مجید محمدی از مناسبات فرقه در لیبرتی می گوید – قسمت دوم
رجوی ها شرایطی را برای اعضا در لیبرتی ایجاد کردند که به لحاظ مناسبات فرقه ای و کنترل تشکیلاتی از اشرف هم بدتر شده است. چرا که رجوی ها به خوبی می دانستند که لیبرتی مثل اشرف نیست، که در محیط بسته آن هیچ ارتباطی با دنیای بیرون ممکن نباشد، بنابراین برای آنکه مانع از فرار های گسترده و فروپاشی سریع تشکیلات بشوند، کنترل تشکیلاتی در لیبرتی را به نسبت آنچه در اشرف بود بیشتر کردند تا کنترل اوضاع از دست شان در نرود.
اشرف بی اشرف!
حالا پس از سالها این ظرف تشکیلاتی بهم ریخته و دارد جایش را به میهمانان دیگری می دهد یادم می آید که می گفتند پس از انقلاب! اشرف را موزه می کنیم تا ببینند مردم ما در چه جایی انقلاب را رشد دادیم! حال که نه انقلابی متصور است و تمامی آن دروغها عیان گشته است و تنها رنج و اسارت سالیان اسیران سازمان اشرف را به تنفر آمیز ترین واژه زندان مخوفی را یاد آور است که در تاریخ می توان آنرا با آشویتس یا دروازه جهنم از اردوگاههای مر گ هیتلری در جنوب آلمان مقایسه کرد.
جان و عمر سه هزار نفر از گروگان های کمپ اشرف و لیبرتی بازیچه خودخواهی های رجوی
زندانیان کمپ اشرف در ابتدا چوب ندانم کاری خود را می خورند زیرا عده ای از آنان بدلیل داشتن ایدئولوژی کور اسلام کومونیستی جذب این سازمان شده اند و بیشتر اعضای آن جوانی و عمرشان بخاطر دیدن عکس مار روی دیوار بطرف سازمان جذب شده اند عده بسیار اندکی نیز از روی ناچاری و در خطر بودن جانشان. سازمان مجاهدین خلق برای جذب اعضا از کثیف ترین شیوه های ممکن استفاده می کرد..
از اردوگاه ترانزیت در بغداد چه خبر؟
زمانی که افراد از اشرف به لیبرتی نقل مکان میکردند امکان بردن وسایل و تجهیزات زیادی را به همراه خود نداشتند. اما توانستند تعدادی برانکارد را به عنوان تجهیزات پزشکی با خود ببرند. از این برانکاردها برای جابجائی شن و ماسه استفاده میکنند. به این صورت که مقداری شن و ماسه را در یک نقطه انباشته میکنند و افرادی را مأمور می نمایند تا این شن و ماسه ها را که برای تسطیح معابر می بایست مورد استفاده قرار گیرند به جای دیگری منتقل کنند و بعد از مدتی باز به محل اول برگردانند یا به جای سومی ببرند. همچنین به افراد گفته میشود تا شن های درشت را از میان آنها جدا کنند و توجیهشان اینست که ممکن است برای تردد افراد مسن مشکل ساز باشد.
پشت پرده حوادث ۱۷ ژوئن
طبق اظهارات دستگاه قضایی فرانسه دستگیری مریم قجر وتعدادی از اعضای این فرقه در رابطه با جنایات تروریستی، پولشویی و سازماندهی خشونت آمیز علیه مخالفین و اعضای جداشده و… در نوع خود بی نظیر بوده است. و به حقایق و مدارک بسیاری در مورد فعالیتهای تروریستی این فرقه دست یافتیم. این اتفاق میمون ومبارک که درنوع خود ضربه بزرگی به دستگاه ترور واختناق فرقه به حساب می آمد، سردرگمی وسراسیمگی و شوک شدیدی به سراپای فرقه فرود آورده بود. برای همین به دستور مریم قجر و با سراسیمگی به همه اعضا و هوادارانش دستور خودسوزی داد
به بهانه سالگرد انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک سازمان – قسمت اول
در انقلاب ایدئولوژیک خود ساخته مسعود رجوی در سال 63 که پس از نا کامی ها و بعد از 30 خرداد 60 در امر رسیدن به حکومت برای وی پدید آمد. سازمانی که در انحراف کامل از خطوط اولیه خود – که آنهم از ابتدا کج بود – به یک سر فصل در انحراف خود رسید و آن جدا شدن کامل از مسیر مبارزه و مخالفت بود و بدین طریق به محوطه ای و حوزه ای وارد شد که اشتباهات رهبری توجیه پذیرشوند. در این حال موجودیت زیر زمینی و فرقه ایی سازمان به اوج خود رسید که هیچ ربطی به مبارزه سیاسی و حتی مسلحانه نداشت. در این صورت رهبری میتوانست تمامی کارهای خودش را با سس ایدئولوژیک و صد البته کاملاً وارونه بخورد اعضاء بدهد.
