پنجشنبه, ۹ بهمن , ۱۴۰۴
مصاحبه با آقای مالک بیت مشعل (جهاد) به دنبال اعلام جدایی اش از فرقۀ رجوی در آلبانی 08 بهمن 1396

مصاحبه با آقای مالک بیت مشعل (جهاد) به دنبال اعلام جدایی اش از فرقۀ رجوی در آلبانی

سلام، دوست عزیزمان آقای مالک بیت مشعل ضمن تبریک آزادی و رهایی تان از فرقۀ رجوی، لطفا مختصری خودتان را معرفی کنید و بگویید کی به فرقه رجوی پیوستید وسابقه تان در فرقه چه بوده وکی و چگونه از فرقه جدا شدید؟ – من مالک بیت مشعل از اهواز هستم. از سال ۱۳۸۱ به مدت […]

زندان مخوف ابوغریب لکه ننگی برکارنامه سیاه فرقه رجوی 05 بهمن 1396

زندان مخوف ابوغریب لکه ننگی برکارنامه سیاه فرقه رجوی

بیست روز بعد از اینکه فرقه رجوی من و تعداد دیگری از اعضا را بعنوان امانت به زندان ابوغریب فرستاد یعنی در دوم بهمن سال 80 دولت صدام تعداد پنجاه تن از اعضای منتقد فرقه رجوی که دربین آنها افرادی ازجمله دوست خوبم آقای محمد حسین سبحانی با سابقه تشکیلاتی بالا درفرقه را به ایران […]

خاطره ای از علی محمد خاتمی در مورد اعتصاب غذای لیبرتی 05 بهمن 1396

خاطره ای از علی محمد خاتمی در مورد اعتصاب غذای لیبرتی

پس از به کشته دادن 52 نفر از اعضای نگون بخت در زندان اشرف و مفقود شدن 7 تن از اعضا در شهریور سال 92، رهبری مجاهدین برای آنکه از زیر بار مسئولیت خود فرار کرده تا ناچار نباشد به سوالاتی که در این مورد از سوی نیروهای خودی، رسانه های جمعی و افکار عمومی […]

هتل مهاجر اهرم ترس اسیران دربند رجوی – قسمت دوم و پایانی 03 بهمن 1396

هتل مهاجر اهرم ترس اسیران دربند رجوی – قسمت دوم و پایانی

بعد از بیان خاطره اول که مربوط به اهرم ترس از افسران عراقی در جهت فرار نکردن از اسارتگاه اشرف و لیبرتی بود این بار به دومین اهرم ترس یعنی هتل مهاجر که سازمان علیه ما استفاده می‌کرد، می‌پردازم. سران فرقه رجوی از هتل مهاجر بغداد تابویی برای ما ساخته بودند و عنوان می داشتند […]

افسران عراقی اهرم ترس اسیران در بند رجوی! 01 بهمن 1396

افسران عراقی اهرم ترس اسیران در بند رجوی!

با سلام خدمت دوستان و خوانندگان گرامی، خاطره دیگری که قصد نگارش آن را دارم و از جهتی برای خودم نیز خنده‌دار بود به ذهنم زد تا برای شما هم نقل کنم. بیان این خاطره به دوران حضورمان در عراق برمی‌گردد. داستان از این قراره که در فرقه رجوی برای ترساندن نفرات از هر اهرمی […]

غلبه بر ترس مهمترین عامل برای جداشدن از فرقه رجوی 27 دی 1396

غلبه بر ترس مهمترین عامل برای جداشدن از فرقه رجوی

با سلام خدمت خوانندگان گرامی و خانواده های عزیز و ارجمند و با تشکر از انجمن نجات خراسان رضوی که فرصتی داده شد تا دوباره (به روشنگری شخصیت و زوایای پیدا و پنهان فرقه رجوی بپردازیم) اینجانب علی محمدخاتمی سال ۱۳۴۶ در شهرستان تربت جام (استان خراسان رضوی) بدنیا آمدم و در تاریخ 1/9/1366 در […]

