چه کسی اشرف را محاصره کرده است
اکنون بیش از 10 ماه است که خانواده های ساکنین اشرف خطاب به رهبران فرقه با بلند گو فریاد می زنند که این محاصره و تنگناها را بردارید و بگذارید تا ما بتوانیم بداخل پادگان رفت و آمد کنیم و فرزندانمان را ببینیم و یا اینکه بچه های ما بتوانند آزادانه از پادگان خارج شوند و خانواده هایشان را در خارج کمپ ملاقات نمایند حال چگونه ممکن است که نیروهای عراقی پادگان اشرف را محاصره کنند و اجازه ندهند کسی از کمپ خارج شود.
نامه اعتراضی خانواده های قربانیان ترور به نمایندگان پارلمان اروپا
در نامه اعتراضی خانواده های قربانیان ترور کشور که برای تمامی نمایندگان این پارلمان ارسال شد آمده است،ناهماهنگی و برخوردهای گزینشی با بسیاری از معضلات جهانی همچون تروریسم، از سوی دولتها و نهادهای بین المللی بی شک یکی از مهمترین دلایل گسترش این پدیده شوم و غیر انسانی بوده است. در واقع زمانی که علی رغم وجود اسناد فراوان مبنی بر تروریست بودن یک گروهک، شاهد قرار گرفتن آن گروه تروریستی در زیر چتر حمایتی برخی دولتها هستیم براستی چگونه می توان به آینده ای بهتر و به دور از کشتار و ترور انسانهای بیگناه اندیشید.
سلامت و امنیت ساکنان اشرف در خارج از سلطه رجوی بهتر و بیشتر تأمین میگردد
اتفاقات بوقوع پیوسته طی یک دهه گذشته به خوبی نشان میدهند که آن دسته از ساکنان اشرف که توانسته اند به نوعی از این پادگان فرقه ای فرار کرده و خود را از زیر سلطه رجوی آزاد سازند نهایتا تأمین جانی بهتری یافته اند. حال آنکه شواهد، بیان کننده این واقعیت است که آنان که در اشرف مانده اند مدام در معرض تهدیدات مختلف از قبیل مرگ بر اثر خودکشی، خودسوزی، خودزنی، شلیک ناخواسته، حوادث و سوانح مختلف، عدم رسیدگی پزشکی و… هستند
احمد رازانی؛ مهربان بود و همواره کمکمان می کرد
از زمان طلاق اجباری در قعله اشرف وی تسلیم زور مداری رجوی خائن نبود و صرفا حضور دو فرزند دختر و پسرش که آنها نیز با فریب دیدار با پدرشان به اشرف کشاند ه شده بودند مجبور به حضور در قرار گاه بود. سکوت وسکوت وسکوت هیکل ضعیف و پیرمردی در وی نفوذ کرده بود گویی در سالها ی 70 او کشته شده بود ولی فعالیت ایشان قابل احترام بود بلا شک باور کردن خودکشی او سخت است
میزگرد بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و نهم
اگر از مسئولین سازمان در باره ی بچه هایی که از پدر و مادرشان جدا کردند و به خارج فرستادند توضیح بخواهیم استدلال خیلی جالبی را طرح می کنند و ادعا می کنند سال هفتاد جنگ آمریکا با عراق شروع شد شرایط جنگی و بمباران بود به خاطر اینکه بچه ها را از خطر نجات بدهیم آنها را به خارج از عراق فرستادیم. حال با این ادعا و استدلال به نظر شما منطقی است که بچه ها زیر بمباران نباشند و به خارج از عراق منتقل گردند؟
حقوق بشر به سبک رجوی
از زمان سقوط صدام حسین و خلع سلاح مجاهدین توسط نیروهای امریکایی و پس از آن ناپدید شدن مسعود رجوی ـ به عنوان رهبر گروه تروریستی که نزد صدام حسین پناه گرفته بود ـ اعضای مجاهدین در فضایی از وحشت و رعب دائمی نگه داشته شده اند. اعضا از همه دنیا هراس دارند ذهن آن ها چنان در حصار ترس و واهمه گرفتار است که حتی از خانواده های خود بیم دارند.
