افراد شاد شود تا درد بی کسی بر دل مسعود و مریم بنشیند. سماجت و اصرار پدر و مادر مجید محمدی برای اعزام به اشرف در دو سال گذشته قابل تحسین بود.

برادرم وصله ناچسبی در درون فرقه رجوی است 06 خرداد 1391

برادرم وصله ناچسبی در درون فرقه رجوی است

ایکاش علی قلیزاده عضو اسیراشرفی میدانست که مادرش درچشم انتظاری با آرزوی در آغوش کشیدنش در یک سانحه رانندگی به ابدیت پیوست وپدرش درحسرت دیدن یار و فرزند دلبندش دوچشم بینایش را از دست داده است ولیکن کماکان با مراجعه به دفترانجمن دنبال فرزندش را میگیرد و با امیدواری تمام تلاش دارد به اتفاق دختران و پسرانش در مقابل کمپ اشرف و لیبرتی به بست بنشیند و برای رهایی علی قلیزاده ازچنگال رجوی از مجامع بین المللی و دیگر نهادهای حقوق بشری و دولت عراق استمداد بطلبد.

تا رهایی برادر اسیرم از چنگال رجوی، کوتاه نخواهم آمد 03 خرداد 1391

تا رهایی برادر اسیرم از چنگال رجوی، کوتاه نخواهم آمد

سید طاهر محمدزاده از جمله کسانی بود که با تقبل رنج فراوان برای اولین بار با اشتیاق و آرزوی دیدار حضوری با برادر اسیرش سید ولی محمدزاده عازم کمپ اشرف شد و فعالیت چشمگیری داشت تا پیامش را به برادر اسیرش برساند که دروغ های فرقه رجوی را نخورد و خود با یک تصمیم قاطع ازفرقه رجوی کنده شده و نزد نیروهای عراقی محافظ اسرای دربند اشرفی رفته و برای همیشه درکانون گرم و پرمهر خانواده به آرامش برسد.

زندان در زندان – یادداشت های سفر به اشرف – قسمت دوم 02 خرداد 1391

زندان در زندان – یادداشت های سفر به اشرف – قسمت دوم

در درب ورودی اشرف شاهد صحنه های تلخ و دردناکی بودم خانواده ها با بلندگو و با هزار آرزو فرزندان و بستگانشان را صدا می زدند آنها سالهای طولانی بود که هیچ تماسی با فرزندانشان نداشتند مسعود و مریم که شعار حمایت از حقوق بشر می دهند در طی بیست سال و یا بیشتر اجازه تماس به افراد مستقر در اسارتگاه اشرف را با خانواده هایشان در ایران و یا سایر نقاط جهان نداده اند!

گفتگوی صمیمی با برادر مصطفی فروغی از اسیران اشرف 01 خرداد 1391

گفتگوی صمیمی با برادر مصطفی فروغی از اسیران اشرف

من چندین سال است کار برادرم را دنبال می کنم از طرفی مادرم خیلی نگران برادرم است قطع ارتباط و ناپدید شدن او برای من و مادرم باور کردنی نبود. من توانستم از طریق ارگانهای بین المللی ردی از مصطفی بگیرم مصطفی برادرم چندین سال است در فرقه اسیر است تعجب من این جاست که مصطفی اهل سیاست نبود چگونه فریب این ها را خورده و چندین سال است خودش را در این فرقه اسیر کرده

خانم خزائی: رجوی دین ندارد که مانع ملاقات خانواده ها با فرزندان شان می شود 30 اردیبهشت 1391

خانم خزائی: رجوی دین ندارد که مانع ملاقات خانواده ها با فرزندان شان می شود

خانم خزائی بعد از شنیدن آخرین اخبار از وضعیت اشرف و کمپ موقت ترانزیت، در حالی که دست به دعا برداشته بود اظهار امیدواری می کرد که هر چه زودتر بتواند به ملاقات فرزندش برود. او می گفت « رجوی دین ندارد که مانع ملاقات خانواده ها با فرزندان شان می شود. حتی اگر خانواده ها کافر هم باشند او حق ندارد مانع از انجام ملاقات بشود»

خانواده ها: ما خواهان ملاقات با فرزندانمان در کمپ ترانزیت هستیم – قسمت سوم 26 اردیبهشت 1391

خانواده ها: ما خواهان ملاقات با فرزندانمان در کمپ ترانزیت هستیم – قسمت سوم

پس از اظهارات و درخواست هر یک از خانواده ها برای ملاقات در کمپ جدید از جمله آقایان عبدالمناف شعبانی برادر اسیر محسن شعبانی و مصطفی فرد برادر اسیر مهدی فرد و حسین و عسکر شعبانپور، میرگل موسوی برادر اسیر یعقوب موسوی و خانم نسیبه آهنگر طبقی فرزند اسیر عبدالحسین آهنگر طبقی و آقای کرمعلی شعبانپور برادر اسیر حسن شعبانپور درخواست کردند تا تلاش شود که، تا قبل از مرحله نهایی گفتگو کمیساریای عالی پناهندگان با بستگان اسیرشان در بغداد ملاقات کنند

زندان در زندان – یادداشت های سفر به اشرف 26 اردیبهشت 1391

زندان در زندان – یادداشت های سفر به اشرف

ماهیت وحشتناک این فرقه هنوز برای من به درستی آشکار نشده بود؟ چون با اشرفی مواجه شدم که دور آن را نه یک لایه خاکریز یا سیم خاردار که هشت لایه سیم خاردار و خاکریز کشیده بودند! وحشت رجوی و سایر سران مجاهدین از خانواده ها، پدران و مادران دلسوز و ساده دل تعجب انگیز بود. وقتی خوب به اطرافم نگاه کردم متوجه شدم به تعداد سیم خاردارها اضافه شده است

blank
blank
blank