مجاهدین، نافی آزادی آدمی – قسمت دوم
در پارادایم تفکر و بینش رهبر عقیدتی مجاهدین، او کانون همه ی ارزش ها و اصالت هاست و دیگران وقتی معنا، ارزش وجودی و اصالت دارند که به او متصل شوند و برای او همه ی توانمندی ها، خصوصیات، استعدادها و ویژگی های برتر را فدا و قربانی نمایند. در چنین وضعیت و موقعیت شوک آور براستی مفهوم بردگی در مرحله ی تاریخی از بین نرفته است که در دوران مدرن رهبر عقیدتی بدان مفهوم و تعریف خاصی می دهد.
مجاهدین، نافی آزادی آدمی – قسمت اول
مجاهدین در سیر تاریخی خـویش به یک فرقه ی تمـام عیار با همه ی مختصات و ویژگی های آن که به ذهن متبادر است، مبدل شده اند.فرقه ی مجاهدین آزادی آدمی را به سخره می گیرند. آنان با تقدیس خشونت تمام عیار و همه جانبه” اراده ی آزاد” و” حق انتخاب” او را به سخره گرفته اند. همه ی واقعیاتی که در مناسبات درونی مجاهدین رخ داده است در حقیقت نافی معنای راستین آزادی آدمی ست.
حقوق بشر ابزاری در دستان فرقه رجوی
چندین ماه از حضور اولین دسته های خانواده های اسیران ذهنی فرقه رجوی در مقابل درب اصلی کمپ اشرف می گذرد. در این چند ماه این خانواده ها با انواع و اقسام توهین ها و برخوردهای تند و خشن از جانب فرقه و توسط فرزندان و بستگان خودشان روبرو شدند.همان فرزندان و بستگانی که این خانواده به خاطر آنها و به خاطر آزادی و نجات آنها دشواری ها و سختی های این مسیر ناهموار را پذیرفتند.
انقلابی که با ازدواج با زن برادر ایدئولوژیکی شروع شود آینده اش اینطور خواهد بود
, مسعود خواسته مریم را از همان روز برآورده کرد و در رده همردیفی خود قرار داد و جانشین خود نمود اما مریم برای براورده کردن خواسته مسعود ناچار شد در درون تشکیلات با حذف یک نیرو و جایگزینی نیروی دیگر کار خود را شروع کند یعنی آنها که تا آن روز در رده مسئولان بالا در تشکیلات فرقه بودند اکثریت مردها بودند و مریم دید که اگر اینها را حذف نکند نمی تواند خواسته مسعود را برآورده کند به همین خاطر انقلاب بند الف و بند”ب” را هر چه سریع تر در مناسبات درونی اعلام نمود
در حاشیه همایش انجمن نجات گیلان واقع در شهرستان آستانه اشرفیه – قسمت دوم
پدر و مادر سالمند و زحمتکش روستایی مرتضی میر موسوی از اسرای دربند تشکیلات فریبنده رجوی چند سالی است که با انجمن نجات گیلان ارتباط فعالی دارند تا بتوانند از این طریق و با فعالیتهای انساندوستانه فرزند گمشده شان را دریابند و دستکم بتوانند پس از بیست سال دوری و بی خبری ولو یک تماس تلفنی کوتاه با او داشته باشند و صدایش را بشنوند.این پدر و مادر چشم انتظار وقتی از جلسه انجمن نجات مطلع شدند بی درنگ خودشان را از راه دور به سالن جلسه واقع درشهرستان آستانه اشرفیه رساندند و پای سخنان و به عبارتی درد دل آقایان اکبرمحبی، محمد باقر کشاورز و حمید حاجی پور نشستند.
حمایت از تروریست های مجاهدین به قیمت نادیده گرفتن حقوق بشر
افراد جاه طلب و از خدا بیخبری که از خشم الهی خبر ندارند، به واسطه مواجبی که توسط متکدیان فرقه رجوی جمع شده دریافت میکنند به دنبال خروج نام کثیف فرقه از لیست تروریستی امریکا میباشند که حرکات ضد بشری قاضی کلمبیایی از آن جمله است که چون داغ خانوادهها و گریه و زاری پدران و مادران و بیچارگی عوامل فریب خورده سازمان را از نزدیک ندیدهاند به این حرکات رو آوردهاند و خواسته اند از این طریق که همخوانی با حقوق بشر و حمایت از خانواده های متضرر از تروریست را ندارد اقدام مینمایند.