رجوی ها با مغز شویی اعضا را در دنیای بی خبری نگه می دارند
آقای احمد ردائی برادر اردشیر ردائی می گوید نزدیک سه دهه است که برادرم به مناسبات فرقه در اشرف پیوسته است ولی تاکنون هیچ اطلاعی از او نداریم و نه خود اجازه تماس داشته است و نه مسئولین فرقه رجوی از سلامتی او به ما اطلاع داده اند فقط از طریق بچه های جدا شده متوجه حضور او در مناسبات جهنم رجوی شدیم.آقای ردایی که از روحیات برادرش از زمان انقلاب با خبر بود از دوستان جدا شده می پرسید چطور برادرم قبول کرده است که رجوی آنها را در دنیای بی خبری نگه دارد و یا هر گونه ارتباطات آنها با دنیای بیرون را قطع کند.
در کمپ لیبرتی چه می گذرد؟
زن سابق رجوی همراه با دیگر سران فرقه در کمپ لیبرتی مثل بختک بالای سر اعضاء اسیر هستند برای آن عده که نوبت مصاحبه با کمیساریای عالی پناهندگی شان می رسد نشستهای مختلفی برگزار می کنند که فرد وقتی با مصاحبه کننده روبرو شد بگوید تمایل اش ماندن در عراق است. این حرف را سران فرقه به اعضا یاد می دهند و آنها را میترسانند که اگر به غیر این بگویید از کانالهای خودمان خواهیم فهمید که چی در مصاحبه گفته اید و هر کس به جزء انچه مشخص شده حرفی زده باشد خیانتش معلوم خواهد شد!
اسارت فکری انسانها، نوع جدید برده داری
کسانی که در فرقه حضور یافتند و در حقیقت در دام فرقه گرفتار شدند، بدلیل سوژه روند بازسازی قرار گرفتن، وابستگی به فرقه بآنها تحمیل می شود در محتوا یک برنامه بازسازی فکری شامل مراحل، (تخلیه ذهن – پرداخت ذهن و ورود اطلاعات و….) پالایش و پیوست! روی آنها اعمال می شود و این پدیده بطور عام به” مغزشویی” شناخته می شود. و می توان لفظ” برده نوین” را به این فرد اطلاق کرد.
گفتگو با ابراهیم خدابنده
اردوگاه اشرف ظرفی بود که رجوی توانست نیروهایش را در آن جمع کند. فرقهها کلا به دنبال جایی هستند که ایزوله از محیط خارج باشد، چراکه نمیخواهند اعضایشان با محیط پیرامون ارتباطی داشته باشند. برای همین ساکنین اردوگاه اشرف ارتباط تلفنی با بیرون نداشتند، اینترنت نداشته و ندارند. فقط اینترانت یا شبکه داخلی و تلویزیون مداربسته دارند. آنجا کسی موبایل ندارد و تنها مسوولان ارشد حق استفاده از موبایل آن هم تحت ضوابط خاص را دارند.
خروج ۴۰۰ نفر از اشرف و ورود تنش به کل پیکر سازمان
چهار صد نفر از مجاهدین خلق که با دقت و زیر نظر خود خانم رجوی برای انتقال به کمپ لیبرتی انتخاب شده بودند بعد از سه روز نشست متمادی و بازدید از مزار کشته شدگان مجاهدین ؛ سوار اتوبوسها شدند و بقیه بهت زده و گیج و پرچم به دست برای بدرقه حاضر شدند. شکست سیاست غلط و بیفایده” ماندن در اشرف”و نیز تلاش برای بیرون آمدن از لیست تروریستی آمریکا به نتیجه نرسید اما به شدت باعث تنش و مسئله داری اعضا شده است
اختلاف در درون مجاهدین بر سر پادگان اشرف
یک منبع نزدیک به شورا و مجاهدین فاش ساخت که اختلاف در درون تشکیلات مجاهدین بر سر سیاست های این گروه در قبال پادگان اشرف تنش زا شده است.بنا بر اظهارات این منبع مطلع یکی از اعضای غیر مجاهد شورا اخیرا انتقادات اساسی را نسبت به سیاست های اتخاذ شده رجوی در خصوص پادگان اشرف ابراز نموده و شخص رجوی را مسئول جان گرفتار شدگان در پادگان اشرف دانسته است.