نگرانی خانواده های چشم انتظارگیلک و اعلام آمادگی اعزام به کمپ ترانزیت
شماری ازخانواده ها که هریک عضوی از خود را در اسارتگاه رجوی دارند خواستار آن شدند که هر چه سریعتر با ایجاد تسهیلات لازم اینبار به ترانزیت اعزام شوند و خاطرنشان کردند که لاجرم در مکان جدید کنترل تشکیلات روی اعضای نگون بخت و از دنیا بی خبر کمتر و یا به صفر رسیده و میتوان با یک ملاقات حضوری با زنده و احیاء شدن عواطف به قربانگاه رفته عزیزان خود، آنان را برای همیشه از شر رجوی راحت کرده و به کانون گرم و پر مهر خانواده بکشانند و خانواده ها بر این باور خود مصر بوده و از خدا خواستند که خواسته هایشان محقق شود.
نامه زیبا به پدر اسیرت در فرقه رجوی دلم را به درد آورد
آقای میلاد طوسی بخش، در نشریه خواندم که روز بیست و نهم مهر ماه سال گذشته (29/7/90)، روز خجسته عروسی و داماد شدنت بود و از پدرت” مسعود” خواسته بودی خودش را به عروسیت برساند! بله آرزوی هر پدری است که پسرش را داماد کند و پسرش را در لباس دامادی ببیند! اما حیف که رجوی خائن خیلی از آرزوهای نسل ما را به قربانگاه برد و قربانی کرد، نامه زیبایت به مسعود، پدرت، دلم را بدرد آورد و چشمانم را بیاد روزهای اسارتم در اشرف و در کنار پدرت پر از اشک کرد.
نامه جمعی از خانواده های اعضای مجاهدین به آقای مارتین کوپلر
با توجه به سخنرانی اخیرآقای رجوی که علنا مشخص گردید که ایشان ودیگرسرکردگان این فرقه تروریستی درنظردارند مجددا شرایط اعمال حاکمیت خفقان را به شیوه های شستشوی مغزی وبه اسارت گرفتن ذهن وجسم اعضا را درکمپ ترانزیت بدست گیرند. وازکمپ ترانزیت اسارتگاه اشرف دیگری بسازند.لازم میدانیم که ازشما درخواست نماییم که دراین خصوص برخورد قاطع تری بعمل آورید.
حضور خانواده های استان مرکزی در دفتر انجمن نجات
مورخ 26/11/90 خانواده های عضو انجمن نجات استان مرکزی در دفتر انجمن نجات حضور یافتند و ضمن ابراز نگرانی در رابطه با فرزندانشان بدنبال راه حلی برای آزادی فرزندانشان از چنگال فرقه رجوی شدند. خانواده های درد کشیده تا به حال چند بار به عراق سفر کرده بودند که شاید بتوانند با فرزندانشان ملاقات کنند ولی متاسفانه سران پادگان اشرف مانع ملاقات شده بودند.
ایستادگی خانواده ها رجوی را مجبور به پذیرش انحلال اشرف کرد – قسمت سوم
همه ما می دانیم که اشرف یعنی همه چیز سازمان، بنابراین بسیار طبیعی است که پذیرش این موضوع که روزی اشرف وجود نداشته باشد برای رجوی ها بسیار سخت و غیر ممکن است. به همین دلیل سعی دارد تا جائی که امکان دارد با بازی های سیاسی و بهره برداری از وضعیت کشور عراق زمان را خریده و آن را به عقب بیاندازد تا شاید بقول معروف از این ستون به آن ستون برای فرقه او فرجی حاصل شود. علی رغم این خانواده ها هم چنان که تا به حال مقاومت و ایستادگی کردند بایستی تا محو کامل فرقه رجوی در اشرف پی گیر کار فرزندان خودشان باشند
ایستادگی خانواده ها رجوی را مجبور به پذیرش انحلال اشرف کرد – قسمت دوم
اکثر افراد از ته دل سنگ نمی زدند بلکه تحت فشارهای تشکیلاتی مجبور به انجام این کار هستند. نمونه های زیادی وجود داشت که وقتی در اطراف این افراد کسی از فرقه نبود، آنها شروع به برقراری ارتباط با خانواده ها نموده و با آنها درد و دل می کردند. بسیاری از آنها آنقدر سنگ را آرام پرت می کردند که چند متر هم آن طرف تر نمی رفت. اما بهر حال از ترس تشکیلات مجبور به این کار بودند.