خشکانیدن عواطف در فرقه رجوی 27 دی 1396

خشکانیدن عواطف در فرقه رجوی

  چندی قبل مشغول وب گردی در سایت انجمن نجات بودم که بیان خاطرات جمعی از جداشده ها نظرم را به خود جلب کرد. دست به قلم برده و خواستم در رابطه با بدترین خاطره ای که به ذهنم خطور کرد مطلب بنویسم تا بینندگان محترم از خواندن آن بیشتر پی به خباثت فرقه رجوی […]

بیاد اکبرچاووشی پس از ۴دهه بیگاری وتحقیر واسارت 27 دی 1396

بیاد اکبرچاووشی پس از ۴دهه بیگاری وتحقیر واسارت

اکبرچاووشی روز جمعه ۲۲دی ماه براثرسکته قلبی درآلبانی درگذشت. سایت رسوا ودروغ پرداز رجوی درمورد او چنین نوشت: مجاهد خلق اکبرچاووشی پس از ۴دهه مجاهدت ومبارزه بی امان در راه آزادی پرکشید. او زمانی دانشجوی رشته زیست شناسی دانشکده علوم دانشگاه تهران وهمزمان دانشجوی آموزش و پرورش دانشکده ابوریحان بیرونی تهران بود.!؟؟ اما براستی واقعیت […]

از آذر ۶۰ تا آذر ۸۵، بیست و پنج سال در سراب آزادی – قسمت پایانی 26 آذر 1396

از آذر ۶۰ تا آذر ۸۵، بیست و پنج سال در سراب آزادی – قسمت پایانی

نسل برآمده از انقلاب تمامی امید و اعتماد خود را صادقانه و در توهم خوشبختی و بهروزی و آسایش خلق که رجوی را تنها نماینده آنها میدانست گذاشت. از درس و کلاس و دانشگاه و منافع فردی گذشت. از کانون گرم خانواده جدا شد. تا به باور آن روز خود در محضر خدا و خلق […]

دوست عزیز و گرامی ام آقای حمید طاهری خسروشاهی!!! 23 آذر 1396

دوست عزیز و گرامی ام آقای حمید طاهری خسروشاهی!!!

دوست عزیز و گرامی ام آقای حمید طاهری خسروشاهی!!! هنوز خاطرات صحبت های شیرین با یک هم شهری والبته تلخ از بابت اسارت در فرقه انحرافی رجوی، را فراموش نکردم! آن روزها در قرارگاه همایون در نزدیکی شهر بصره عراق، در گرمای بالای 50 درجه و شرجی! صحبت و درددل با یک هم شهری بسیار […]

از آذر ۶۰ تا آذر ۸۵ بیست و پنج سال درسراب آزادی – قسمت اول 20 آذر 1396

از آذر ۶۰ تا آذر ۸۵ بیست و پنج سال درسراب آزادی – قسمت اول

۲۰ آذرماه همیشه برایم تداعی کننده دنیایی خاطره است. خاطرات تلخ وشیرین بیست وپنج سال عمروجوانی وسرمایه زندگی دریک لحظه تصمیم گیری وانتخاب احساسی ونه منطقی وشور و نه شعور بسرعت باد تلف شد اگرچه برخی لحظات آن بیش از صد سال برمن گذشت. ساعت 3:30 بیست آذرماه سال ۶۵ بعد از۵ سال آوارگی ودربدری […]

خاطره ای از آمدن خانواده ها به اشرف 11 آذر 1396

خاطره ای از آمدن خانواده ها به اشرف

یادم هست وقتی که خانواده ها به اشرف میامدند و فرزندانشان را صدا میکردند ما نفرات که در اشرف اسیر این فرقه بودیم با شنیدن صدای مادر ها و پدر ها بغض گلویمان را میگرفت ولی جرات کاری نداشتیم. می خواهم از خودم بگویم که چه لحظاتی داشتم. من همیشه آرزو داشتم که این خانواده […]

blank
blank
blank