آیا خانواده ها طبق موازین و مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر حق دیدار با اعضا مجاهدین را ندارد؟
مسعود و مریم رجوی فریاد های مادرانی که در درب ورودی زندان و شکنجه گاه اشرف به آسمان روی کرده اند و فریاد های دادخواهی شان از یزدان پاک، اشک چشم فرشتگان زمینی پرنده گان و ستاره گان آسمانی را نیز جاری و ساری کرده اند آیا ذره ای دل سیاه و سنگلاخی شما را تکان نداده است مسعود و مریم رجوی دوران در تاریکی نگه داشتن افراد در زندان و اسارتگاه اشرف به پایان راه خویش نزدیک شده و بیش از این مسعود و مریم رجوی نمیتواند اعضای خود را در جهالت و تاریکی نگه دارند.
اگر این مادران آمریکائی بودند…!
چنانچه مادران و خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای در بند سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)، آمریکائی یا انگلیسی یا اسرائیلی بودند، وضعیت آنان در حال حاضر به چه صورت بود؟ در چنین حالتی حتما صدای آمریکا و بی بی سی و تمامی رسانه های غربی و سازمان های بین المللی و حقوق بشری برای برآورده کردن خواست آنان بسیج می شدند و گوش جهانیان را کر میکردند و هر روز عکس و خبر با تفصیلات منعکس می نمودند و برای این مصیبت اشک ها می ریختند و ترانه ها می ساختند
پیام اکثریت اعضای مجاهدین در اشرف: « جای ما خالی »
نقش شما در عدم حضور در کنار ما در تمام لحظات خطیر و حساس و خطرناک واقعا بی بدیل است و در هیچ انقلابی سابقه ندارد. واقعا رهبر یک جنبش بودن کار بسیار طاقت فرسا و کوه شکنی است!!! که فقط و فقط از عهده شما و برادر مسعود بر می آید. چه کسی جز شما می تواند شرایط خطرناک را بسرعت بو کشیده و با موفقیت از تمام آنها خود را خارج کند و در عین حال همیشه مدعی باشد که می خواسته در کنار نیروهایش باشد؟!!!
مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت دوازدهم
بعد از اینکه در زمستان 1376 در جمع بزرگ شورای رهبری توسط مسعود و مریم رجوی در قرارگاه بدیع زادگان به من رده شورای رهبری ابلاغ شد یک سلسله نشستها برای این گروه که تازه شورای رهبری شده بودند شروع شد. در این میان مسئول برگزار کننده نشستهای به اصطلاح دیگ مهوش سپهری بود. از بین کسانی که این رده بهمان ابلاغ شده بود بجز تعدادی که در جریان این نشستها ok نشده و به اصطلاح از بحث رهبر عقیدتی و عشق تمام عیار به مسعود خوب عبور نکرده بودند ما را برای نشست مریم رجوی صدا کرد و گفتند که از کوران این مرحله عبور کرده ایم.
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و ششم
یاد حرف های امیر یغمایی افتادم.پدر ایشان عضو شورای ملی مقاومت است. امیر یغمایی و مادرش را بردند به سالن میله ای. ماجرا را امیر در کمپ امریکا برایم تعریف کرد. امیر گفت: فرماندهان مجاهدین من و مادرم را روزی به سالن میله ای بردند بعد به مادرم گفتند که تف کن تو صورت امیر و بگو این بچه من نیست.!! شما ببینید وقاحت و بیشرمی مسئولین سازمان را که مادری را وادار می کنند تا بر روی فرزندش تف کند!!
خبر فوری از قلعه اشرف
روز پنجشنبه 17 تیر ساعت 30/10 به وقت بغداد از طریق خانواده ها با خبر شدیم که یکی از اسیران در بند فرقه رجوی به سمت خانواده های چشم انتظار در حال فرار بوده و برای خلاصی از زندان رجوی با دست تکان دادن برای خانواده ها از آنها کمک می خواست تا او را از آنجا نجات دهند. وقتی این فرد بخت برگشته در وسط جاده به سمت خانواده ها در حال دویدن بود فردی به نام کاک عادل (سید سادات دربند) از پشت درختی در آمده و فرد مذکور را دستگیر می کند و بلافاصله 50 نفر از لای درخت ها در آمده و فرد دستگیر شده را زیر کتک می گیرند