قبور اعضای ناراضی در مقبره الکرخ
قرارگاه پارسیان مقر اصلی رجوی در جوار مقبره الکرخ درحوالی زندان ابوغریب واقع بود که از منطقه گشت حفاظتی امنیتی محسوب میشد که شبانه روز بواسطه گشت مشترک با عارفی (مخابرات صدام) تحت پوشش قرار داشت مبادا که ازآن نقطه علیه مقر پارسیان بتوسط معارضین عراقی مورد هدف قرار بگیرد. تابستان 1375 بود که مسئولیت […]
شروع دوران بازنشستگی ارتش رجوی و ظهور تیف…
اینکه چطور تیف ((TIPF، تشکیل شد؟ داستان هائی طولانی، عجیب و البته شنیدنی دارد. بعد از شروع حمله نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا به عراق، ما (نیروهای سازمان)، پس از تحمل بمباران های شدید، طبق دستور مسعود، به اشرف برگردانده شدیم. بعد از عقب نشینی به اشرف و خلع سلاح و داستان هائی که همگان […]
وقتی فکر کردن در فرقه رجوی ممنوع و هرزهگردی بود
خاطراتی تلخ از فرقه به یاد دارم ازجمله ضدیت شدید و هیستریک رجوی و همپالکیهایش با علم و دانش و پیشرفت اعضا، همانطور که خانوادههای محترم و اغلب کارشناسان و روشنفکران مطلع هستند. بسیاری از اعضای اولیه جذبشده به فرقه رجوی طیفهای گستردهای از دانش آموزان و دانشجویان در حال تحصیل در زمان پیوستن بودند. […]
کارکرد آلیناسیون، نقش سرکوب و خشونت علیه زنان در بقای فرقه رجوی – قسمت دوم
من بعنوان دختر 21 ساله ای که با رویا و آرمان های عدالت اجتماعی و برابری حقوق انسانها و مبارزه با ظلم و ستم به جستجوی نور و روشنایی و زیبایی در کشورم ایران، پاسپورت گرفتم و به قصد پایگاه های سازمان در ترکیه سفرکردم و به مدت 23 سال با ترفندهای فریبنده و سرگرم […]
ماجرای چک امنیتی سال ۷۲ چه بود؟
در سال 1372 و پس از انقلاب ایدئولوژیک، رجوی برگ دیگری از جنایات خود را در مورد افراد سازمان رو کرد. سازمان که دیگر شکل تشکیلاتی نداشت و فرقه ای تمام عیار بود نیاز به تصفیه درونی داشت. بنابراین بهانه ای برای اعمال فشار بر افرادی که به نوعی ساز مخالف می زدند تراشیده شد […]
خاطرات حسن شهباز،از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت چهارم
نکته قابل ذکرى که میخواهم به آن اشاره کنم این است: تنها دلیلى که باعث شد این سرگذشت را برایتان نقل کنم، وجود صدها تن مانند من در درون زندانیست که روز بروز بیشتر در درون خود فرو میرود و بسته تر میشود و همه آنها در ناآگاهى،محکوم به مرگى تدریجى و بدون هیچ هویتى […]
اسارت توسط ارتش متجاوز صدام حسین – قسمت دوم
تجاوز سراسری عراق به خاک ما شروع شد و همزمان ارتش متجاوز عراق در چندین محور در جنوب شروع به پیشروی در خاک ما کرد همان اولین روز شروع جنگ من که به همراه آتشبار مان مشغول جابجایی ودرحال تردد در جاده مرزی بودیم به محاصره نیروهای عراقی که باچندین ستون زرهی در حال پیشروی […]
بیاد مهران غلامی از قربانیان فرقه مجاهدین خلق – قسمت اول
مهران غلامی با نام مستعار احمد رضایی دانش اموز سال اخر دبیرستان شهرستان بندر ماهشهر بود که در آذرماه سال 65 توسط عوامل باندهای قاچاق مجاهدین و با ترفند فریب کارانه زندگی و ادامه تحصیل درکشورهای اروپایی جذب وبه پاکستان و سپس به قرارگاه حنیف در منطقه ابوغریب عراق برده شد. در اواخر دی ماه […]
خزعبلات حمید رضا طاهرزاده موزیسین مزد بگیر رجوی
سوسول خارجه دوست مزد بگیر رجوی، هرازگاهی به دستور رجوی به اتفاق دوستان همکار و همجنس خود به حضور و مشارکت در جلسه عمومی رجوی درعراق ناامن! دعوت میشد تا با یگانه سلاحش که گیتار بود بنوازد که نامش حمید رضا طاهرزاده ملقب به طاهر بود. تملق گوی بی مقدار رجوی درمطلبی با عنوان مشمئزکننده […]
خاطرات علی هاجری ـ قسمت اول
در مهرماه سال ۱۳۵۹ نزدیک به ساعت ۱۰ صبح غرش توپها بصدا درآمد و تمام شهر در زیر دود پالایشگاه آبادان محو شد جنگنده بمب افکنها لحظه ای مجال نمیدادند مردم شروع به ترک شهر کردند من و دیگر جوانان رفتیم و برای دفاع از وطن سلاح بدست گرفتیم و در کنار اروند رود موضع […]
مصاحبه با علی اکرامی؛ تحلیل و بررسی پیام اخیر مسعود رجوی – قسمت سوم
رجوی در تمامی این سالیان به نیروهایش وعده های سرخرمن داده، به بیان دیگر حکایت رجوی درست شبیه آن داستان چوپان دروغگوست که ما درکتاب های فارسی دوران ابتدایی می خواندیم. همان گرک گرک! یا به بیان رجوی سرنگونی سرنگونی! و دیگر کسی باور نمی کند. خود رجوی دریکی از نشست ها به بهترین شکل […]
خاطراتی از کشتاری که فرقه مجاهدین در لیبرتی عراق به راه انداخت
با سلام خدمت هموطنان محترم من منوچهر عبدی یکی از اعضای نجات یافته از فرقه رجوی درآلبانی هستم در تشکیلات فرقه همه مسئولین به لحاظ ساختار ذهنی و فکری شبیه هم هستند فقط بعضی ها بهتر و باورکردنی تر دروغ می گویند اما کجا به آدم فشار میاد اونجا که همراه با شنیدن دروغ آدم […]