شکنجه گری از فرقه رجوی که خودش را مظلوم نشان می دهد
در شوی مسخره ارتباط مستقیم سیمای فرقه فردی شرکت کرد که سعی داشت چرندیات رجوی جنایتکار را در مورد خانواده ها دوباره نشخوار کرده و اینگونه سران ابله فرقه را مظلوم نشان دهد. وی ابوالقاسم رضایی با نام مستعار محسن می باشد.شنیدن کلماتی از جمله حقوق بشر، جنایت علیه بشریت و جنگ روانی علیه ساکنان اشرف از وی بسیار خنده دار است، شکنجه گری که تعدادی از اعضای خواهان جدایی از فرقه را شکنجه کرده و یا کشته است اکنون مدعی حقوق بشر و جنایت علیه بشریت می شود.
احمد رازانی از قربانیان فرقه رجوی
درشروع نشست های طلاق اجباری، فرمانده محورهفتم زهرا رجبی صدایم کرد و گفت میخواهم یک حلقه ضعیف به تو بسپارم تا زیر تعلیمات تو نتواند برایمان دردسرآفرین باشد و وقتی خواستم از وضعیت آن حلقه ضعیف بیشتر بدانم با اندکی تندی و تلخی ادامه داد که مشخص است دیگر. وی اهل انقلاب نیست و پای طلاق نمی آید و با انقلاب!!خواهرمریم زاویه دارد.همان ایام شروع آشنایی من با مرحوم احمد رازانی بود ودرگذر زمان و بتدریج دیدم که ایشان مطلقا نه تنها اهل طلاق اجباری نیست
مسئولیت جان گروگانهای مریض در کمپ اشرف بر عهده رجوی است
برخورد سران فرقه جنایتکار رجوی با اعضاء مریض ؛ همانطور که گفتم رجوی در یک نشست عمومی گفت مجاهد مریض نداریم و نمیتوانیم داشته باشیم و برای همین یک استدلال سخیفی اورد و گفت مریض شدن یک مجاهد بهانه است و طرف مشکل جنسی دارد و به بهانه مریضی در اسایشگاه میخواهد که در خلوت خود به مسائل جنسی فکر کند! سران فرقه اینبار در اوج شیادی به سوء استفاده از این مریضان نگون بخت پرداخته که باید مقصر اینکه این اعضاء به چنین وضعیتی دچار شده اند کیست؟
خانواده ها و خشونت سازمان یافته ی دار و دسته ی رجوی
همواره و از آغاز تاریخ بشر فرقه هایی چون مجاهدین و القاعده سودای مناسبات و جامعه ی تک ساختی را در ذهن پرورانده اند و جهانی را در اندیشه ی بسته ی خود به تصویر کشیده اند که به بهانه ی تامین حوائج و تدارک بهزیستی انسان، بی رحمانه آدمی را تحت سیطره ی همه جانبه قرار داده و طرح خواسته ی افراد و حق انتخاب آزادانه ی آنها معروض فشارهای بازدارنده ی فرقه ای بوده، زیرا فرقه هایی چون مجاهدین هرگز ضرورت احترام به مطالبات و حقوق انسانها را باور نداشته اند.
میزگرد نقد مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت چهل
دو تا از این دخترهای اهل اوور که ترانه منصور را با لهجه خواندند و در سیمای آزادی یکی از آنها را از سر به پایین نشان می داد آن هم نمایی از دور بود یا همین رقص زنها در جشن آزادی مریم و مراسمی که بر پا کرده بودند اینها صحنه هایی است که باید سران مجاهدین را مورد سوال قرار داد. در این رابطه اگر یادتان باشد نشستی گذاشتند و مسئول نشست سعی داشت ما را توجیه کند که این رقص ها به خاطر خواهر مریم بوده و مربوط به مجاهدین نیست و مربوط به اعضای مجاهدین نبود.
نامه حامد صرافپور به خانم کلینتون
رهبران این فرقۀ خطرناک مذهبی که به جرأت می توان گفت اگر به قدرت می رسیدند بسیار خطرناکتر طالبان در افغانستان می شدند، مدتها است که دربهای پادگان اشرف را بر روی خانواده هایی که از راههای دور برای دیدار با فرزندان و یا والدین خود به عراق آمده اند بسته و اجازه دیدار این خانواده ها با عزیزانشان را نمی دهند. فکر می کنم تنها ذکر یک نمونه از این تراژدی کافی باشد که شما عمق این جنایت ضد انسانی را درک نمایید.