ساعتی در جمع خانواده های عضو انجمن نجات خوزستان
یکی از نفرات جداشده برای آگاهی بیشتر خانواده ها اظهار داشت اموال منقول وغیر منقولی که رجوی با پررویی تمام ادعای آن را می کند و برای سنگ اندازی در مسیر خروج مسالمت آمیز اعضاء از کمپ بردن آنها را همزمان با خروج از کمپ بهانه قرارداده، هزینه های آن را صدام برای مزدوری بیشتر رجوی از جیب ملت عراق به آنها پرداخت کرده و گرنه از روز اولی که رجوی تشکیلات خود را درعراق و کمپ اشرف مستقر کرد چنین اموال گسترده ای نداشت.
بازگشت صادق خاوری به وطن و کانون پر مهر خانواده – قسمت سوم
بهروز و خود من تجربه درگیریهای ششم و هفتم مردادماه را داشتیم و فهمیده بودیم که در ورای درگیر شدن با نیروهای عراقی تشکیلات رجوی یک هدف دیگری را نابخردانه دنبال میکردند وآن اینکه میخواستند با تحریک عراقیها چند نفرقربانی بشوند وآنگاه رجوی ازخون بناحق ریخته شده اعضا موج سواری بکنند و در راستای اهداف شوم و پلیدشان نزد امریکا و سایر لابی های اروپایی سوء استفاده سیاسی بکنند. لذا برایش مهم نبود که دهها تن از اعضایش روانه قربانگاه بشوند
گفتگو با عین الله شعبانی از رها شده های اخیر فرقه رجوی – قسمت سوم
حضور خانواده ها از سال 88 در پشت درب اشرف چه پیامی برای افراد داخل اشرف داشت؟ رجوی در نیمه اول سال 88 با ایجاد درگیری با عراقی ها باعث مسئله داری بیشتر همه افراد شد که برای پاسخ به آن مجبور به فشار تشکیلاتی بیشتر شد ولی آمدن خانواده ها فشار مضاعفی به رجوی آورد و اعلام کرد اینها مزدوران اطلاعات رژیم ایران هستند یعنی خانواده ها را عوامل اطلاعات خواند اینجا بود که افراد نسبت به دیدگاه رجوی به خانواده مسئله دارتر شدند
گفتگو با عین الله شعبانی از رها شده های اخیر فرقه رجوی – قسمت اول
از سال 1373 که بحث های زیادی در رابطه با انقلاب مریم در آنجا مطرح شد رجوی بحثی بنام حوض راه انداخت و خیلی از بچه ها زیر تیغ قرار گرفتند و به آنها تهمت نفوذی زده شد من هم از این تهمت مستثنی نبودم به همین دلیل در آنجا تصمیم به فرار گرفتم و تا سال 1390 ده بار اقدام به فرار نمودم که هر بار دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار می گرفتم و زندانی می شدم ولی هم چنان تصمیم به فرار داشتم
گفتگو با تعدادی از خانواده های استان مرکزی پس از سفر به اشرف
بعد از بازگشت خانواده های استان مرکزی از عراق با تعدادی از خانواده ها گفتگوی صمیمی در رابطه با فعالیت آنها در کنار پادگان اشرف داشتیم و در واقع به حرفهای دل شکسته آنها گوش دادیم. خانواده های استان مرکزی نهایت تلاش و کوشش خود را کردند که شاید بتوانند برای یک لحظه هم که شده فرزندان خود را ملاقات کنند ولی متاسفانه سران ظلم ستیز طبق معمول کار خودشان را کردند و مانع دیدار خانواده ها با فرزندانشان شدند.
نقدی بر بیانیه تعدادی از فعالین فرهنگی و سیاسی خارج کشور در حمایت از اسیران اشرف
شق دیگر قضیه عبارت از این است که این عزیزان خانواده من، نه بعنوان پناهنده بلکه بنام گروگانهای رهبری و بمنظور استفاده در زدوبندهای خیالی در اردوگاه اشرف حضور دارند. حدود دوسالی است که خانواده ها در جلوی درب قرارگاه اشرف در سرما و گرمای طاقت فرسای عراق برای ملاقات با اعضای خانواده شان متحصن شده اند ضمن اینکه ملاقاتی انجام نشده است.