خاطرات محمد عظیم میش مست
همانطور که در اعلام جدایی خودم گفتم با توجه به آنچه که در این سالیان سیاه برمن و امثال من گذشت بر آن شدم که صدای خفته و خسته قربانیان آن سالیان فریب شوم و حداقل تلاشی در راستای تنویر افکارعمومی کشورم وجامعه ایرانیان بخصوص نسل جوان کشورم انجام داده باشم از این رو تصمیم […]
وعده دروغ مسعود رجوی به حسین مشعوف
مسعود رجوی چوپان دروغگویی بود که دروغ هایش پایانی نداشت، چه در مورد مبارزات و بازگشت به ایران، چه در مورد همکاری هایش با صدام و چه در بیان مسائل ایدئولوژیک و سیاسی. انگار ذات او را با فریب و دروغ آمیخته بودند. او حتی قرآن را هم اینگونه تفسیر می کرد. تمام این تلاش […]
وقتی «فرشته» از اشرف جدا شد
دو ساله بود که همراه با پدر و مادرش به کمپ اشرف رفته بود. ۷ سالش بود که در سال ۱۳۷۰ به همراه بقیه بچه ها فرستادنش به اروپا نزدیک خانواده خارجی. چند سالی را با آن خانواده که به فرزندی قبولش کرده بودند زندگی می کرد. ۱۴ساله بود که دوباره به کمپ اشرف او […]
خاطرات دوران اسارت در فرقه مجاهدین – قسمت ششم
رجوی که همواره در توهم بود فکرمی کرد با انتخابات مجلس عراق نخست وزیر مورد علاقه اش که ایاد علاوی بود بر سرکار خواهد آمد و می تواند با او برای ماندن فرقه درعراق به توافق برسد که این رویای رجوی هم درنهایت محقق نشد. چیزی نگذشت که مسئولین صحبت ازآمدن خانواده های اعضا به […]
خاطرات دوران اسارت در فرقه مجاهدین خلق – قسمت پنجم
در قسمت قبل گفتم که در مهمانی از افسران آمریکایی مسئولین فرقه از دختران جوان تشکیلات برای پذیرایی از آنها استفاده کردند. بهرحال بعد از مواجه شدن با ان صحنه وقتی به مقر برگشتم بشدت متناقض شدم و هضمش برایم سخت وجای سوال بود که چی شد؟ سازمانی که سالها در گوشمان میخواند خواهران مجاهد […]
عظیم میش مست: چشم و گوش ما در آلبانی روشن شد
به دنبال موج جدید جدایی اسیران از فرقه رجوی، باز هم یکی دیگر از اعضای این فرقه به طور رسمی اعلام جدایی کرد. به گزارش فراق، متن نامه جدایی”عظیم میش مست” که امروز توسط وی منتشر شد به شرح زیر است. اینجانب محمد عظیم میش مست که از سال ۶۸ درعضویت تشکیلات فرقه رجوی بوده […]
خاطرات دوران اسارت در فرقه مجاهدین – قسمت چهارم
همانطور که گفتم قبل از شروع حمله آمریکا به دستور رجوی در مرزها مستقر شدیم تا درصورت حمله آمریکا به عراق ما هم به سمت مرزهای ایران رفته و امر سرنگونی را محقق کنیم اما بعد ازچند هفته همچون لشکر شکست خورده وبا بجا گذاشتن تعدادی کشته و مجروح و تعداد زیادی از ادوات جنگی […]
وحشت بی پایان رجوی ازافشاگری جدا شدگان از فرقه اش
قسمت پایانی گفتگو با خانم فرشته هدایتی از اعضائ شورای رهبری جدا شده از سازمان مجاهدین خلق جمعبندی کوتاه مجری تلویزیون ایران فردا وقتی امروز به سرنوشت مجاهدین و سازمان نگاه می کنیم بسیاری جان دادند، بسیاری عمر و آینده خود را از دست دادند، بسیاری هنوز درغفلت هستند و بسیاری امید وار و وفادار، […]
خاطرات دوران اسارت در فرقه مجاهدین خلق – قسمت سوم
همانطور که گفتم سران سازمان هرگونه اعتراضی را به بهانه پوشالی”سرنگونی نزدیک است” سرکوب می کردند. چون اعتراض در مناسبات با منافع فرقه در تضاد بوده و باعث می شد واقعیت ها برای همه مشخص شود.واقعا هم معلوم بود که ما با سلاح های فرسوده و نفرات کم نمی توانستیم کاری کنیم. این یک واقعیت […]
خاطرات دوران اسارت در فرقه مجاهدین – قسمت دوم
بعد ازچند روز ماندن در مهمانسرا ما را به پادگان اشرف و در قسمتی که با دیوار بتنی وسیم خاردار احاطه شده بود بردند که بیرون از ان را نمیتوانستیم ببینیم. تنها یک برج نگهبانی پادگان اشرف که تقریبا در فاصله دو کیلومتری بود پیدا بود. شیرینی و تازگی آنجا فقط روزهای اول بود که […]
خاطرات دوران اسارت در فرقه مجاهدین خلق – قسمت اول
سال 79 به اتفاق چند تن ازدوستانم برای کار به کشور ترکیه رفته بودیم. بعد ازگذشت چند روز از اقامت در ترکیه، یکی از دوستانم به بیرون رفت و برگشت هتل و به من گفت میخواهم به سازمان مجاهدین بروم وشخصی را پیداکردم که میتواند مرا به سازمان وصل کند. همان شب ازمن خواست تا […]
مالک بیت مشعل: خاطرات من در فرقه مجاهدین خلق
این بار میخواهم سرگذشت خودم و چگونگی پیوستن خود به فرقه ضد انسانی مجاهدین خلق را برای شما بازگو کنم. من هیچ رابطه یا شناختی از سازمان مجاهدین نداشتم و حتی آشنایی حداقل هم با مناسبات و دیدگاه های سیاسی این سازمان نداشتم و در حال تلاش برای خودم و خانواده ام بودم و از […]